اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت زمان و ثبوت اعیان در عالم قضا و قدر

تبیین نسبت میان حرکت دهری و تحقق خارجی موجودات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق در حوزه قضا و قدر الهی می‌پردازند. محور اصلی بحث، بررسی کیفیت تحقق اعیان خارجی به‌گونه‌ای است که حرکت دهری و تغییرات زمانی، خللی در ثبوت و حقیقت آن‌ها ایجاد نکند. ایشان با تحلیل آیات قرآن و روایات، توضیح می‌دهند که چرا در متون دینی، قضایای مربوط به عالم قدر و تحقق اشیاء با لفظ ماضی بیان شده است. در ادامه، این نکته تبیین می‌شود که عالم قدر، همان تحقق خارجی موجودات است و تعبیر به ماضی، حکایت از ثبوت و استقرار این حقایق در علم عنائی حق دارد، نه وقوع آن‌ها در گذشته‌ای دور. در نهایت، با نفی تخلل زمان میان علت و معلول، این نتیجه حاصل می‌شود که تمامی موجودات، مراتب ظهور حق‌تعالی هستند و در مقام ثبوت، همواره در محضر الهی حاضر و ثابت‌اند.

حقیقت زمان و ثبوت اعیان در عالم قضا و قدر

3
  • دلیل بخشیده شدن عائشه توسط امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در جمل

  • اتفاقاً عجیب است که در قضیۀ جنگ جمل امیرالمؤمنین علیه‌السّلام فرمودند که مثل این قضیه برای وصی حضرت موسی؛ حضرت یوشع بن نون اتفاق افتاد که زن حضرت موسی در مقام جنگ با او برآمد! عین این جریان که عائشه آمد و حضرت او را آزاد کردند و فرمودند:

  • وَ أمّا عائِشَةُ فَأدرَکَها رَأیُ النِّساءِ و لَها بَعدَ ذَلکَ حُرمَتُها الأولَى و الحِسابُ عَلَى اللهِ یَعفو عَمَّن یَشاءُ و یُعَذِّبُ مَن یَشا.1

  • حضرت به‌خاطر احترام به پیغمبر او را آزاد کردند و به مدینه فرستادند. واقعاً چقدر این کار امیرالمؤمنین عجیب است! چقدر ملاحظات دارد و چقدر روی حساب است! عائشه هر کسی هست، هرچه هست، هر کاری که کرده و هر فتنه‌ای که به‌پا کرده است، همین انتساب به رسول خدا و این مدتی که در تحت حبالۀ نکاح رسول خدا بوده است را به‌حساب می‌آورند و می‌فرمایند: «الحسابُ عَلی الله!» خیلی عجیب است!

  • خارج کردن عائشه از أم‌المؤمنین بودن توسط امام حسین علیه‌السّلام!

  • یک جایی می‌خواندم که [امیرالمؤمنین علیه‌السّلام] حضرت امام حسن علیه‌السّلام را سراغ عائشه فرستادند و گفتند که به او بگو که اگر دست برنداری، آنچه را که رسول خدا به من تفویض کرده است دربارۀ تو اعمال می‌کنم! وقتی این حرف را می‌زنند که ظاهراً بعد از جنگ بوده است چون بالأخره جنگ انجام شد. می‌فرمایند که اگر دست برنداری و دوباره در خانه‌ات ننشینی و مشغول فتنه بشوی، [این کار را انجام می‌دهم]! بساطی که به‌پا کردی دیگر بس است و کافی است حالا ما هم تو را روانۀ مدینه می‌کنیم، دیگر برو در خانه‌ات بنشین! از قرائن این‌طور برمی‌آید چون عائشه دیگر هیچ نگفت و خیلی مضطرب شد و حرفی نزد و پذیرفت که دیگر به مدینه برود. بعد آنهایی که آنجا بودند از او سؤال کردند که چطور شد که وقتی حسن بن علی علیه‌السّلام آمد و این حرف را زد، آن‌قدر مضطرب شدی و وضعت به‌هم ریخت؟! گفت که رسول خدا در جلوی من به علی فرمود که من امر طلاق زنان خودم را در دست تو قرار دادم. اگر یکی از آنها از مشی و مرام من تخطی کرد، تو حق داری که پس از من او را از حبالۀ استمرار نکاح من خارج کنی.2

    1. الإحتجاج، ج ۱، ص ۱6۸.
    2. الفتوح، ابن اعثم، ج 2، ص 484؛ طبقات الکبری، ج 8، ص 148.