اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت قضا و قدر الهی

تحلیل نسبت علم ربوبی با ظهورات و اعیان خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله قضا و قدر و کیفیت علم ربوبی نسبت به عالم هستی می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه‌های بزرگان درباره مقام اجمال و تفصیل در علم عنائی آغاز شده و با تحلیل روایات مربوط به نفی تغییر و تحول در ذات پروردگار ادامه می‌یابد. محور اصلی این گفتار، حل تعارض ظاهری میان روایاتی است که هرگونه اولیت، آخریّت، ظهور و بطون را از ذات حق نفی می‌کنند و آیاتی که همین اوصاف را برای پروردگار اثبات می‌نمایند. استاد با تفکیک میان مقام ذات و مقام ظهورات و اسماء، نشان می‌دهند که چگونه علم الهی به اعیان خارجی، نه مسبوق به زمان است و نه دچار تغییر و تبدل می‌شود. در نهایت، با تبیین جایگاه وجود بسیط و مقام واحدیت، چگونگی تحقق قضا و قدر جزئی در بستر علم عنائی روشن شده و راه برای فهم مباحثی همچون بداء هموار می‌گردد.

تبیین حقیقت قضا و قدر الهی

3
  • حضرت در اینجا می‌فرمایند: «لَم یسبق لَهُ حالٌ حالاً فَیکونَ أوّلاً قَبلَ أن یکونَ آخِراً» حالا اگر سبقتِ حال باشد یعنی یک حالی بر ذات پروردگار سابق باشد قبل از اینکه حال دیگری بیاید، بنابراین بین این دو تعلقِ حال و این دو تحقق حال، یک مبدأیت و یک انتهائیت فرض می‌شود؛ یعنی ذات پروردگار از یک مرتبه به یک مرتبۀ دیگر تحول پیدا می‌کند و این مبدأ می‌شود و آن آخر و منتهیٰ می‌شود و دوباره آن برای یک انتهایی و برای یک مقصدی، مبدأ می‌شود.

  • «و یکونَ ظاهراً قَبلَ أن یکونَ باطناً»؛ و اینکه پروردگار ظاهر باشد قبل از اینکه باطن باشد چون این تحول در تحقق ظهور و در تحقق بطون و بطنیت لازم است که ظاهر برگردد و باطن بشود، باطن برگردد و ظاهر بشود.

  • نفی تقلب در ذات پروردگار

  • در اینجا نگاه می‌کنیم و می‌بینیم که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام یااینکه موسی بن جعفر علیه‌السّلام در روایتی که جلسۀ قبل عرض شد و اینجا آوردیم، تقلب را به‌طورکلی از ذات پروردگار نفی کرده است و وقتی این از ذات پروردگار نفی بشود آن‌وقت چطور می‌شود در اینجا دو کیفیت برای آثار و برای ظهورات پروردگار تصور کرد؟! از یک طرف در آیات قرآن داریم: ﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَٱلۡأٓخِرُ﴾1 در اینجا حضرت می‌فرماید که در اینجا اوّلیت و آخریتی دیگر نیست. «فَیکونَ أوّلاً قَبلَ أن یکونَ آخِراً» اوّلیت و آخریت دیگر معنا ندارد.

  • در آیۀ قرآن داریم: ﴿وَٱلظَّٰهِرُ وَٱلۡبَاطِنُ﴾. در اینجا می‌فرماید: «و یکونَ ظاهراً قَبلَ أن یکونَ باطناً» دیگر در اینجا برای پروردگار ظهور معنا ندارد قبل از اینکه آن بطن و آن عمق بخواهد برای او درنظر گرفته بشود. چطور ما در اینجا باید تلفیق کنیم و توجیه کنیم که این مسئله به چه کیفیت است؟!

  • اگر این مطلب برای ما روشن بشود، آن کلماتی را که بزرگان و اصحاب شهود و کشف [فرمودند برای ما روشن می‌شود]. یااینکه روایاتی که در این باب هست که مقام اجمال را برای خود نفوس مطهره در آنجا اثبات می‌کند یا مقام علم را به‌نحو اجمال اثبات می‌کند.

    1. . سوره حدید (57) آیه 3:
      ﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَٱلۡأٓخِرُ وَٱلظَّٰهِرُ وَٱلۡبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾. امام شناسى، ج ‌12، ص 376:
      «اوست اوّل و آخر، و ظاهر و باطن (پیدا و پنهان) و او به هر چیز داناست»