
تبیین علم الهی به اعیان خارجی
تفاوت علم حصولی و علم حضوری در ذات باریتعالی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین نحوه تعلق علم خداوند به موجودات و اعیان خارجی میپردازند. بحث با نقد تشبیه علم الهی به علم حصولیِ انسان آغاز میشود؛ چرا که در علم حصولی، عالم همواره با معلومِ خارج از ذات خود مواجه است و این امر مستلزم تغییر و تحول در نفس عالم است. در ادامه، با بررسی مثالهای عرفی مانند خطاطی و نقاشی، تفاوت میان ارادههای متعدد انسانی و اراده واحده الهی تبیین میگردد. استاد با استناد به مبانی حکمی و روایی، اثبات میکنند که علم خداوند به مخلوقات، از سنخ علم حضوری است که در آن، تمام حقایق هستی با وجود عینی و شخصی خود نزد ذات حق حاضرند. این نگاه، کلید فهم مسائلی همچون بداء، قضا و قدر الهی است و نشان میدهد که در ساحت ربوبی، هیچگونه جهل، تغییر یا تقدم و تأخر زمانی راه ندارد.
تبیین علم الهی به اعیان خارجی
5توانایی تحقق مفاهیم و معانى متعدد از لفظ واحد در نفوس قویّه
مرحوم آقاى بهجت ـ خدا رحمت کند ـ ایشان پیش آقاى خوئى درس مىخواندند و یکى از اساتید مرحوم آقاى بهجت مرحوم آقاى خوئى بودند. ایشان هم همین بحث را در اینجا به همین کیفیت مطرح مىکردند و سَرداً لِلقوم قائل به امتناع مفاهیم متعدده با ارادۀ واحده در خطاب واحد بودند. نقل مىکنند که یک روز ایشان پیش مرحوم قاضى ـ رضوان الله تعالی علیه ـ مىآید و این مطلب را مطرح مىکنند که آقاى خوئى در بحث و درس اینطور مسئله را مطرح کردند. مرحوم قاضى مىفرمایند که نه، این مسئله صحیح نیست و این مسئله به این کیفیت نیست. این عدم تحقق مفهوم مختلف و متعدد و معانى متعدد از لفظ واحد مربوط به نفوس ضعیفه و نفوس امثال ماست اما آنها که داراى نفوس قویّه و غالبه و حاکمه هستند و مىتوانند نسبت به ابعاد مختلف نفس خود حکومت کنند و غلبه داشته باشند، آنها مىتوانند از یک لفظ، معانى متعددهاى را به ارادۀ واحده و به خطاب واحد قصد بکنند. ما چون نفسمان ضعیف است قدرت نداریم و نمىتوانیم و براى ارادۀ دیگر از یک معنا نیاز به انصراف ذهن از این معنا به آن معناى ثانوى داریم، اما آنها [اینطور نیستند]. بعد ایشان فرمودند که برو به آقاى خوئى بگو: چطور اگر شما دارید در خیابان راه مىروید و یک بچه هم در بغلتان هست و یک کاسۀ ماست هم در دستتان هست، یکى مىآید و جلوى شما مىایستد و سلام و علیک مىکند خب شما در حال واحد چند اراده در اینجا دارید؟! یعنى انسان حتى در بعضى از مسائل عادى هم مىتواند چند اراده داشته باشد. با یک دست دارید کاسۀ ماست را نگه مىدارید و با یک دست بچه را نگه مىدارید، این دو اراده مىشود. ارادهاى که با آن الآن بچه را نگه داشتهاید با آن ارادهاى که کاسۀ ماست را نگه داشتهاید یکى است؟! دوتاست! درعینحال دارید با او صحبت مىکنید و با این شخص هم صحبت مىکنید و درعینحال هم مواظب هستید که این آجر به شما نخورد، مثلاً آن بالا عملهها دارند کار مىکنند. پس اگر حسابش را بکنید یک وقت ممکن است یک شخص در حال واحد هفت، هشت، دهتا مسئلۀ مختلف را انجام مىدهد چون وقتى که اراده از یکى به دیگرى منتقل بشود در موقع فقدان اراده یا کاسۀ ماست از دستش مىافتد یا بچه با کلّه زمین مىآید! اراده اینطور انتقال پیدا مىکند، مدام دارد از چپ به راست انتقال پیدا مىکند. پس در حال واحد [چند اراده] هست.
