
کیفیت اشراف ذات باری بر حقایق هستی
تبیین حضور وجودی اشیاء در مقام علم الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی کیفیت اشراف و علم ذات پروردگار بر اعیان و حقایق خارجی میپردازند. بحث با نقد دیدگاه علم عنایی که علم الهی را صرفاً انتقاش صور علمی در ذات میداند آغاز میشود؛ چرا که فاقدِ شیء نمیتواند عالم به آن باشد و علم به امور عدمی یا معدوم، علم حقیقی نیست. در ادامه، تفاوت فعل انسان و فعل الهی تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که در مقام ذات باری، مانعی برای تحقق اراده وجود ندارد. استاد با بررسی آیات مربوط به علم الهی و ابتلائات انسانی، به این نتیجه میرسند که علم الهی به اشیاء، علم به ظهورات عینی است نه صرفاً صور ذهنی. در نهایت، با نفی مقولاتی چون گذشته و آینده در ساحت ذات پروردگار، تبیین میشود که تمامی حقایق هستی به نحو وجود عینی و حضوری در ذات الهی حاضرند و آنچه ما به عنوان تدرج و زمان درک میکنیم، مربوط به ظهورات این حقیقت ثابت است.
کیفیت اشراف ذات باری بر حقایق هستی
6اشکال به قائلین به انسداد باب علم یا علمی
پس خواهىنخواهى این مسئلهاى است که اصلاً ارتکاز دارد. خیلى چیزها هست که اینها یک جنبۀ ارتکازى دارند منتها ما بىخود دنبال فرمولش مىگردیم. مثلاً در همین مسائل اصولى هم این چیزها هست؛ این قضایا و مطالب در قضایاى اصولى هم پیدا مىشود. همینهایى که قائل به انسداد علم یا انسداد علمى هستند، تَه دلشان را نگاه بکنید همۀ اینها انفتاحى هستند و هیچکدام انسدادى نیستند! اگر انسدادى هستى، پس غیر از قرآن باید همه را کنار بگذارى و فقط یک سرى متواترات است که اینها یقینیات و ضروریات است، بقیۀ اینها همه از آحاد و احادیث آحاد است و مشمول انسداد مىشود. وقتى مشمول انسداد شد، چطور خودِ شخص جنابعالى مجتهد مىآیى همین کتب اربعه را باز مىکنى و استنباط مىکنى؟! اگر انسدادى هستى پس درِ اینها را دیگر ببند! اگر تو انسدادى هستى و قائل به عدم انفتاح هستى، دیگر باز کردن کتب و دیدن اخبار ائمه علیهمالسّلام دیگر در اینجا چه معنا دارد؟!
پس معلوم مىشود همۀ این حرفها کشک است و همه قائل به انفتاح هستند منتها حالا با یک فرمولى اینها قائل به عدم دسترسى به امام و احتمال وجود خطا و فلان و اینها هستند و خب اینها مسائلى است که هست اما نهاینکه اینها موجب انسداد بشود و سدّ باب بشود. سدّ یعنى دیوار! شما به بقال محلهتان که یک خبر برایتان مىآورد اعتماد مىکنید، آنوقت چطور به کلینى اعتماد نمىکنید؟! چطور به شیخ صدوق اعتماد نمىکنید؟! خب قطعاً اعتماد مىکنید! چطور به شیخ طوسى با آن کتاب تهذیب کذایىاش که نوشته اعتماد نمىکنید؟! آنوقت اسم این را انسداد مىگذارید؟! انسداد چیست؟! این ارتکازى که الآن در ما هست که از یک طرف قائل به انسداد هستیم؛ انسداد علم و علمى، از یک طرف شب که مىشود مىرویم تهذیب را باز مىکنیم! خب معلوم است که انسدادى نیستیم! اگر انسدادى باشیم که نمىرویم دیگر تهذیب را باز کنیم! دیگر نمىرویم الکافی و جامع أحادیث الشیعه را نگاه کنیم و فتوا بدهیم! توجه مىکنید؟! ولى از آنطرف هم مىگوییم که انسدادى هستیم. خب این چه فرقى است؟! به قول مرحوم کمپانى که از یک طرف انسدادى است و از یک طرف نگاه مىکنى فتواهایش عین فتواهاى انفتاحى است؛ خب چه فرقى کرد؟! شما که همان فتوا را دارى مىدهى! همان حکم استحبابى که انفتاحى مىدهد، همان استحباب را انسدادى دارد مىدهد.
