
تبیین حقیقت قضا و قدر الهی
تحلیل نسبت علم ربوبی با ظهورات و اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله قضا و قدر و کیفیت علم ربوبی نسبت به عالم هستی میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای بزرگان درباره مقام اجمال و تفصیل در علم عنائی آغاز شده و با تحلیل روایات مربوط به نفی تغییر و تحول در ذات پروردگار ادامه مییابد. محور اصلی این گفتار، حل تعارض ظاهری میان روایاتی است که هرگونه اولیت، آخریّت، ظهور و بطون را از ذات حق نفی میکنند و آیاتی که همین اوصاف را برای پروردگار اثبات مینمایند. استاد با تفکیک میان مقام ذات و مقام ظهورات و اسماء، نشان میدهند که چگونه علم الهی به اعیان خارجی، نه مسبوق به زمان است و نه دچار تغییر و تبدل میشود. در نهایت، با تبیین جایگاه وجود بسیط و مقام واحدیت، چگونگی تحقق قضا و قدر جزئی در بستر علم عنائی روشن شده و راه برای فهم مباحثی همچون بداء هموار میگردد.
تبیین حقیقت قضا و قدر الهی
7حالات بزرگان در مواجهه با مرگ
لذا ما غفلت میکنیم! غفلت میکنیم از اینکه فردایی هست! غفلت میکنیم از اینکه حساب و کتابی هست! غفلت میکنیم از اینکه بار خودمان را کم کنیم ولی بزرگان اینطور نبودند! خودمان هم دیدهایم، دیدهایم که وقتی اسم مرگ میآمد اصلاً شکفته میشدند! اینکه چه زمانی میخواهد بیاید! خبری داری به ما بدهی؟ از این جناب انتقال اطلاعی دارید؟ دیدهایمها! دروغ نمیگوییم! دیدهایم که چطور انتظار میکشیدند! به ما میگفتند که دیگر بس است، مگر آدم چقدر در این دنیا باید بماند؟! همه چیز را دیدیم آقا! چقدر میخواهیم بمانیم؟! دیدیم!
اینها آنهایی هستند که لحظهشماری میکنند، اینها آنهایی هستند که اگر به آنها بگویند: «کیفَ المَوتُ عِندَک» در جواب میگویند: «أحلیٰ مِنَ العَسل!»1 اینها این هستند، اینها اینطوری هستند. خوش به حالشان! علیٰکلّحال اینطور نیست که ما ندیده باشیم منتها باید سعی کنیم که از بارمان کم کنیم و از وزر و وبال کم کنیم.
این مقام ثبوتی که در اینجا برای ذات هست دیگر چطور میشود تغییر و تحوّل در آن باشد؟! به چه قِسم میشود در اینجا تصور تغییر و تحوّل کرد؟! اگر تغییر و تحوّلی در خارج هنوز انجام نشده و اگر اعیان خارجی هنوز تحقق پیدا نکردهاند مثل الآن، الآن اعیان خارجی تا الآن تحقق پیدا کردهاند اما برای پنج دقیقه دیگر چطور؟ تحقق ندارند! برای نیم ساعت دیگر چطور؟ البته طبق افکار ما! والاّ همۀ شما الآن میدانید که این حرفها حرفهای عامیانه است. همه چیز در خارج تحقق دارد؛ چشم ما بسته است! الآن فرض کنید این انگشتری که در دستم هست و همه دارید میبینید این انگشتر را در دستم میگیرم [و پنهان میکنم] و میگویم که چیست آقا؟ میگویید که نمیدانیم.
انگشتر هست [اما نمیبینید] وقتی دست را باز میکنم همه میبینید این چیست! انگشتر در دست من هست و اینطور نیست که بعد قرار بگیرد بلکه انگشتر در دست من هست منتها دست من برای شما باز نیست، نمیبینید. حالا اگر شما بدون اینکه من دستم را باز کنم با یکی از این دستگاههایی که با اشعه کار میکند و محتویات ساکها را میبینند، وقتی آدم میخواهد جایی برود ساک را در دستگاه میگذارند و با آن اشعه داخل ساک را میبینند تا چیز [خطرناکی] نداشته باشد، او دارد میبیند که داخل این دستمال هست، کفش هست، کیف هست، لباس و ... هست. همۀ اینها را دارد تماشا میکند. ما نمیبینیم اما او دارد با آن اشعه میبیند. حالا اگر یک اشعه بگذارند ولو دست باز نکرده، شما دارید [داخل دست را] میبینید و مشاهده میکنید که آنچه که آقا در دستش نگه داشته است این انگشتر هست. اگر قرار بر این باشد که تغییر و تحوّل بعداً انجام بشود و قبلاً نبوده است پس این تغییر و تحوّل یک امر عدمی خواهد بود. این نحوۀ استدلال بر این مسئله به این کیفیت، بسیار مسئله را راحت و خیلی آسان میکند از اینکه انسان به این مسئله برسد.
- . الهدایة الکبری، ص ٢٠٤؛ مدینة المعاجز، ج ٤، ص ٢١٥؛ عنوان بصری، ج ۲، ص 34، با قدری اختلاف.
