اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت قضا و قدر الهی

تحلیل نسبت علم ربوبی با ظهورات و اعیان خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله قضا و قدر و کیفیت علم ربوبی نسبت به عالم هستی می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه‌های بزرگان درباره مقام اجمال و تفصیل در علم عنائی آغاز شده و با تحلیل روایات مربوط به نفی تغییر و تحول در ذات پروردگار ادامه می‌یابد. محور اصلی این گفتار، حل تعارض ظاهری میان روایاتی است که هرگونه اولیت، آخریّت، ظهور و بطون را از ذات حق نفی می‌کنند و آیاتی که همین اوصاف را برای پروردگار اثبات می‌نمایند. استاد با تفکیک میان مقام ذات و مقام ظهورات و اسماء، نشان می‌دهند که چگونه علم الهی به اعیان خارجی، نه مسبوق به زمان است و نه دچار تغییر و تبدل می‌شود. در نهایت، با تبیین جایگاه وجود بسیط و مقام واحدیت، چگونگی تحقق قضا و قدر جزئی در بستر علم عنائی روشن شده و راه برای فهم مباحثی همچون بداء هموار می‌گردد.

تبیین حقیقت قضا و قدر الهی

10
  • حالا در مورد پروردگار، دو دوتا چهارتا است! راحت و آسان! این اشیاء و تمام این اعیان خارجی که در خارج هستند، اینها اول بودند و بعد علم پروردگار به آنها تعلق گرفت یا اول علم پروردگار بود بعد اینها در خارج تحقق پیدا کردند؟! خب مشخص است که اول علم پروردگار بر این تحقق اشیاء خارجی سابق است. حالا صحبت در این است که این علم پروردگار به چه چیزی تعلق گرفته است؟! به علم تعلق گرفته یا به صورت تعلق گرفته است؟! گفتیم که صورت بدون محکی معنا ندارد که در خارج یک محکی داشته باشد. آن علم وقتی که به نفس آن عین تعلق می‌گیرد، اگر به صورت او قبلَ العین باشد پس هنوز این تحوّل و تبدّل در خارج انجام نشده است و وقتی که در خارج انجام نشود یعنی معدوم است. معنای معدوم یعنی لا یُخبَر و لا یُخبرُ بِه است. بنابراین علم به یک امر معدومی تعلق گرفته است و تعلق علم به امر معدوم مستحیل است!

  • شکل‌گیری عالم ثبوت

  • حالا این علم پروردگار که همان علم عنائی باشد پس تعلق گرفته است به معلومی که خود آن معلوم هم متحقق است و در ظرف خارج وجود دارد، این عالم ثبوت می‌شود و این می‌شود همانی که ذات پروردگار نه در آن تغییری هست که اول باشد و نه در آن تغییری هست که آخر باشد. از یک اوّلی شروع بشود و به یک آخری ختم بشود. از مقام اراده و مشیت شروع بشود که مقام اجمال است بعد می‌آید به مقام تفصیل می‌رسد و عوالم ربوبی را طی می‌کند و اینجا انتها می‌شود درحالی‌که داریم که او اول نیست و او آخر نیست. اول و آخر به معنای تغییر و تحوّل دیگر در او معنایی ندارد در عین اینکه او هم اول است و هم آخر است. یعنی چه هم اول است و هم آخر است؟ یعنی هم نفس اجمال و هم نفس تفصیل، هردوی اینها در آن علم عنائی مندمج است. هم مقام اجمال و هم مقام تفصیل و هم مقام آن علیت و مبدأیت که ما از آن تعبیر به صرافت وجود می‌کنیم.