اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت قضا و قدر الهی

تحلیل نسبت علم ربوبی با ظهورات و اعیان خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله قضا و قدر و کیفیت علم ربوبی نسبت به عالم هستی می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه‌های بزرگان درباره مقام اجمال و تفصیل در علم عنائی آغاز شده و با تحلیل روایات مربوط به نفی تغییر و تحول در ذات پروردگار ادامه می‌یابد. محور اصلی این گفتار، حل تعارض ظاهری میان روایاتی است که هرگونه اولیت، آخریّت، ظهور و بطون را از ذات حق نفی می‌کنند و آیاتی که همین اوصاف را برای پروردگار اثبات می‌نمایند. استاد با تفکیک میان مقام ذات و مقام ظهورات و اسماء، نشان می‌دهند که چگونه علم الهی به اعیان خارجی، نه مسبوق به زمان است و نه دچار تغییر و تبدل می‌شود. در نهایت، با تبیین جایگاه وجود بسیط و مقام واحدیت، چگونگی تحقق قضا و قدر جزئی در بستر علم عنائی روشن شده و راه برای فهم مباحثی همچون بداء هموار می‌گردد.

تبیین حقیقت قضا و قدر الهی

8
  • اینجاست که ما کلام امیرالمؤمنین علیه‌السّلام و روایاتی که دلالت بر ثبوت و بر یک کَونْ استمراری در وجود می‌کند نسبت به ذات پروردگار و نسبت به مقام علم حق و مقام علم عنائی حق، برای ما روشن می‌شود که هیچ تغییری و تحوّلی در ذات پروردگار نمی‌تواند وجود داشته باشد. ذات پروردگار همان‌طوری‌که یک امر مستمر...؛ حالا مستمر به معنای نفس الکونْ، نه به معنای استمرار که به معنای [تحقق] باشد چون وقتی که شما زمان را از ذات بردارید دیگر در اینجا استمرار معنا ندارد. استمرار به آن حدثی گفته می‌شود که آن استمرار، زمان ماضی و حال و آینده دارد مثل ضرب و أکل و نومنوم از یک جا نوم شروع می‌شود و به یک جا ختم می‌شود؛ شخص پنج ساعت می‌خوابد، شش ساعت می‌خوابد، چهار ساعت می‌خوابد، یک ابتدایی دارد و یک انتهایی دارد. حالا اگر شخصی یک نوم ممتد داشته باشد دیگر اول نداشته باشد به این دیگر مستمر اطلاق نمی‌شود و این نوم برای خود او ثابت خواهد بود.

  • عدم وجود جنبۀ ماضوی و استقلالی در ذات و علم پروردگار

  • ذات پروردگار همان‌طوری‌که در ذات خود جنبۀ ماضوی و جنبۀ استقبالی ندارد، همین‌طور آن علم پروردگار نسبت به ذات نیز جنبۀ گذشته و حال و آینده هم ندارد چون آن علم علم لازمۀ ذات است و چگونه ممکن است که ذات در مرحله‌ای از مراحل و مرتبه‌ای از مراتب و برهه‌ای از برهه‌ها فاقد مقام علمیت خودش باشد؟! این مُستحیل است!

  • مثل اینکه ذات در یک مرتبه از مراتب فاقد قدرت باشد، این مستحیل است. فاقد علم باشد، مستحیل است. این اوصاف و این اسماء، لازمۀ ذاتی ذات است؛ یا باید ذات را انکار کنیم یا اگر اثبات ذات کردیم و اثبات ثبوت برای ذات ازلاً و أبداً کردیم باید علم و قدرت و حیات که آن حیات جنبۀ همان [نفس استمرار بقاء ذات است] را هم به همان کیفیتی که نفس ذات اثبات می‌شود، آن‌هم برای ذات اثبات می‌شود و وقتی که علم و قدرت برای ذات اثبات شد، آن علم او نسبت به اعیان [اثبات می‌شود] اگر این اعیان خارجی نبود، خیالمان راحت بود! ذات نه ظهوری دارد و نه بروزی دارد، نه خلقی دارد و نه مخلوقی دارد، نه اراده‌ای دارد و نه مشیتی دارد، هیچی ندارد! خودش ذات است و آن مقام صرافت در خودش است و مقام احدیت الذاتش هست و هیچ در اینجا مسئله و مشکلی نیست! دیگر در اینجا جای بحث هم نیست چون ما نیستیم تااینکه بخواهیم بحثش را بکنیم! هیچ ظهوری در اینجا ندارد.