اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنای بداء و نقش آن در تقدیر الهی

تبیین حقیقت بداء در پرتو علم و مشیت پروردگار

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «بداء» و جایگاه آن در نظام هستی و قانون علیت می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی و عامیانه که بداء را به معنای تغییر در علم یا اراده الهی می‌دانند، آن را به معنای تبدل در صورت‌های تحقق خارجیِ تقدیرات غیرمبرم معرفی می‌کنند. در این مسیر، با بهره‌گیری از مثال‌های عرفی و روایی، نشان داده می‌شود که چگونه اموری مانند صدقه، صله‌رحم و استغاثه در شب قدر، می‌تواند مسیر حوادث را تغییر دهد و به اصطلاح، بداء حاصل شود. استاد با تأکید بر اینکه بداء یک واقعیتِ جاری در سنت‌های الهی است، به تحلیل نمونه‌های تاریخی و اجتماعی می‌پردازند و تفاوت میان نگاه ظاهری و باطنی به وقایع را گوشزد می‌کنند. در نهایت، این بحث به مخاطب کمک می‌کند تا نسبت میان اختیار انسان، دعا و قضا و قدر الهی را در چارچوب توحید افعالی به درستی درک کند.

معنای بداء و نقش آن در تقدیر الهی

7
  • عرفی بودن مسئلۀ بداء

  • این مسئلۀ بداء یک مسئلۀ عرفی است و یک قضیه‌ای است که در بین افراد به این کیفیت ظهور پیدا می‌کند و برای همه هم اتفاق می‌افتد. برای این حقیرِ فقیرِ سراپا تقصیر هم تا حالا اتفاق افتاده است.

  • پدر ما ـ خدا رحمتش کند ـ [نقل می‌کردند که] تو کوچک بودی و در نجف مریض شدی؛ از همین گرمازدگی‌هایی که بچه‌ها می‌گیرند و خلاصه آب بدن تمام می‌شود، شش ماه یا هفت ماهت بود و دیگر اصلاً آب بدنت تمام شده بود و چشمانت سفید شده بود و سیاهی‌اش رفته بود و یک شب من کنار خودم آوردمت، همان شبی که دیگر قرار بود بروی! مادرت هم این‌قدر خسته بود که اصلاً بیهوش شد! یعنی دیگر اصلاً توان نداشت.

  • و من آیساً مِن الحیاة بودم. فقط گفته بودند که همین‌طوری یک قاشق چای‌خوری آبی، قندآبی چیزی بریزید و حتی می‌گفتند که یکی دو مرتبه هم احساس کردم که مثل اینکه خلاصه رفتی یا برگشتی یااینکه قضیه چه بود، مثل اینکه ما به دنیا خیلی تعلق داشتیم! طمع به دنیا!

  • تلمیذ: خدا به ما رحم کرده است!

  • استاد: می‌گفتند که یکی دو مرتبه هم در همان شب، تشنج پیدا کردی که ما گفتیم که دیگر رفتی. نمی‌دانم حالا چه کرده بودند.

  • بعد می‌گفتند که نزدیک اذان صبح یک‌دفعه دیدم که برگشت! خب معلوم بود که غیرعادی و یک‌دفعه بوده است [چون] اگر بچه‌ای که مریض است بخواهد خوب بشود تدریجی است اما یک‌دفعه دیدم انگار یک تحولی یا چیزی شد و برگشت. اینها یک چیزهایی است که اسمش بداء نیست ولی واقعیتش بداء هست که در بین مردم این مسئله وجود دارد.

  • شرعیه و متشرّعه نبودن قضیۀ بداء

  • می‌خواهم این را عرض کنم که قضیۀ بداء یک قضیۀ شرعیه و متشرّعه نیست بلکه یک واقعیت عرفی است و یک واقعیتِ سنّت عرفیه و سیرۀ عرفیه است نسبت به مسائل و قضایایی که مردم آن مسائل و قضایا را متوقّع هستند و پیش‌بینی می‌کنند و سیر آن مسئله و سیر آن قضیه مشخص است که به چه چیزی خواهد رسید و حتی قسم هم می‌خورند که دیگر کار تمام است مثل همین مرگ ‌مغزی‌هایی که الآن در بیمارستان‌ها هستند خب همۀ اینها رفتنی هستند. البته اتفاق افتاده که مرگ‌ مغزی بعد از شش سال برگشته است! این‌هم بوده است! بعد از چهار سال و بعد از شش سال و بعد از شش ماه برگشته است منتها خیلی به‌ندرت یک هم‌چنین مسائلی اتفاق می‌افتد اما الآن به‌طورکلی وقتی می‌گویند که کسی در مرگ مغزی رفت، یعنی دیگر تمام شد.