
معنای بداء و نقش آن در تقدیر الهی
تبیین حقیقت بداء در پرتو علم و مشیت پروردگار
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «بداء» و جایگاه آن در نظام هستی و قانون علیت میپردازند. ایشان با نقد نگاههای سطحی و عامیانه که بداء را به معنای تغییر در علم یا اراده الهی میدانند، آن را به معنای تبدل در صورتهای تحقق خارجیِ تقدیرات غیرمبرم معرفی میکنند. در این مسیر، با بهرهگیری از مثالهای عرفی و روایی، نشان داده میشود که چگونه اموری مانند صدقه، صلهرحم و استغاثه در شب قدر، میتواند مسیر حوادث را تغییر دهد و به اصطلاح، بداء حاصل شود. استاد با تأکید بر اینکه بداء یک واقعیتِ جاری در سنتهای الهی است، به تحلیل نمونههای تاریخی و اجتماعی میپردازند و تفاوت میان نگاه ظاهری و باطنی به وقایع را گوشزد میکنند. در نهایت، این بحث به مخاطب کمک میکند تا نسبت میان اختیار انسان، دعا و قضا و قدر الهی را در چارچوب توحید افعالی به درستی درک کند.
معنای بداء و نقش آن در تقدیر الهی
10پس این مسئلۀ بداء یعنی ظهور خارجی یک قضیهای که نسبت به آن قضیه شاید اصلاً اجماع و اتفاق هم بر آن مسئله اقامه میشود. بعد یکمرتبه آن مشیّت باطنه و مخفیه و منطویه میآید ظهور پیدا میکند و به این کیفیت درمیآید.
تأثیر صدقات در بداء
ما نسبت به صدقات هم همینطور داریم مثلاً فرض کنید شخص مریض شده، یکدفعه اصلاً قضیه برمیگردد! یک شخصی دعا میکند و اصلاً این وضعیت او از این رو به آن رو میشود، این بداء میشود. صدقهای میدهد اصلاً حالش متحول میشود. یک امری است که همه میگویند که این اتفاق خواهد افتاد مثلاً فلانی را اعدامش خواهند کرد، یکدفعه میبینید که حکم تبرئهاش صادر شد و او از آن اتهامی که به او وارد شده بود رهایی پیدا کرد. همۀ اینها اموری است که در دائرۀ این بداء قرار میگیرد.
بنابراین باید نظرِ ما نسبت به بداء این باشد که بداء نه یک امری است که این امر فقط امر شرعی باشد و یا یک تقدیری باشد اول بر یک شخصی نوشته شده باشد ـ البته اگر خدا بخواهد روایاتش را جلسۀ بعد خدمتتان عرض میکنم. خودتان هم امشب بروید ببینید، خوب است که با اطلاع بر آنها جلسۀ بعد بیایید. ـ یک امری که واقع شده باشد، نوشته شده باشد، همینطور محتوم باشد و بعد یکمرتبه تغییر پیدا بکند و ارادۀ خدا برگردد، به این کیفیت نیست! بلکه بداء عبارت از یک امر خارجی است، یک امری که در عالم خارج اتفاق میافتد. حالا اسمش بداء نیست و مردم به این بداء نمیگویند و امر غیرعادی میگویند، میگویند که عجیب، غیرعادی، خارق عادت، فوق عادت، اینها همان عبارة أخریٰ از همان بداء هست. همین مسئله در مسائل شرعی هم هست؛ در مسائل و جریان شرع؛ در جریان شریعت، امامت، ولایت و همینطور در سیر خلقت اینها به همین کیفیت وجود دارد. اگر این مطلب روشن بشود، آنوقت آن مطالبی که در شب قدر داریم که خدایا اگر اسم مرا در اشقیاء نوشتی، امشب آن را محو کن، «وَ اکتُبنی مِنَ السُّعَداءِ»1 این قضیه چطور میشود؟! اینهم در همان راستا هست یعنی من در این وضعیتم، حالم، خصوصیتم، آنچه که از من مشاهَد است و ملائکه الآن از من میبینند اشقیاء است، در زمرۀ اشقیاء است. خیال نکنید حتماً شقی کسی است که یک نیش از اینجایش بیرون آمده باشد و یکی هم از اینجا! نه، اینطور نیست! شقی، آن کسی است که تا اینجا ریش دارد! دو وجب!
- . إقبال الأعمال، ج 1، ص 209.
