
تبیین علم الهی به اعیان خارجی
تفاوت علم حصولی و علم حضوری در ذات باریتعالی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین نحوه تعلق علم خداوند به موجودات و اعیان خارجی میپردازند. بحث با نقد تشبیه علم الهی به علم حصولیِ انسان آغاز میشود؛ چرا که در علم حصولی، عالم همواره با معلومِ خارج از ذات خود مواجه است و این امر مستلزم تغییر و تحول در نفس عالم است. در ادامه، با بررسی مثالهای عرفی مانند خطاطی و نقاشی، تفاوت میان ارادههای متعدد انسانی و اراده واحده الهی تبیین میگردد. استاد با استناد به مبانی حکمی و روایی، اثبات میکنند که علم خداوند به مخلوقات، از سنخ علم حضوری است که در آن، تمام حقایق هستی با وجود عینی و شخصی خود نزد ذات حق حاضرند. این نگاه، کلید فهم مسائلی همچون بداء، قضا و قدر الهی است و نشان میدهد که در ساحت ربوبی، هیچگونه جهل، تغییر یا تقدم و تأخر زمانی راه ندارد.
تبیین علم الهی به اعیان خارجی
2یک استاد خطى داشتیم که قبلاً در زمان سابق پیش او مىرفتیم. خدا رحمت کند اسمش مرحوم سید حسین میرخانى بود که بسیار خطاط درجه یکى بود و به اعتقاد من بعد از میرزا غلامرضا کلهر هیچ کس به خطاطى ایشان تابهحال نیامده است. او اوّل بود و ایشان هم دوم. خیلى خطاط [ماهر] و آدم خوبى بود. خدا او را بیامرزد. بسیار خلیق و دلسوز بود و خیلى شاگرد پرور بود. ما مىرفتیم و خیلى از بزرگان خطى که فعلاً هستند آن موقع مىآمدند و گاهى اوقات هم آنها به ما تعلیم مىدادند. وقتى سر او شلوغ بود آنها به ما آموزش مىدادند. یک روز پیش ایشان رفتم، البته نه در کلاس هنرستان بلکه در همان دارالکتابهاش در خیابان سعدى که خصوصی بود رفتم. به ما مشق داده بود و ما هم رفته بودیم و در دو روز پنجشنبه و جمعه پنج خط نوشته بودیم! شقالقمر کرده بودیم!! دوتا 24 ساعت؛ پنجاه ساعت، پنجتا یک سطر نوشته بودیم و گفتیم که حالا جایزه هم باید از او بگیریم! رفتیم.
گفت که مشقهایت کجاست؟
ـ بفرمایید آقا!
ـ چه؟ این؟! این برای چند روز است؟
ـ این برای دو روز است آقا!
ـ برای دو روز است؟!
حالا نزدیک ظهر بود، روز شنبه بود. مقدار زیادى کاغذ درآورد. نگاه کردم دیدم در هر کاغذش یک سیاهمشق هست که باید تابلو و اینها بشود. گفت که همۀ اینها را من از صبح تا حالا در عرض دو ساعت نوشتهام! اینقدر کاغذ که روى هم انبار شده مربوط به صبح تا ساعت یازده است که ما رفته بودیم. او ساعت هشت آمده بود و گفت که اینها مربوط به دو سه ساعت من است. آنوقت تو بعد از دو روز آمدى و پنج خط مشق به من دادى و مىخواهى یک گوسفند هم جلویت قربانى کنم که یک وقت چشم نخورى! این برای دو یا سه ساعت من است! بعد خودش مىگفت: من روز شنبه خطاط نیستم! چون دو روز از خط من گذشته، روز پنجشنبه خطاط هستم. روز شنبه که مىآیم تا ظهر کارى مىکنم که از این به بعد خطاط مىشوم؛ یعنى مىبینم آنچه را که مىخواهم بنویسم با آنچه که من هستم دوتاست و درنمىآید! مدام مشق مىنویسم و سیاهمشق مىکنم و [تمرین] مىکنم تا آن آخر [درست شود] هان! حالا شد! حالا آن عینى که دارم بالا مىآورم با آنچه که وجود ذهنى من هست منطبق است. مثل بعضى از بزرگان که در نجف مىگفتند که ما روز شنبه مقلد هستیم چون دو روز از بحث و درسمان گذشته و هرچه داشتیم پریده و روز شنبه که مىآییم دوباره باید استارت بزنیم و ببینیم کار به کجا مىرسد! این مسئله مربوط به انطباق وجود ذهنى با همان معلوم بالذاتى است که از یک امر خارجى حاصل مىشود. حالا ما در مورد بارى تعالى خیلى بخواهیم هنر بکنیم شقّ دوم آن علم حصولى ما را که همان عبارت از وجود ذهنى سابق بر آن معلوم بالذات خارجى است را به خدا نسبت مىدهیم. مىبینیم تمام این اعیان خارجى که اینها به ید قاهرۀ پروردگار تعیّن خارجى پیدا کردهاند قبلاً یک صورت ذهنى در ذات پروردگار داشتهاند. همینکه ما فکر مىکنیم این است دیگر! خیلى بخواهیم نسبت به پروردگار و ذات بارى در کیفیت خلق امتیاز به خدا بدهیم مىگوییم که نمىشود پروردگار نسبت به اعیان خارجى و مخلوقات جاهل باشد قبلاً باید عالم باشد؛ یعنى یک پروندهاى در ذات و نفسش و یک گوشۀ دلش هست فرض کنید این پرونده را باز مىکند و [میگوید] که إنشاءالله هروقت ارادهمان تعلق گرفت ملائکه را این شکلی درست کنیم، صفحۀ دوم را بزنیم شیاطین را اینطوری درست کنیم، صفحۀ سوم اجنه را فلان ... هنوز هیچ خبرى نیست! اینها را یکىیکى [ورق میزند]. صفحهها و پروندهها یکىیکى در نفس خدا وجود دارد. مثل همان خطاطى که در نفس و دل و وجودش آن کیفیت خط نقش بسته و بعد سعى مىکند آن وجود خارجى خط را با آن وجود ذهنى منطبق دربیاورد.
