اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد افراط در ظواهر و ترویج فرهنگ توحیدی

تفاوت میان خشوع عقلانی در مکتب اهل‌بیت و حکومت احساسات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با نقد رویکرد افراطی در ساخت بناهای پرهزینه و تجملی برای اماکن متبرکه، بر ضرورت بازگشت به سیره ساده‌زیستی و عقلانیت در فرهنگ اهل‌بیت تأکید می‌ورزند. ایشان با اشاره به تفاوت بنیادین میان خشوع برخاسته از عقل و کرنش‌های ناشی از غلبه احساسات و تخیلات، نسبت به جایگزینی معنویت اصیل با ظواهر فریبنده هشدار می‌دهند. در ادامه، بحث به تبیین جایگاه توحید افعالی و نفی استقلال در غیر خدا می‌رسد و استاد با بررسی روایات مربوط به مقام ذات باری، به تحلیل نسبت میان اولیت و آخریت خداوند در ظرف وجود می‌پردازند. این جلسه در نهایت با هدف اصلاح نگاه مخاطب نسبت به امور ظاهری و تقویت توجه به حقیقت توحید، مسیر بحث را از نقد رفتارهای اجتماعی به مبانی دقیق اعتقادی هدایت می‌کند تا مخاطب دریابد که چگونه باید از بند توهمات و احساسات کاذب رهایی یابد.

نقد افراط در ظواهر و ترویج فرهنگ توحیدی

8
  • به حرکت انداختن عقل در مکتب توحید

  • در اسلام، در توحید، در تشیع و در مکتب اهل‌بیت عقل را به حرکت می‌اندازند نه احساسات و تخیلات و توهمات! عظمت خدا را جلوه می‌دهند نه عظمت خود را! ما خودمان را جای خدا گذاشته‌ایم؛ خودمان خیال می‌کنیم با عظمت به مردم وارد بشویم انگار خدا وارد شده است، نه باباجان! توی بدبخت در کف عزرائیل مثل یک موش هستی و تو را کنار می‌اندازد و می‌گوید که نفر بعدی بیاید. وقتش که بشود ما رفتنی هستیم و شما رفتنی هستید و همه رفتنی هستند. وقتش برسد هیچ فایده‌ای ندارد.

  • چندی در طهران بودم و والدۀ ما کسالت پیدا کرد و خیلی‌ها به‌دنبال این بودند که چه بشود و چه‌کار بکنند تا من متوجه شدم که مسئله چیست و قرار است... دیدم مسیر مشخص شد! خب حالا طبق تکلیف باید کارهایی انجام بشود و قضایایی باید انجام بشود، ولی این مسیر تمام شد، نفر بعد!

  • ما همین هستیم! به‌اندازۀ سر سوزنی از خود اختیار نداریم، قدرت نداریم. حالا چرا زودتر اعتراف نکنیم و چرا زودتر نیاییم؟! چرا وقتی اعتراف کنیم که کار از کار گذشته است؟ چرا باید دنیا این‌قدر ما را بگیرد و به اسم خدا تمام کنیم؟! چرا؟! چرا چیزی که مربوط به ما هست به پای خدا می‌گذاریم؟! هان؟! چرا آن قدرتِ خیالی را به پای خدا می‌گذاریم و از کیسۀ خدا خرج می‌کنیم؟! خدا می‌گوید که خب به پای من گذاشتی؟! خیلی خب حالا ما هم می‌آییم. خودت گفتی که اینها از خداست! همۀ اینها از خداست! خب از خداست تو چه کسی هستی؟ تو کسی نیستی برو پی کارت! از خداست ولی ما سر جایمان هستیم و تکان نمی‌خوریم! بله، همۀ برکات و نعمت‌ها از خداست ولی ما سفت روی زین ایستاده‌ایم و از زین هم پایین نمی‌آییم! این نشد که!! خدا هم گفت که خیلی خب! حالا که قرار است به پای ما گذاشته بشود پس حالا ما می‌آییم خودمان را نشان می‌دهیم! لذا به‌طورکلی این ضریح‌ها با این کیفیت دلیلی ندارد.