
معنای بداء و نقش آن در تقدیر الهی
تبیین حقیقت بداء در پرتو علم و مشیت پروردگار
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «بداء» و جایگاه آن در نظام هستی و قانون علیت میپردازند. ایشان با نقد نگاههای سطحی و عامیانه که بداء را به معنای تغییر در علم یا اراده الهی میدانند، آن را به معنای تبدل در صورتهای تحقق خارجیِ تقدیرات غیرمبرم معرفی میکنند. در این مسیر، با بهرهگیری از مثالهای عرفی و روایی، نشان داده میشود که چگونه اموری مانند صدقه، صلهرحم و استغاثه در شب قدر، میتواند مسیر حوادث را تغییر دهد و به اصطلاح، بداء حاصل شود. استاد با تأکید بر اینکه بداء یک واقعیتِ جاری در سنتهای الهی است، به تحلیل نمونههای تاریخی و اجتماعی میپردازند و تفاوت میان نگاه ظاهری و باطنی به وقایع را گوشزد میکنند. در نهایت، این بحث به مخاطب کمک میکند تا نسبت میان اختیار انسان، دعا و قضا و قدر الهی را در چارچوب توحید افعالی به درستی درک کند.
معنای بداء و نقش آن در تقدیر الهی
1درس هفتصد و شصت و هفتم
کیفیت مسئلۀ بداء
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
مطالبی راجع به کیفیت خلقت انسان که در مسئلۀ عالم ذر مطرح هست با نقض و ابرامهایی که نسبت به این مطلب شده است وجود دارد و إنشاءالله آن مطلب را اگر خدا توفیق بدهد به هفتۀ دیگر موکول میکنیم که در این هفته به مسئلۀ بداء بپردازیم چون در مسئلۀ ذر مطالب مختلف و آراء مختلفی هست و چهبسا تناقضاتی در بین گفتار بزرگان نسبت به این قضیه وجود دارد و خلاصه قضیۀ عالم ذر یک بحث محل ابتلاء و پرپیچ و خمی است.
با توجه به آنچه که خدمت رفقا عرض شد در مسئلۀ علم عنائی حق و سبقیت علم بر معلوم بالعرض که آن نحوه با آنچه را که در عالم اعیان مشاهده میشود اختلاف دارد و تحقق علم در ذات پروردگار که علم ذاتی است، آن تحقق با تحقق در عالم اعیان نسبت به عالَم بالفعل که همین عالَم خارجی است مسئله فرق میکند. آن قضیه خیلی مطلب را روشن میکند یعنی مطالبی که در این مسئله گفته شد شاید دیگر چندان نیاز و لزومی برای طرح مسئلۀ ذر و عالم ذر نباشد فقط صرف یک تذکاری به آنچه را که از بزرگان نقل شده و از ائمه و معصومین علیهمالسّلام نسبت به این مسئله گفته شده است و آیۀ قرآن هم بر این مسئله دلالت دارد.
﴿وَإِذۡ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِيٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمۡ ذُرِّيَّتَهُمۡ وَأَشۡهَدَهُمۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَلَسۡتُ بِرَبِّكُمۡ قَالُواْ بَلَىٰ شَهِدۡنَآ أَن تَقُولُواْ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ إِنَّا كُنَّا عَنۡ هَٰذَا غَٰفِلِينَ﴾.1
این آیه دلالت بر تحقق یک عالم قبل از تحقق عالم اعیان دارد لذا با «إِذۡ» خداوند در اینجا تعبیر میآورد: ﴿وَ إِذۡ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِيٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمۡ ذُرِّيَّتَهُمۡ﴾ گرچه بعضیها مانند مرحوم علامه طباطبائی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ این مسئله را مربوط به عالم ذر به این کیفیت قرار ندادهاند بلکه مربوط به همین خلقت اشیاء میدانند که این جزئی از ماده، از ظَهر یک فرد اخذ میشود و پس از تکمیل مراحل تکاملِ انواع به صورت انسان منفصل و مستقلّ دیگری درمیآید و در طول زندگی شواهد و قرائنی که دلالت بر ربوبیت دارد هم برای او پیدا میشود و هر کسی برای خودش ربوبیت حق را اعتراف و اقرار میکند.2 این مطلب را به همین سیر عالم کون و سیر ظاهری اشیاء تصور کردهاند که البته جای ایراد هست و إنشاءالله بعداً این مطلب و قضیه ذکر میشود و عرض میکنیم که این مربوط به قبل از خلقت اعیان خارجی است و سیاقِ آیه إباء از این مسئله میکند.
- . سوره اعراف (7) آیه 172. الله شناسی، ج 2، ص 167:
«و یاد بیاور زمانى را كه پروردگار تو از بنىآدم از پشتهایشان ذریه و نسل آنها را خارج ساخت و ایشان را بر خودشان گواه گرفت كه آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آرى ما گواه بودهایم اینكه شما در روز قیامت مىگویید: حقاً ما از این پیمان غافل بودهایم.» - . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به المیزان، ج 8، ص 306.
- . سوره اعراف (7) آیه 172. الله شناسی، ج 2، ص 167:
