اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت زمان و ماهیت گذشت در هستی

تبیین تفاوت زمان اعتباری با واقعیتِ درونیِ استمرار

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی حقیقت زمان و تفاوت آن با مکان می‌پردازند. ایشان با نقد دیدگاه‌های رایج که زمان را صرفاً امری مادی یا وابسته به حرکت اجرام آسمانی می‌دانند، بر این نکته تأکید می‌کنند که زمان در اصل، یک «حس درونی» و «واقعیتِ استمرار» است که انسان در ذات خود آن را درک می‌کند. بحث از اینجا آغاز می‌شود که زمان نه یک امر خارجی مستقل، بلکه عارض بر وجود و بقای اشیاء است. در ادامه، با عبور از تحلیل‌های مادی و فیزیکی، به این نتیجه می‌رسیم که این حسِ «سبق و لحوق» یا همان گذشت، به عالم ماده اختصاص ندارد و در عوالم غیرمادی مانند برزخ و عالم مثال نیز به تناسب خود وجود دارد. در نهایت، این بحث به تبیین روایاتی می‌انجامد که از مقیاس‌های زمانی برای خلقت استفاده کرده‌اند و روشن می‌سازد که این تعابیر، بیانگر حقایقِ وجودی و مراتبِ هستی است، نه صرفاً شمارش سال‌های شمسی یا قمری.

حقیقت زمان و ماهیت گذشت در هستی

8
  • پس شما هم این حالتى که هست ... درحالی‌که هردو هستند دیگر! هردو هستند، هرسه هستند، پنج‌تا، ده‌تا، همه هستند اما این حالتى که روى این حالت حساب باز کردند، این چه حالتى است؟ این حالت عبارت از «گذشت» است. بنابراین این‌طور‌ نیست حتماً باید ماه و خورشیدى باشد، حرکتى باید باشد و امثال‌ذلک تااینکه شما زمان را فرض کنید؛ نه! اینها نیست. حالا فرض کنید اگر این زمین یا این عالم ما خورشید نداشت، ما روز و شب نداشتیم، زمان نداشتیم؟! آن احساس در ما نبود؟! آن حسّ قبلیت و بعدیت در ما نبود؟! مگر در شب خورشید هست؟! خورشید نیست. شما در تاریکى زمان را احساس نمى‌کنید؟! شما با یکى قرارداد دارید، وقتى مى‌روید مى‌بینید سر قرار نیامد. صبر مى‌کنید تا برسد، همه‌جا هم تاریک است و یک چراغ هم روشن نیست ولى چطور این قبلیت و بعدیت را حس کردید درحالی‌که سر جایتان هم ایستاده بودید و تکان هم از جایتان نخوردید؟! ساعت هم در جیب شما نیست! نه ساعت دارید، نه از حرکت ستارگان تغییر و تحوّلى را احساس کردید، نه خورشید و ماه درآمد، هیچ چیزی نیست ولى این احساس برایتان هست که او تخلّف کرده است؛ او چه کرده که تخلّف کرده است؟ چه قضیه‌اى در اینجا اتفاق افتاده که این تخلّف کرده است؟! خودش هم که مى‌آید خجالت مى‌کشد و مى‌گوید: آقا ببخشید معذرت مى‌خواهم، فرض کنید فلان مانع پیش آمد نتوانستم بیایم. یعنى خودش هم فهمیده و شما هم فهمیدید. فهمید که شما ناراحت شدید لذا مى‌آید از دل شما درمى‌آورد و می‌گوید: آقا ببخشید، عذر مى‌خواهم، این مانع پیش آمد. مى‌گویید: بسیار خب. پس هردو متوجه شدید. این را مى‌گویند: مضى.

  • بنابراین مسئلۀ زمان این نیست که بسته به یک طیف مغناطیسى حاکمِ بر زمینى باشد که آن طیف مغناطیسى براساس جاذبۀ مغناطیسى‌اى که دارد، ساعت را بتواند در این موقعیت بگرداند یا نگرداند. آن قضیه مربوط به پاندول و فنر و چرخ‌دنده‌هاى ساعت است که آن قضیه هیچ ارتباطى به زمین ندارد، اصلاً ارتباطى به زمان ندارد و اگر در یک شرایط خاص مغناطیسى قرار بگیرد تند مى‌چرخد و اگر در یک شرایط مغناطیسى قرار بگیرد کُند مى‌چرخد. الآن هم که همه چیز دیجیتالى شده و دیگر آن تشکیلات الآن کاربردى ندارند.