
نقد افراط در ظواهر و ترویج فرهنگ توحیدی
تفاوت میان خشوع عقلانی در مکتب اهلبیت و حکومت احساسات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با نقد رویکرد افراطی در ساخت بناهای پرهزینه و تجملی برای اماکن متبرکه، بر ضرورت بازگشت به سیره سادهزیستی و عقلانیت در فرهنگ اهلبیت تأکید میورزند. ایشان با اشاره به تفاوت بنیادین میان خشوع برخاسته از عقل و کرنشهای ناشی از غلبه احساسات و تخیلات، نسبت به جایگزینی معنویت اصیل با ظواهر فریبنده هشدار میدهند. در ادامه، بحث به تبیین جایگاه توحید افعالی و نفی استقلال در غیر خدا میرسد و استاد با بررسی روایات مربوط به مقام ذات باری، به تحلیل نسبت میان اولیت و آخریت خداوند در ظرف وجود میپردازند. این جلسه در نهایت با هدف اصلاح نگاه مخاطب نسبت به امور ظاهری و تقویت توجه به حقیقت توحید، مسیر بحث را از نقد رفتارهای اجتماعی به مبانی دقیق اعتقادی هدایت میکند تا مخاطب دریابد که چگونه باید از بند توهمات و احساسات کاذب رهایی یابد.
نقد افراط در ظواهر و ترویج فرهنگ توحیدی
9یک بنده خدایی از همین افراد چند سال پیش ـ سه چهار سال پیش ـ از اصفهان با من تماس گرفت و گفت که آقا ما میخواهیم برای حضرت اباالفضل علیهالسّلام یک ضریح درست کنیم. گفتم که چقدر مخارجش میشود؟! گفت که مثلاً اینقدر میلیارد تومان. گفتم: شما که الآن در اصفهان هستید چندتا دختر بیشوهر هست؟! چندتا فقیر هست؟! چندتا افرادی هستند که اینها نیاز به فلان و... دارند؟ الآن ضریح حضرت اباالفضل مگر ایرادی دارد؟! مگر خراب شد؟! ما همین چندی پیش رفتیم زیارت کردیم هیچی نبود، نه ایرادی دیدیم و نه جایی از آن خراب شده بود. گفتم که این پولها را بردارید به این فقرا و به این افراد بدهید این ثوابش بیشتر و بهتر است و بیشتر مورد رضایت حضرت اباالفضل و امثاله هست.
الآن در مورد مسئلۀ ضریح سیدالشهداء مگر ایرادی هست که باید ضریح عوض بشود؟! چرا باید عوض بشود؟! ما که آنجا رفتیم چیزی ندیدیم! همۀ مردم به آن آویزان شده بودند و کسی هم از جایش تکان نمیخورد. عربهای آنجا میگویند که از وقتی که ایرانیها آمدند دست ما دیگر به ضریح هم نمیرسد!! طرف سفت به ضریح چسبیده است آنوقت باید بیاید بندبندش را هم رد کند. برو بابا! یک بار ضریح را ببوس و برو دیگر!
من در این مدتی که در کربلا مشرف بودم یک دفعه توانستم بروم ضریح را ببوسم! همین در را میبوسیدیم و دیوار را میبوسیدیم بس است! فرقی نمیکند! آخر ضریح که امام حسین نیست!!
طرف از من پرسیده که آقا من سه روز است به کربلا آمدهام و هنوز نتوانستهام ضریح را ببوسم، زیارتم قبول نیست؟! گفتم که بابا قبول است من هم نتوانستهام تا حالا ببوسم!! این حرفها چیست؟! همین درودیوار را ببوس برو! این تخیلات و توهمات چیست؟! بله، حالا اگر کسی نباشد و مزاحمی نباشد آدم نزدیکتر میرود. طبعاً تقرب بیشتر مکانی موجب تقرب بیشتر [معنوی] هم هست اما به چه بهایی؟! به چه کیفیتی؟!
