
تبیین حقیقت تقدیر و مشیت الهی
بررسی رابطه علّی اراده خداوند با تحقق اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه تقدیر و مشیت الهی در سلسله طولی هستی میپردازند. بحث با نقد نگاههای مادی به زمان و مکان آغاز میشود و با استدلال بر اینکه زمان و مکان اموری اعتباری و متکی بر ماده هستند، ادامه مییابد. در ادامه، ایشان با عبور از این مقدمات، به تحلیل روایاتی میپردازند که از وجود انوار ائمه اطهار علیهمالسلام پیش از خلقت عالم سخن میگویند. محور اصلی بحث، تبیین کیفیت علم عنایی حقتعالی به موجودات است؛ بدین معنا که در ساحت ربوبی، نفس اراده و علم الهی، مساوق با تحقق خارجی مراد است و هیچگونه فاصله یا مقدمات زمانی و فکری در آن راه ندارد. این جلسه با تبیین تفاوت علم حصولی و حضورى و نحوه شمول علم ذات باری بر تمامی مظاهر هستی، به این نتیجه میرسد که خلقت، همواره در علم الهی حاضر بوده و هست.
تبیین حقیقت تقدیر و مشیت الهی
1درس هفتصد و شصت و یکم
تقدیر و مشیت از نقطهنظر سلسلۀ طولیه
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
تقدم علّی تقدیر و مشیت از نقطهنظر سلسلۀ طولی بر اعیان خارجى
در جلسات قبل در عرض شد که تقدیر و مشیت از نقطهنظر سلسلۀ طولی در رتبۀ متقدم از اعیان خارجى قرار دارد و این تقدم یک تقدم علّى است نه تقدم زمانى! زیرا لازمۀ تقدم زمانى تحقق ماده یا شبه ماده است. تا ماده نباشد زمان و مکان معنا ندارد. الآن که ما در اینجا نشستهایم، یک مکانى را براى حضور خودمان احساس مىکنیم و یک فضایى که در این اتاق بهعنوان مکان در اینجا براى ما متصور است و روی آن حساب مىکنیم و [میگوییم که] آقا در فیضیه در فلان اتاق برو. آدرس مىدهیم و خودمان هم احساس مىکنیم یک ارتباطى با این فضا داریم. وقتى که از این فضا خارج مىشویم یک حسى غیر از حسّ قبلى که در این فضا قرار داشتیم براى ما حاکم است.
تعریف فضاء و مکان
این در اینجا مشخص است ولى صحبت در این است که خود این فضا چیست؟! خود این فضا بهتنهایى وجود دارد یااینکه یک مادهاى در اینجا حضور و وجود پیدا کرده است و بهواسطۀ آن اطلاق مکان و اطلاق فضا بر این مکان و بر این موقع مىکنیم. اگر این چهار دیوار اطراف نباشند شما چه مکانى را مىتوانید تصور کنید؟! هیچ. اگر این چهار دیوار را بردارید، این فضاى داخل در حجره به فضاى داخل در مدرسه ملحق مىشود و دیگر نمىتوانید تمایزى قائل بشوید و بگویید که این اتاق غیر از فضاى داخل مدرسه است! دیگر اتاقى نیست. شما همۀ آجرها، خشتها، سنگها و اینها را درآوردهاید و یک طرف ریختهاید. بهمجرد اینکه شما این دیوار را برداشتید، فضاى داخل اتاق هم برداشته مىشود. فضا هست ولى دیگر بهعنوان فضاى داخل اتاق نیست! حالا چرا آن فضا هست؟ بهخاطر اینکه چهار دیوار مدرسه الآن هست. این محیط و این وسعت که ازبین نمىرود! این چهار دیوار این فضا برداشته شده است و این فضا به فضاى مدرسه ملحق شده است و باز مىگوییم که صحن مدرسۀ فیضیه داراى یک همچنین ابعادى هست چون دیوار هست. حالا اگر دیوار مدرسۀ فیضیه را برداشتید ـ ببینید ما کلاً داریم رو به ماده مىرویم! ـ دیگر فضاى مدرسۀ فیضیه معنا ندارد و هیچ مدرسهاى نیست بلکه یک زمین مسطحى مثل سایر زمینها و یک محیطى مثل سایر محیطها است. پس این مکان مدرسۀ فیضیه تا زمانى صادق است که مادهاى به نام دیوار یا هرچه از مواد دیگر مثل چوب و آهن و طناب که یک فضایی را بگیرد، وقتى این را برداشتید دیگر تفاوتى بین این فضا و فضاى اطراف قائل نمیشوید و این فضا به فضاى شهر قم ملحق مىشود. همین مطلب را راجع به فضاى شهر قم نسبت به سایر فضاها درنظر بگیرید؛ مىبینید که حرم حضرت معصومه سلاماللهعلیها هست پس یک مادهاى در اینجا هست، یک گنبدى در اینجا هست، خیابانهایى هست و درخت و اشجار و خصوصیاتی هست، منحیثالمجموع وقتى بین اینجا و جاى دیگر مقایسه کنید مىگویید: اینجا شهر قم است و آنجا همدان است و آنجا طهران است و آنجا شهر دیگر است.
