اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت زمان و ماهیت گذشت در هستی

تبیین تفاوت زمان اعتباری با واقعیتِ درونیِ استمرار

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی حقیقت زمان و تفاوت آن با مکان می‌پردازند. ایشان با نقد دیدگاه‌های رایج که زمان را صرفاً امری مادی یا وابسته به حرکت اجرام آسمانی می‌دانند، بر این نکته تأکید می‌کنند که زمان در اصل، یک «حس درونی» و «واقعیتِ استمرار» است که انسان در ذات خود آن را درک می‌کند. بحث از اینجا آغاز می‌شود که زمان نه یک امر خارجی مستقل، بلکه عارض بر وجود و بقای اشیاء است. در ادامه، با عبور از تحلیل‌های مادی و فیزیکی، به این نتیجه می‌رسیم که این حسِ «سبق و لحوق» یا همان گذشت، به عالم ماده اختصاص ندارد و در عوالم غیرمادی مانند برزخ و عالم مثال نیز به تناسب خود وجود دارد. در نهایت، این بحث به تبیین روایاتی می‌انجامد که از مقیاس‌های زمانی برای خلقت استفاده کرده‌اند و روشن می‌سازد که این تعابیر، بیانگر حقایقِ وجودی و مراتبِ هستی است، نه صرفاً شمارش سال‌های شمسی یا قمری.

حقیقت زمان و ماهیت گذشت در هستی

6
  • الآن این آقایان در مجالسى که مى‌روند، این رجال، شخصیت‌ها، دنیا، اینها آن‌قدر روی آن احساسشان حساب باز مى‌کنند، آن‌قدر روى این اعتباراتشان حساب باز مى‌کنند که چه کسی زودتر مى‌رود و چه کسی دیرتر مى‌رود. فلان شخص یک قسمى وارد مجلس بشود که اول او آمده باشد! الآن در چیزهای بین‌المللى و فلان مى‌بینید که این‌طور هست. مثلاً دو کشور متخاصم مى‌خواهند با همدیگر بنشینند مذاکره کنند. طورى قرار مى‌دهند که دوتا در دارد و یکى پشت آن در و یکى پشت در دیگر مى‌ایستد، تا کنار در مى‌رود و باز می‌شود هردو داخل مى‌آیند! اگر یکى زودتر بیاید آن یکى دیرتر، به او برمى‌خورد که چرا دیر به من اطلاع دادید؟! من دیرتر آمدم! این یعنى تو زودتر آمدى، حکم مستقبل از ما را در اینجا قرار دارى! ببینید دنیا در چه اوضاعى است!

  • همۀ این اعتبارات در ما هم هست، حالا ما داریم به این و آن اعتراض مى‌کنیم ولی ما هم همین هستیم؛ اول او بیاید، بعد من بیایم! شخصیت ما، پرستیژ ما، شأن، مقام و مرتبه که از خدا هم بالاتر زدیم با این قضیه تأمین بشود و با این اعتبارات در جاى خودش قرار بگیرد!

  • الآن یادم آمد در جنگ بین‌الملل دوم وقتى که زدند ژاپن را درب‌وداغان کردند و بمب اتم انداختند و آنها هم صلح کردند یعنى در واقع تسلیم شدند قرار بود که بیایند در یک جزیره‌اى از جزایر ژاپن امضاء کنند و آن ژنرال مک‌آرتور معروف آمریکایى که این جریانات و جنگ و اینها در خاور دور به‌دست او بود قرار بود که بیاید و با رئیس‌جمهور آمریکا که آن موقع ترومن بود ملاقات کنند. اتفاقاً باهمدیگر و در یک زمان به محل رسیدند، یعنى هر دوتا طیاره در یک زمان رسیدند، یعنى هواپیماى این ژنرال، با طیارۀ این جناب آقاى رئیس‌جمهور محترم و مکرّم جناب آقاى ترومن، هردو باهم آن بالا رسیدند! و خب او از یک‌طرف، این ژنرال پیروز و فاتح و اینها بود [و او هم رئیس‌جمهور]! ژنرال مک‌آرتور بزرگ‌ترین مارشال ارتش آمریکایى در خاور دور بود و افتخار شکست ژاپن را به پاى او مى‌نویسند. خب تو نشسته‌اى در کاخت و فقط دستور مى‌دهى! ما آنجا در صحنۀ‌ جنگ در صف اوّل جلوى تیر بودیم! مثلاً این ژنرال‌ها و اینها در صف اوّل ایستاده‌اند، عقب نیستند! همه صف اوّلند و مى‌گویند که پیروزى به‌حساب ماست! تو در کاخت هستى! کاخ سفید، سیاه، قرمز نمى‌دانم چیست! مدام مى‌گویى که برو جلو و نرو جلو! این فقط کار شماست. هنر نکردى! چهار سال آوردنت و بعد تو را مى‌برند! هنر نکردى! هنر را ما مى‌کنیم که در تیر، تفنگ، توپ، خمپاره و فلان و این چیزها [جنگ می‌کنیم] حالا اگر راست بگوید! اگر راست بگوید! خب حالا حداقل سربازهایش که این کار را کرده‌اند! [می‌گویند که] ما این کار را کردیم!