
نقد افراط در ظواهر و ترویج فرهنگ توحیدی
تفاوت میان خشوع عقلانی در مکتب اهلبیت و حکومت احساسات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با نقد رویکرد افراطی در ساخت بناهای پرهزینه و تجملی برای اماکن متبرکه، بر ضرورت بازگشت به سیره سادهزیستی و عقلانیت در فرهنگ اهلبیت تأکید میورزند. ایشان با اشاره به تفاوت بنیادین میان خشوع برخاسته از عقل و کرنشهای ناشی از غلبه احساسات و تخیلات، نسبت به جایگزینی معنویت اصیل با ظواهر فریبنده هشدار میدهند. در ادامه، بحث به تبیین جایگاه توحید افعالی و نفی استقلال در غیر خدا میرسد و استاد با بررسی روایات مربوط به مقام ذات باری، به تحلیل نسبت میان اولیت و آخریت خداوند در ظرف وجود میپردازند. این جلسه در نهایت با هدف اصلاح نگاه مخاطب نسبت به امور ظاهری و تقویت توجه به حقیقت توحید، مسیر بحث را از نقد رفتارهای اجتماعی به مبانی دقیق اعتقادی هدایت میکند تا مخاطب دریابد که چگونه باید از بند توهمات و احساسات کاذب رهایی یابد.
نقد افراط در ظواهر و ترویج فرهنگ توحیدی
10لذا به نظر من اینها مسائلی نیست که ضرورت داشته باشد و نیازی به اینگونه مسائل داشته باشد. بله! اینکه ضریحی باید جایی باشد... الآن با کثرت جمعیتی که الآن هست اگر ضریح یا صندوقی یا سنگی نباشد، خب مردم هجوم میآورند و بالأخره مسئلهای پیش میآید. همین که یک چیزی محیط باشد اشکال ندارد ولی نه حالا به این وضع و کیفیت، چقدر طلا مصرف بکنند! چقدر نقره مصرف بکنند! یک چیز عادی درست بکنند از چوبی یا آهنی که خطر نداشته باشد و محکم باشد، مردم متبرک بشوند و بروند. اینها مسائلی است که دیگر به همین کیفیت هست و باید اذهان و عقول تغییر پیدا بکند.
بسم الله الرحمن الرحیم
ادامۀ بحث علم ذات باری
خیلی وقتی نداریم ولی خب من تیتر مسائل را برای جلسۀ بعد عرض میکنم.
جلسۀ قبل بحث در این بود که مسئلۀ ذات پروردگار و ذات ربوبی در مقام تغییر و تحوّل در اسماء و صفات به معنای تأخّر و تقدّم زمانی نیست بهنحویکه این تغییر و تحوّل، امر معدومی باشد که نشئه و سررشتۀ آن و بدء آن یک امر، صدور ربوبی باشد و آن مراتبِ بعد، مراتبِ معدومه باشد که بعد در بستر زمان تحقق پیدا میکند. این با علم پروردگار و ارادۀ ازلیه منافات دارد و عرض کردیم که امتناع دارد.
خب بعضیها نسبت به این مسئله ایراداتی وارد کردهاند و یک اشکالاتی وارد کردهاند که این اشکالات را جلسۀ بعد عرض میکنیم.
از جمله روایاتی که خوب است برای این مسئله درنظر داشته باشیم ـ که جلسۀ بعد در همین مسائل بحث میکنیم ـ یکی کلام امیرالمؤمنین علیهالسّلام است که حضرت میفرمایند: «لَم یسبِق لَهُ حالٌ حالاً فَیکونَ أوّلاً قَبلَ أن یکونَ آخِراً؛ و یکونَ ظاهراً قَبلَ أن یکونَ باطناً.»1
این مطلب همان مطلبی است که ما عرض کردهایم که در آن مقام، مقام تحوّل و مقام تبدّل وجود ندارد بلکه أمرٌ ثابتٌ أزلاً و أبداً و چنانچه جلسۀ قبل عرض کردیم اصلاً گذشته و آینده و حالی، دیگر در صورت ثبوت معنا ندارد، این مطلب همان را میرساند.
- . أعلام الدین، ج ۱، ص 65؛ توحید علمی و عینی، ص 216.
