
حقیقت زمان و ثبوت اعیان در عالم قضا و قدر
تبیین نسبت میان حرکت دهری و تحقق خارجی موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق در حوزه قضا و قدر الهی میپردازند. محور اصلی بحث، بررسی کیفیت تحقق اعیان خارجی بهگونهای است که حرکت دهری و تغییرات زمانی، خللی در ثبوت و حقیقت آنها ایجاد نکند. ایشان با تحلیل آیات قرآن و روایات، توضیح میدهند که چرا در متون دینی، قضایای مربوط به عالم قدر و تحقق اشیاء با لفظ ماضی بیان شده است. در ادامه، این نکته تبیین میشود که عالم قدر، همان تحقق خارجی موجودات است و تعبیر به ماضی، حکایت از ثبوت و استقرار این حقایق در علم عنائی حق دارد، نه وقوع آنها در گذشتهای دور. در نهایت، با نفی تخلل زمان میان علت و معلول، این نتیجه حاصل میشود که تمامی موجودات، مراتب ظهور حقتعالی هستند و در مقام ثبوت، همواره در محضر الهی حاضر و ثابتاند.
حقیقت زمان و ثبوت اعیان در عالم قضا و قدر
1درس هفتصد و شصت و چهارم
حقیقت زمان (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
عدم تأثیر حرکت دهری در تغییر و تحول اعیان
یک مطلبی که نسبت به مسئلۀ قضاء و قدر و ثبوت حقائق در عالم اعیان و همینطور در علم عنائی باقی ماند و رفقا هم به آن تذکر داده بودند عبارت از کیفیت تحقق این اعیان است بهنحویکه حرکت دهری نمیتواند تأثیری در تغیر و تحول آنها داشته باشد. خب ما در متون نسبت به مسائل مافوق عالم ماده و خلق داریم: ﴿وَإِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٞ فِي ٱلۡأَرۡضِ خَلِيفَةٗ﴾1 خب این قضیه مربوط به زمان گذشته است. خدا میفرماید: ﴿وَإِذۡ قَالَ﴾ درحالیکه و إذ یقول نمیفرماید یا و إذ هو قائل در اینجا نیست یا در آیۀ [مربوط به عالم] ذر و ألست ﴿وَإِذۡ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِيٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمۡ ذُرِّيَّتَهُمۡ وَأَشۡهَدَهُمۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَلَسۡتُ بِرَبِّكُمۡ قَالُواْ بَلَىٰ شَهِدۡنَآ أَن تَقُولُواْ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ إِنَّا كُنَّا عَنۡ هَٰذَا غَٰفِلِينَ﴾2 باز میشود به معنای گذشته مطرح بشود و همینطور راجع به سایر مسائل که هست. البته با توجه به همان قاعدۀ نحوی و بلاغی که در نظر رفقا هست در جایی که مستقبل و آینده متحقق الصدور و الثبوت است، تعبیر به زمان گذشته میآورند. در سایر لغات هم هست اما در زبان عرب این مسئله بهعنوان تأکید بر ثبوت و تحقق آن شیء در آنجا مطرح است. لذا شما قضایایی که مربوط به روز قیامت است را همه یا اکثراً با لفظ ماضی میبینید؛ ﴿إِذَا وَقَعَتِ ٱلۡوَاقِعَةُ * لَيۡسَ لِوَقۡعَتِهَا كَاذِبَةٌ﴾3 یا ﴿فَإِذَا ٱنشَقَّتِ ٱلسَّمَآءُ﴾4 یا ﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتۡ * وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا وَحُقَّتۡ﴾5 و امثالذلک که همۀ اینها دلالت بر زمان گذشته میکند درحالیکه برحسب جری و عادت، این مسئله اختصاص به زمان مستقبل دارد. هنوز حساب و کتابی نیست. «الیَومَ عَمَلٌ و لا حِسابَ و غَدًا حِسابٌ و لا عَمَل».6 بحث بحثِ غد است نهاینکه بحث گذشته است! ما این تعابیر را مشاهده میکنیم.
- . سوره بقره (2) آیه 30. تفسیر آیۀ نور، ص 77:
«خداوند به ملائكه گفت: اى ملائكه! من مىخواهم در روى زمین براى خودم خلیفه قرار بدهم.» - . سوره اعراف (7) آیه 172. الله شناسی، ج 2، ص 167:
«و یاد بیاور زمانى را كه پروردگار تو از بنىآدم از پشتهایشان ذریه و نسل آنها را خارج ساخت و ایشان را بر خودشان گواه گرفت كه آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آرى ما گواه بودهایم اینكه شما در روز قیامت مىگویید: حقاً ما از این پیمان غافل بودهایم.» - . سوره واقعه (56) آیه 1 و 2.
- . سوره الرحمن (55) آیه 37.
- . سوره انشقاق (84) آیه 1 و 2. معادشناسی، ج 2، ص 243:
«در آن وقتىكه كه آسمانها شكاف بردارند و یكسره گوش به فرمان خدایشان دهند؛ و حق است كه فرمان خدا را بپذیرند.» - . نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٨٤. معاد شناسی، ج ٥، ص ٢١٩:
«امروز روز عمل است و حسابی نیست؛ و فردا روز حساب است و کرداری نیست.»
- . سوره بقره (2) آیه 30. تفسیر آیۀ نور، ص 77:
