
معنای بداء و نقش آن در تقدیر الهی
تبیین حقیقت بداء در پرتو علم و مشیت پروردگار
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «بداء» و جایگاه آن در نظام هستی و قانون علیت میپردازند. ایشان با نقد نگاههای سطحی و عامیانه که بداء را به معنای تغییر در علم یا اراده الهی میدانند، آن را به معنای تبدل در صورتهای تحقق خارجیِ تقدیرات غیرمبرم معرفی میکنند. در این مسیر، با بهرهگیری از مثالهای عرفی و روایی، نشان داده میشود که چگونه اموری مانند صدقه، صلهرحم و استغاثه در شب قدر، میتواند مسیر حوادث را تغییر دهد و به اصطلاح، بداء حاصل شود. استاد با تأکید بر اینکه بداء یک واقعیتِ جاری در سنتهای الهی است، به تحلیل نمونههای تاریخی و اجتماعی میپردازند و تفاوت میان نگاه ظاهری و باطنی به وقایع را گوشزد میکنند. در نهایت، این بحث به مخاطب کمک میکند تا نسبت میان اختیار انسان، دعا و قضا و قدر الهی را در چارچوب توحید افعالی به درستی درک کند.
معنای بداء و نقش آن در تقدیر الهی
11اینهایی که رفتند امام حسین علیهالسّلام و همه را به قتل رساندند، اینها افراد ریشتراش نبودند! سهتیغه نکرده بودند که بر صورتهایشان ادکلن هم بمالند و پارافین و از این چیزها نه باباجان! اینها یک وجب ریش داشتند! ولی زیر هر موی ریششان یک شیطان خوابیده بود! یک شیطان در زیر هر موی محاسنشان خفته بود و بیدار بود! خفته بود یعنی استقرار پیدا کرده بود و اجاره کرده بود، اصلاً رفته بود آنجا مالک شده بود! و از همانجا به اینها خط و فرکانس و علامت میداد؛ ﴿وَإِنَّ ٱلشَّيَٰطِينَ لَيُوحُونَ إِلَىٰٓ أَوۡلِيَآئِهِمۡ لِيُجَٰدِلُوكُمۡ﴾1 این است. برو این کار را بکن، برو آن کار را بکن، این را قبول نکن و این حرف را قبول نکن! عقل از آنطرف میگوید که چرا قبول نکنم؟! آخر این چه گناهی کرده است؟! از آنطرف هم میگوید که خب تو میخواهی بمانی یا نمیخواهی بمانی؟! مصلحت دنیایی تو چه اقتضایی میکند؟ هان! ﴿لَيُوحُونَ﴾ مدام به او میرسانند! مصلحت نظام چه اقتضایی میکند؟ نظامِ دنیایت [چه اقتضایی میکند]؟!
ـ خب این چه گناهی کرده؟ چرا داری به او دروغ میبندی؟
ـ باشد! الآن این مترتب بر این است و مترتب بر دروغ است، خب اشکال ندارد! وقتی که من میدانم خودم بر حق هستم، عیب ندارد یک دروغی را به یکی ببندم!
ـ عجب! آیا حق بودن تو بر دروغ بستن بر شخص دیگری متکی است؟! کجای این حق است؟! کجای این حق میشود؟! برای اینکه این مصلحت انجام بشود باید آن عمل خلاف و حرام انجام بشود دیگر آنجا حرام نیست! ﴿لَيُوحُونَ﴾! برایش استدلال درست میکنند! برایش دلیل شرعی میآورند! مرتیکه اگر این قضیه مربوط به خودت هم نبود همینطور استدلال میکردی؟! یا نه استدلالش طور دیگری بود؟! یقهات را هم پاره میکردی؛ یقهات را هم برای بعضیها پاره میکردی!
وقتی که در شب قدر میگوییم: خدایا اگر مرا از اشقیاء قرار دادی یعنی این! یعنی اگر الآن نفس من یک نفس آبی از پذیرش حق است، خدایا همین امشب بیا عوضش کن و نفس متقبّلِ حق بهجایش بگذار. تا حالا نفس نفسِ آبی است، بِکَ یا الله را میگوید ولی شیطان است! زیر هر مویش یک شیطان است! دروغ میگوید: بِکَ یا الله، دروغ میگوید: إلهی بِمحمدٍ، دروغ میگوید: الهی بِفاطمةَ. دارد دروغ میگوید! الهی بِفاطمةَ بعد هم بروی آن کارها را هم بکنی؟! إلهی بِعلیٍ بعد هم بروی آن کارها را بکنی؟ هان؟! این است؟!
- . سوره انعام (6) آیه 121. امام شناسى، ج 2، ص 132:
«و شیاطین بهسوى دوستان خود خبر مىدهند كه با شما مجادله كنند.»
- . سوره انعام (6) آیه 121. امام شناسى، ج 2، ص 132:
