اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد افراط در ظواهر و ترویج فرهنگ توحیدی

تفاوت میان خشوع عقلانی در مکتب اهل‌بیت و حکومت احساسات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با نقد رویکرد افراطی در ساخت بناهای پرهزینه و تجملی برای اماکن متبرکه، بر ضرورت بازگشت به سیره ساده‌زیستی و عقلانیت در فرهنگ اهل‌بیت تأکید می‌ورزند. ایشان با اشاره به تفاوت بنیادین میان خشوع برخاسته از عقل و کرنش‌های ناشی از غلبه احساسات و تخیلات، نسبت به جایگزینی معنویت اصیل با ظواهر فریبنده هشدار می‌دهند. در ادامه، بحث به تبیین جایگاه توحید افعالی و نفی استقلال در غیر خدا می‌رسد و استاد با بررسی روایات مربوط به مقام ذات باری، به تحلیل نسبت میان اولیت و آخریت خداوند در ظرف وجود می‌پردازند. این جلسه در نهایت با هدف اصلاح نگاه مخاطب نسبت به امور ظاهری و تقویت توجه به حقیقت توحید، مسیر بحث را از نقد رفتارهای اجتماعی به مبانی دقیق اعتقادی هدایت می‌کند تا مخاطب دریابد که چگونه باید از بند توهمات و احساسات کاذب رهایی یابد.

نقد افراط در ظواهر و ترویج فرهنگ توحیدی

1
  • درس هفتصد و شصت و پنجم

  • ادامۀ بحث علم ذات باری

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • تلمیذ: راجع به مسئلۀ قصد اعراض از وطن شخصی که برای سکونت در شهر دیگری، از شهر خود خارج می‌شود، مرحوم آقا می‌فرمودند که هیچ‌وقت اعراض نکند چون انسان اگر مثلاً در جایی برای تحصیل می‌رود دوباره به وطن خودش برمی‌گردد لذا هیچ‌وقت اعراض نکند. مثلاً اگر ما همدان بودیم، می‌فرمودند: احتمالاً اگر شما یک روزی بخواهید بعد تحصیل بگردید، معمولاً به شهر خودتان که ارحام و بستگانتان هستند برمی‌گردید. پس می‌توانید اعراض نکنید.

  • استاد: این را ایشان گفتند؟!

  • تلمیذ: من شنیده‌ام، از خودشان نه.

  • استاد: من نشنیده‌ام.

  • تلمیذ: اخوی‌تان گفتند که ما طهران که بودیم دو رکعتی نماز خواندیم ...

  • استاد: نه، آن مسئله فرق می‌کرد. من به مسائلی که اخوی از مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ نقل می‌کنند اعتماد ندارم.

  • دلیل کامل خواندن نمازِ علامه طهرانی در طهران

  • آن قضیۀ مرحوم آقا این‌طور بود و اصلاً مسئله‌ فرق می‌کرد. ما طهران بودیم موقع ظهر شد ما هم نماز ظهر را پشت سر ایشان ‌خواندیم. پایان دو رکعت ما سلام دادیم چون ما از طهران اعراض کرده بودیم. من تنها بودم حالا شاید ایشان هم مثلاً یک موردی بوده ولی آن موقع یادم هست که من تنها بودم و کسی همراه ما نبود. بعد نماز که تمام شد، به ایشان گفتیم که آقاجان چرا شما نماز را تمام خواندید؟! مگر شما نسبت به طهران اعراض نکردید؟! ایشان گفتند: اصلاً به‌طورکلی اعراض از من متمشّی نمی‌شود و من نمی‌توانم احساس کنم که از جایی به جای دیگر منتقل شده‌ام. اصلاً ایشان در یک فضای دیگری صحبت می‌کردند و نسبت به این عالم اختیار و توطّن و اینها نبود و اصلاً می‌گفتند که از من متمشّی نمی‌شود و من از ایشان هم‌چنین چیزی را نشنیده‌ام که اعراض نکنید.

  • هیچ دلیلی ندارد! آدم اعراض می‌کند و دوباره سر جایش برمی‌گردد. این چه حُسنی دارد حالا اعراض کردن، نکردن، توجیهی به‌نظر نمی‌رسد. مضافاً به اینکه خب سرش کلاه می‌رود! بخواهد آنجا برگردد باید چهار رکعتی بخواند! دو رکعت سرش کلاه می‌رود!!