اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت زمان و ثبوت اعیان در عالم قضا و قدر

تبیین نسبت میان حرکت دهری و تحقق خارجی موجودات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق در حوزه قضا و قدر الهی می‌پردازند. محور اصلی بحث، بررسی کیفیت تحقق اعیان خارجی به‌گونه‌ای است که حرکت دهری و تغییرات زمانی، خللی در ثبوت و حقیقت آن‌ها ایجاد نکند. ایشان با تحلیل آیات قرآن و روایات، توضیح می‌دهند که چرا در متون دینی، قضایای مربوط به عالم قدر و تحقق اشیاء با لفظ ماضی بیان شده است. در ادامه، این نکته تبیین می‌شود که عالم قدر، همان تحقق خارجی موجودات است و تعبیر به ماضی، حکایت از ثبوت و استقرار این حقایق در علم عنائی حق دارد، نه وقوع آن‌ها در گذشته‌ای دور. در نهایت، با نفی تخلل زمان میان علت و معلول، این نتیجه حاصل می‌شود که تمامی موجودات، مراتب ظهور حق‌تعالی هستند و در مقام ثبوت، همواره در محضر الهی حاضر و ثابت‌اند.

حقیقت زمان و ثبوت اعیان در عالم قضا و قدر

7
  • این مسئله به‌خاطر تحقق خارجی است که از او تعبیر به ماضی می‌آورند والاّ عالم ألست چیست؟ همین الآن است! همین الآن که من دارم با شما صحبت می‌کنم، عالم ألست است! سابق و لاحق و حالی وجود ندارد! آنچه که هست، ثبوت است یعنی واقعیت است! بله، آن ثبوت نسبت به ما جنبۀ ماضی پیدا می‌کند. آن ثبوت نسبت به کسی که خودش در ثبوت است جنبۀ حال دارد و دیگر جنبۀ گذشته و آینده ندارد. پس خود ثبوت نسبت به افراد است که دارای حالات مختلفی خواهد شد. ما وقتی که الآن در یک هم‌چنین وضعی هستیم، خب طبعاً یک گذشته‌ای را درنظر می‌گیریم؛ نبودیم و کوچک بودیم و پنج‌ساله، چهار‌ساله، سه‌ساله، دو‌ساله و یک‌ساله و بعد هم در اصلاب آباء و امهات و اینها بودیم! این سیر تحول ما بوده است. خب قبل از این چه بوده است؟ روح بوده است. این روح کجا بوده است؟ این روح در عالم ألست بوده است. اینها چیزهایی است که ما همین‌طور اینها را نسبت به خود و نسبت به نفس و روح درنظر می‌گیریم. چرا؟ برای اینکه ما در ثابتات نیستیم و وجود و حضور خود را در ثابتات احساس نمی‌کنیم. اما وقتی که شما آمدید و حرکت کردید و صعود و عروج روحانی پیدا کردید و خودتان را نسبت به ثابتات بالا بردید [دیگر این‌طور نیست] اما تا وقتی که این چشم را داریم و تا وقتی که این گوش را داریم، مشمول قانون زمان و مکان و ماده هستیم! گذشته را داریم و آینده را داریم و در این‌هم شکی نیست ولی وقتی که ما از این گوش و چشم عبور کردیم ـ همان‌طوری‌که این مبانی سابقاً تحلیل شد و تفسیر و توضیح داده شد ـ در آنجا افق جدیدی برای ما باز خواهد شد نه‌اینکه خلق خواهد شد! خلق نشده است بلکه آن افق برای ما باز می‌شود و فتح باب افق جدید برای ما می‌شود و آنجا می‌بینیم عجب! همه چیز بوده است و چیزی مخفی نیست! حتی همۀ چیزها را احساس می‌کنیم؛ هرچه که قبلاً بوده است احساس می‌کنیم و هرچه که بعداً هم هست احساس می‌کنیم! در عین اینکه احساس می‌کنیم که این امر یک امری است که تغییر و تحولات بعدی دارد ولی صاف با او صحبت می‌کنیم و صاف با او حرف می‌زنیم!