
تبیین حقیقت قضا و قدر الهی
تحلیل نسبت علم ربوبی با ظهورات و اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله قضا و قدر و کیفیت علم ربوبی نسبت به عالم هستی میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای بزرگان درباره مقام اجمال و تفصیل در علم عنائی آغاز شده و با تحلیل روایات مربوط به نفی تغییر و تحول در ذات پروردگار ادامه مییابد. محور اصلی این گفتار، حل تعارض ظاهری میان روایاتی است که هرگونه اولیت، آخریّت، ظهور و بطون را از ذات حق نفی میکنند و آیاتی که همین اوصاف را برای پروردگار اثبات مینمایند. استاد با تفکیک میان مقام ذات و مقام ظهورات و اسماء، نشان میدهند که چگونه علم الهی به اعیان خارجی، نه مسبوق به زمان است و نه دچار تغییر و تبدل میشود. در نهایت، با تبیین جایگاه وجود بسیط و مقام واحدیت، چگونگی تحقق قضا و قدر جزئی در بستر علم عنائی روشن شده و راه برای فهم مباحثی همچون بداء هموار میگردد.
تبیین حقیقت قضا و قدر الهی
6دائم در حال توجهاند، دائم در حال حضورند، دائم تشنهاند، دائم منتظر و دائم نگران هستند که چرا نمیآید؟ چرا این قضیه نمیآید و نمیرسد و کار تمام نمیشود؟! اما اگر نه، بار روی خودمان گذاشتیم و شانهمان سنگین باشد و گُردهمان از تعلقات سنگین باشد [آنوقت طور دیگری خواهد شد]. آیا تابهحال شده گاهی خودمان را تست کنیم؟! به خودمان تست بزنیم ببینیم که چقدر آمادگی داریم؟! بیایند بگویند که بفرما، چقدر میتوانیم؟! آیا همان آن میگوییم: بله یااینکه یکخرده صبر میکنیم بنشینیم فکر کنیم و اینطرف و آنطرف کنیم و [میگوییم که] نه خب حالا عیب ندارد یا بعد بنشینیم و بگوییم که مثلاً میشود یک مهلتی [بدهید]؟ آیا میشود یک مهلت یک هفتهای دو هفتهای [بدهید]؟ یااینکه نه! آنقدر وزر و وبال بر گُردۀ خود سوار کردهایم و آنقدر در این دنیا دست و پای ما و اعمال ما به کارهایی که کردهایم پیچیده است که اصلاً نمیخواهیم مجال تفکر را حتی به این بدهیم! میشود ها! آدم به یک جایی میرسد که حتی از فکر کردنش میترسد و فرار میکند، فکر نمیکند! از فکر کردن [فرار میکند] چون میبیند به بنبست میرسد! کجا برود؟! بَه! چوبها آماده است، بله! مشعلها دارد بالا میرود و فضا نورانی است! یک مشعل برایش گذاشتهاند که تمام صحرا را روشن کرده است! بفرمایید میخواهیم از شما استقبال کنیم! اینجاست که آدم مدام به کارها، به برنامهها، به مسائلش، به حقالناسهایی که دارد و چیزهایی که بر گردنش بوده برمیگردد! حالا چیزهایی که با خدا دارد را میشود یک کاری کرد اما حقالناس را چهکار میکنیم؟! بلاهایی که بر سر مردم آوردیم چهکار میکنیم؟!
تأثیر تفکر در مرگ بر رفتار
واقعاً من گاهی اوقات تعجب میکنم این افراد و اشخاصی که در این دنیا پیدا میشوند و از تعدّی به مال و جان و ناموس مردم ابا ندارند، اینها چگونه تفکر میکنند؟! درعینحال اعتقادی هم دارند هان! بالأخره مسلمان هستند! حالا مسلمان هستند یا خودشان را شیعه هم میدانند، شیعۀ امیرالمؤمنین! نهاینکه حالا آدم بیدینِ فلان باشد. چطور میشود تصور فردایی را [داشته باشد اما این کارها را بکند]؟! اینقدر امیرالمؤمنین علیهالسّلام در نهجالبلاغه مدام میفرماید که تفکر در موت کنید!1 تفکر در موت کنید بهخاطر همین است! کسی که یک تفکر داشته باشد و یک خطور مرگ در زندگیاش داشته باشد نمیتواند دیگر هر کاری بکند، دیگر دستش به ماشه نمیرود که یک جانی را بیجان کند و دیگر نمیتواند یک تعدّی کند و یک مالی را از یک بدبخت و بیچارهای بردارد و بعد هم الفرار! نمیتواند این کار را بکند. دیگر نمیتواند پولها و امکانات یک ملّتی را بردارد و همه را به هوا بدهد، ببریم حالا هرچه شد که شد! اصلاً نمیتواند این کار را بکند، میلرزد، دستش میلرزد! به همین جهت است که مدام میگویند که باید به فکر مرگ باشید! آقاجان! آن قطاری که بقیه داخل آن سوار شدهاند و حرکت کردهاند و هر کسی را در یک ایستگاه پیاده کرده است تو را هم در یک ایستگاه پیاده میکند! نگاه به این دو سهتایی که در اطرافت هستند نکن! آنها هم مثل تو هشتشان گرو هشتادشان است!
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به نهج البلاغه (صبحی صالح)، خطبههای 83، 109، 114، 132، 149، 183، 188، 221، 230 و نامه 27.
