
حقیقت زمان و ثبوت اعیان در عالم قضا و قدر
تبیین نسبت میان حرکت دهری و تحقق خارجی موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق در حوزه قضا و قدر الهی میپردازند. محور اصلی بحث، بررسی کیفیت تحقق اعیان خارجی بهگونهای است که حرکت دهری و تغییرات زمانی، خللی در ثبوت و حقیقت آنها ایجاد نکند. ایشان با تحلیل آیات قرآن و روایات، توضیح میدهند که چرا در متون دینی، قضایای مربوط به عالم قدر و تحقق اشیاء با لفظ ماضی بیان شده است. در ادامه، این نکته تبیین میشود که عالم قدر، همان تحقق خارجی موجودات است و تعبیر به ماضی، حکایت از ثبوت و استقرار این حقایق در علم عنائی حق دارد، نه وقوع آنها در گذشتهای دور. در نهایت، با نفی تخلل زمان میان علت و معلول، این نتیجه حاصل میشود که تمامی موجودات، مراتب ظهور حقتعالی هستند و در مقام ثبوت، همواره در محضر الهی حاضر و ثابتاند.
حقیقت زمان و ثبوت اعیان در عالم قضا و قدر
6عالم قدر یعنی همان تحقق خارجی
وقتی که زید متولد شد آنوقت عالم قدر میشود پس عالم قدر یعنی همان تحقق خارجی؛ همانکه دارید در خارج میبینید! همینکه دارید میبینید راه میرود! همینکه دارد غذا میخورد! همینکه میبینید دارد صحبت میکند! همینکه میبینید دارد مینویسد! همۀ اینها عالم قدر میشود. نهاینکه عالم قدر یک عالم و یک جا و یک قسمی است که از آن اطلاع نداریم و اسمش عالم قدر است! قدر یعنی اندازه، اندازۀ آن مشیت کلی که عبارت از همان ظهور و بروز و تعین خارجی اشیاء است! چه انسان، چه حیوانات، چه مادیات و چه عقول مجردات، همۀ اینها وقتی که به مرتبۀ قدر برسند به آنها عالم مشیت جزئیه گفته میشود.
دلیل تحقق قدر
بنابراین هرجا دیدید که تعیّن خارجی هست بدانید در آنجا قدر تحقق پیدا کرده است و هرجا دیدید که هنوز تعیّن خارجی نیست بدانید در آنجا احتمال قضاء کلی است، قضاء کلی که هنوز به قدر جزئی متبدل و متحول نشده است. پس همۀ ماسویالله عالم قدر میشود، هرچه غیر خدا هست! البته نه در عالم اسماء کلیه و صفات کلیه!
بنابراین اینکه در آیات قرآن مشاهده میکنید که تعبیر میآورند: ﴿وَإِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٞ فِي ٱلۡأَرۡضِ خَلِيفَةٗ﴾1 در زمان گذشته گفت! این به عالم ثابت و عالم تحقق خارجی مربوط میشود. ﴿إِذۡ قَالَ﴾ یعنی إذ هو قائلٌ، الآن میگوید! ﴿وَإِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ﴾ یعنی همین الآن! یعنی الآن خدا به ملائکه این حرف را میزند و دیروز این حرف را زده و فردا هم خواهد زد! یک امر ثابت مستمر که از یک مبدأ شروع میشود و همینطور ادامه پیدا میکند. از این امر ثابت تعبیر به ماضی میکنند که دلالت بر ثبوت میکند، این امر ثابت میشود.
حالا این امر ثابت خلقت آدم باشد، خلقت جن باشد، عالم عهد و عالم ألست باشد ﴿وَإِذۡ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِيٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمۡ ذُرِّيَّتَهُمۡ وَأَشۡهَدَهُمۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَلَسۡتُ بِرَبِّكُمۡ قَالُواْ بَلَىٰ شَهِدۡنَآ أَن تَقُولُواْ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ إِنَّا كُنَّا عَنۡ هَٰذَا غَٰفِلِينَ﴾2 همۀ اینها نفس تحقق خارجی عالم قدر میشود نه عالم قضاء کلی! این عالم، عالم قدر میشود.
- . سوره بقره (2) آیه 30. نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 378:
«و یاد بیاور هنگامى را كه پروردگار تو به فرشتگان گفت: من حقاً در زمین خلیفه خود را قرار میدهم!» - . سوره اعراف (7) آیه 172. الله شناسی، ج 2، ص 167:
«و یاد بیاور زمانى را كه پروردگار تو از بنىآدم از پشتهایشان ذریه و نسل آنها را خارج ساخت و ایشان را بر خودشان گواه گرفت كه آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آرى ما گواه بودهایم اینكه شما در روز قیامت مىگویید: حقاً ما از این پیمان غافل بودهایم.»
- . سوره بقره (2) آیه 30. نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 378:
