اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت تقدیر و مشیت الهی

بررسی رابطه علّی اراده خداوند با تحقق اعیان خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه تقدیر و مشیت الهی در سلسله طولی هستی می‌پردازند. بحث با نقد نگاه‌های مادی به زمان و مکان آغاز می‌شود و با استدلال بر اینکه زمان و مکان اموری اعتباری و متکی بر ماده هستند، ادامه می‌یابد. در ادامه، ایشان با عبور از این مقدمات، به تحلیل روایاتی می‌پردازند که از وجود انوار ائمه اطهار علیهم‌السلام پیش از خلقت عالم سخن می‌گویند. محور اصلی بحث، تبیین کیفیت علم عنایی حق‌تعالی به موجودات است؛ بدین معنا که در ساحت ربوبی، نفس اراده و علم الهی، مساوق با تحقق خارجی مراد است و هیچ‌گونه فاصله یا مقدمات زمانی و فکری در آن راه ندارد. این جلسه با تبیین تفاوت علم حصولی و حضورى و نحوه شمول علم ذات باری بر تمامی مظاهر هستی، به این نتیجه می‌رسد که خلقت، همواره در علم الهی حاضر بوده و هست.

تبیین حقیقت تقدیر و مشیت الهی

3
  • اعتباری بودن زمان و مکان

  • اتکاء به ماده، دلیل اعتباری بودن زمان و مکان

  • وقتى مى‌گویید مکان که یک‌مرتبه یک کرۀ زمین خلق بشود! وقتى یک کرۀ زمین خلق شد با آن، اعراضى به‌وجود مى‌آید و از جملۀ آن اعراض، عرض مکان و عرضِ «أین» است ولى خود مکان فی‌حدّنفسه نیست! همین قضیه نسبت به زمان هست! زمان و مکان بر خلاف آنچه که بسیارى در کتاب‌ها نوشته‌اند، دو امر اعتبارى است و اعتبارش هم به اتکاء به ماده است! یعنى تا مادۀ خارجى نباشد، نه زمانى متحقق است و نه مکانى! شما بدون یک مادۀ خارجى مى‌توانید زمان و مکان را تصور کنید؟! اینها که مى‌گویند: زمان یک امر نسبى است و این حرف‌ها، همه کشک است!

  • بدون اینکه این ماده باشد و قبل از اینکه ماده باشد، چطور مى‌توانید یک زمان را تصور کنید و وجود زمان را در ذهن خود چیزى درقبال مکان، وضع، کیف و کم بیاورید؟! یکی از این اعراضى که الآن هستند متىٰ است یعنی زمان و اینها، یک امر مستقل به نام زمان، جداى از ماده و بدون لحاظ ماده یعنى بدون لحاظ کرة الأرض، کرة القمر، کرة الشمس، انسان و اشیاء دیگر، یک امر مستقلى است که داراى هویت خارجى است [اصلاً می‌شود چنین چیزی تصور کرد؟!]! ما الآن داراى یک هویت خارجى هستیم؛ یک خصوصیتى داریم، یک أین داریم، یک تعین داریم! الآن این درختى که من مشاهده مى‌کنم داراى هویت خارجى است و با آن تیر چراغ برقى که در کنارش هست‌ تفاوت مى‌کند؛ این حیات دارد و آن حیات ندارد! آن مرده است و این زنده است و خصوصیاتى دارد! این داراى حرکت است و آن داراى سکون است! شما چطور یک امر مستقل خارجى به نام زمان جداى ماده تصور مى‌کنید؟! به من نشان بدهید! اصلاً مى‌شود هم‌چنین چیزى تصور کنید؟! نه.

  • بنابراین براى تحقق مکان و زمان چاره‌اى جز وجود یک تعین و هویت خارجى نیست! اول باید آن باشد و اگر آن نبود اصلاً مکان و زمانى نداریم و چیزى به نام زمان و مکان نداریم که بخواهیم بر او حکم کنیم یا بخواهیم آن را محکومٌ به یا محکوم قرار بدهیم و مثل أعدام می‌شود. اصلاً یک امر عدمى است! وقتى که این شد، یک امر عدمى مى‌شود و وقتى یک امر عدمى شد بنابراین در اینجا چطور مى‌شود که بخواهیم نسبت به یک امر عدمى حکم وجودى صادر کنیم و در آنجا یک امر وجودى را بر یک امر عدمى بار کنیم؟!