
تبیین حقیقت تقدیر و مشیت الهی
بررسی رابطه علّی اراده خداوند با تحقق اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه تقدیر و مشیت الهی در سلسله طولی هستی میپردازند. بحث با نقد نگاههای مادی به زمان و مکان آغاز میشود و با استدلال بر اینکه زمان و مکان اموری اعتباری و متکی بر ماده هستند، ادامه مییابد. در ادامه، ایشان با عبور از این مقدمات، به تحلیل روایاتی میپردازند که از وجود انوار ائمه اطهار علیهمالسلام پیش از خلقت عالم سخن میگویند. محور اصلی بحث، تبیین کیفیت علم عنایی حقتعالی به موجودات است؛ بدین معنا که در ساحت ربوبی، نفس اراده و علم الهی، مساوق با تحقق خارجی مراد است و هیچگونه فاصله یا مقدمات زمانی و فکری در آن راه ندارد. این جلسه با تبیین تفاوت علم حصولی و حضورى و نحوه شمول علم ذات باری بر تمامی مظاهر هستی، به این نتیجه میرسد که خلقت، همواره در علم الهی حاضر بوده و هست.
تبیین حقیقت تقدیر و مشیت الهی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه تقدیر و مشیت الهی در سلسله طولی هستی میپردازند. بحث با نقد نگاههای مادی به زمان و مکان آغاز میشود و با استدلال بر اینکه زمان و مکان اموری اعتباری و متکی بر ماده هستند، ادامه مییابد. در ادامه، ایشان با عبور از این مقدمات، به تحلیل روایاتی میپردازند که از وجود انوار ائمه اطهار علیهمالسلام پیش از خلقت عالم سخن میگویند. محور اصلی بحث، تبیین کیفیت علم عنایی حقتعالی به موجودات است؛ بدین معنا که در ساحت ربوبی، نفس اراده و علم الهی، مساوق با تحقق خارجی مراد است و هیچگونه فاصله یا مقدمات زمانی و فکری در آن راه ندارد. این جلسه با تبیین تفاوت علم حصولی و حضورى و نحوه شمول علم ذات باری بر تمامی مظاهر هستی، به این نتیجه میرسد که خلقت، همواره در علم الهی حاضر بوده و هست.
تبیین حقیقت تقدیر و مشیت الهی
10آگاهىِ موجود در علم حضورى مساوى با وجود
بنابراین در علم حضورى که آگاهى هست، آن آگاهى در علم حضورى مساوى با وجود است. خب در میان مردم این مسئله خیلى مأنوس نیست، اینها خیال مىکنند علم همیشه باید حصولى باشد و باید از یک جایى بیاید و در [ذهن] آدم برود! از بیرون بیاید و در [ذهن] آدم برود! آدم چشمش را باز کند و یک عکسى در [ذهن] آدم برود! این علم مىشود. ولى در علم حضورى همانطورىکه الآن در اینجا حضور داریم و وجود ما الآن در این اتاق هست، در علم حضورى به همان وجودُ الشىء معلوم مىگویند؛ یعنى همان حس ما، قدرت ما، رحمت ما، غضب ما، قهر ما، تفکر ما، تعلق ما، تعقل ما، همان شیطنت و پدرسوختگى ما! همۀ اینها در ما وجود دارد و بر آن اطلاع پیدا مىکنیم.
تأکید بزرگان بر مراقبۀ دائمی
حالا بعضىها هستند هر روز خودشان را به محاسبه و اینها مىکشند و مىگویند: اى نفس پدرسوخته! اى نفس متقلّب و فلان و این حرفها، حواست جمع باشد! بعضىها نه! این را فراموش مىکنند و بهواسطۀ فراموشى است که تمام این بلیّات دامنگیر افراد مىشود! اینکه بزرگان مىگویند: دائماً باید مراقبه داشته باشى همین است. فقط به خوبىهایت نگاه نکن، به آن چیزهاى دیگرت هم نگاه کن و متوجه باش که اگر خدا دستى از تو نگیرد، آنها رو مىشود و با آنها با مردم سروکار دارى و امثالذلک!
حالا که دو علم داریم؛ علم حضورى و علم حصولى، ـ اینجا خودتان حساب کنید، دیگر نیاز به گفتن من ندارد ـ علم عنائى به اعیان خارجى از کدام علم است؟! حساب کنید! ما مىگوییم: اصلاً خلقت آدمى نبود، خلقت زمین و آسمان نبود، کهکشانها نبودهاند و دیگر مکان هم نبوده است، هیچ چیزی نبود، خلاص! نه کرۀ زمین بود، نه کرۀ قمر، نه کرۀ شمس، نه کهکشان و نه چیزى بوده است، همینها و چیزهایى که تا جایى سیر مىکنیم همه از آثار پروردگار هست و الآن مشاهده مىکنیم هیچکدام از اینها نبودند، این یک مورد از آن.
