
نقد افراط در ظواهر و ترویج فرهنگ توحیدی
تفاوت میان خشوع عقلانی در مکتب اهلبیت و حکومت احساسات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با نقد رویکرد افراطی در ساخت بناهای پرهزینه و تجملی برای اماکن متبرکه، بر ضرورت بازگشت به سیره سادهزیستی و عقلانیت در فرهنگ اهلبیت تأکید میورزند. ایشان با اشاره به تفاوت بنیادین میان خشوع برخاسته از عقل و کرنشهای ناشی از غلبه احساسات و تخیلات، نسبت به جایگزینی معنویت اصیل با ظواهر فریبنده هشدار میدهند. در ادامه، بحث به تبیین جایگاه توحید افعالی و نفی استقلال در غیر خدا میرسد و استاد با بررسی روایات مربوط به مقام ذات باری، به تحلیل نسبت میان اولیت و آخریت خداوند در ظرف وجود میپردازند. این جلسه در نهایت با هدف اصلاح نگاه مخاطب نسبت به امور ظاهری و تقویت توجه به حقیقت توحید، مسیر بحث را از نقد رفتارهای اجتماعی به مبانی دقیق اعتقادی هدایت میکند تا مخاطب دریابد که چگونه باید از بند توهمات و احساسات کاذب رهایی یابد.
نقد افراط در ظواهر و ترویج فرهنگ توحیدی
7چوبهای صندلیای که در آنجا بودند چوبهایی بود که متّه در آن فرو نمیرفت! از هر چیزی گرانتر! چوب خاص در فلان جنگلهای افریقا که به فرانسه میرفت آنجا تراش پیدا میکرد و به آنجا میآمد! اصلاً ما بیست دقیقه فقط داشتیم به آن صندلیها نگاه میکردیم که این چیست؟! چه رنگی! چه کیفیتی! چه خرجهایی و چه اوضاعی!
دو سال و نیم طول کشید با سه شیفت کار این کلیسا را ساختند! نوارش را به ما دادند که بیایید ببینید و تماشا کنید.
آثار حکومت احساسات و تخیلات و توهّمات
همۀ اینها برای چیست؟! حکومت احساسات! حکومت تخیلات! حکومت توهّمات! عقل در اینجا راه ندارد! فطرت تنفر دارد، تنفر دارد! عقل با اینجا گرایش ندارد. عقل میگوید که این کارها چیست؟! این بساط چیست؟! میخواهی برو یک کار خوب و محکم درست کن اما این کارها یعنی چه؟! این مسائل یعنی چه؟!
وقتی به پیغمبر میگویند که باران میآید، باد میآید، گرد و خاک میآید چهکار کنیم؟ میفرمایند: «عَریشٌ کَعَریشِ موسی» همان سقفی که موسی داشت. بعد یک چیزی برداشت پهن کرد و چندتا تیر انداخت و از این [شاخههای] خرما گذاشت و بعد هم رویش گل مالید! والسّلام! همین!1 آنوقت وقتی که مصلّی آنجا میرود نماز میخواند دیگر نگاه به این کاشی، سنگها، آینهکاریها، منبّتکاریها، مقرنسکاری و امثالذلک نمیکند و فقط یک چیز در ذهنش هست و فقط یک توجه دارد.
این فرهنگ فرهنگ اسلام است! فرهنگ اسلام و فرهنگ اهلبیت و فرهنگ تشیّع این است! والاّ شما هرچه بخواهید معظَم و بالادست درست کنید، در دنیا بالادستش هست که روی دست شما بخواهد بلند بشود، وجود دارد! کلیساهایی داریم که اصلاً یکی از آنها در ممالک اسلامی نیست! یکی از آنها نیست! معابدی داریم که یکی از آنها در جایی پیدا نمیشود! در همان پشت شانگهای یک معبدی هست که چه خبر است! چه خبر است! بت گذاشتهاند دارند بت میپرستند! افراد آنجا میآیند میایستند سجده میکنند، استغاثه و گریه میکنند! هایهای گریه میکنند! برای بت، هایهای گریه میکنند! غلبۀ احساس!
- . الكافی، ج 3، ص 296؛ آموزه های ولایت، ج 1، ص 304.
