اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت تقدیر و مشیت الهی

بررسی رابطه علّی اراده خداوند با تحقق اعیان خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه تقدیر و مشیت الهی در سلسله طولی هستی می‌پردازند. بحث با نقد نگاه‌های مادی به زمان و مکان آغاز می‌شود و با استدلال بر اینکه زمان و مکان اموری اعتباری و متکی بر ماده هستند، ادامه می‌یابد. در ادامه، ایشان با عبور از این مقدمات، به تحلیل روایاتی می‌پردازند که از وجود انوار ائمه اطهار علیهم‌السلام پیش از خلقت عالم سخن می‌گویند. محور اصلی بحث، تبیین کیفیت علم عنایی حق‌تعالی به موجودات است؛ بدین معنا که در ساحت ربوبی، نفس اراده و علم الهی، مساوق با تحقق خارجی مراد است و هیچ‌گونه فاصله یا مقدمات زمانی و فکری در آن راه ندارد. این جلسه با تبیین تفاوت علم حصولی و حضورى و نحوه شمول علم ذات باری بر تمامی مظاهر هستی، به این نتیجه می‌رسد که خلقت، همواره در علم الهی حاضر بوده و هست.

تبیین حقیقت تقدیر و مشیت الهی

11
  • سراغ عالم مثال برویم، عالم مثال با خصوصیاتش و عالم برزخ نبوده است! همان‌که امام صادق علیه‌السّلام مى‌فرماید که این عالم به این بزرگى که تازه دارند ستاره‌هایى که 350 تا چهارصد میلیون سال نورى با ما فاصله دارند کشف مى‌کنند [نسبت به عالمِ مثال مثل یک قطره به دریا می‌ماند]!1 حالا تازه این اول راه است! این مغز ما که فقط هنگ مى‌کند! ستاره را [در فاصلۀ] چهارصد میلیون سال نورى کشف کرده‌اند! حالا فرض کنید که اینها نبوده‌اند. این عالم نسبت به عالم مثال مثل یک قطره به دریا مى‌ماند! دیگر بروید بالا که چه خبر است و فلان و این چیزها! فرض کنید که اینها هیچ‌کدام نبوده‌اند و خداى متعال بود: «کانَ ‌الله و لم یَکن مَعه شی‌ءٌ و الآن کما کان»2 نه عالم ماده بود، نه عالم مثال بود، نه عالم ملکوت بود که مافوق مثال است، نه لاهوت و نه جبروت بود، هیچ نبود! تنها خدا بود! داریم: «کانَ ‌الله و لم یَکن مَعه شی‌ءٌ و الآن کما کان» آیا همان ذات بسیط بالصرافه در همان مرتبۀ صرافت علیم بود یا جاهل بود؟! نمى‌شود بگوییم که جاهل بود، علیم بود. علمش به چه چیزی تعلق گرفته است؟! بالأخره هر علمى یک معلوم مى‌خواهد! خب نمى‌شود که آدم همین‌طور فقط علیم باشد! مگر این علم به اعیان خارجى تعلق نگرفته است؟! مگر به مظاهر خودش تعلق نگرفته است؟! آیا این تعلق علم عنائى حضرت حق به مظاهر ـ حالا اسم مظاهر هم نمى‌آوریم و اصلاً مى‌خواهیم خیلى عامیانه صحبت کنیم و بگوییم: آدم‌های خارج از ذات خودش، این خیلى حرف چرند و عالى است! ـ و این عوالم و معلومات، علم حضورى است یا علم حصولى است؟! اگر به علم حصولى است که علم حصولى باید یک امر خارج از ذات باشد! تا یک امر خارج از ذات نباشد که عالم به معلوم علم پیدا نمى‌کند. قبل از اینکه چشمتان را باز کنید مى‌توانید علم پیدا کنید به اینکه الآن در این صحن چه چیزهایى هست؟! اگر باز کردید و چیزى نباشد، آیا اطلاع پیدا مى‌کنید؟! نه! باید یک درخت، حوض، باغچه و امثال‌ذلک در اینجا باشد تا آن علم حصولى برایتان حاصل بشود. چه چیزی جداى از ذات پروردگار بوده است که پروردگار عالم به او بشود؟! هیچ! چون فرض این است که غیر از ذات چیز دیگرى نبوده است.

    1. . الكافی، ج 8، ص 154، با قدری اختلاف.
    2. جامع الأسرار، سیّد حیدر آملى، ص 56.