اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنای بداء و نقش آن در تقدیر الهی

تبیین حقیقت بداء در پرتو علم و مشیت پروردگار

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «بداء» و جایگاه آن در نظام هستی و قانون علیت می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی و عامیانه که بداء را به معنای تغییر در علم یا اراده الهی می‌دانند، آن را به معنای تبدل در صورت‌های تحقق خارجیِ تقدیرات غیرمبرم معرفی می‌کنند. در این مسیر، با بهره‌گیری از مثال‌های عرفی و روایی، نشان داده می‌شود که چگونه اموری مانند صدقه، صله‌رحم و استغاثه در شب قدر، می‌تواند مسیر حوادث را تغییر دهد و به اصطلاح، بداء حاصل شود. استاد با تأکید بر اینکه بداء یک واقعیتِ جاری در سنت‌های الهی است، به تحلیل نمونه‌های تاریخی و اجتماعی می‌پردازند و تفاوت میان نگاه ظاهری و باطنی به وقایع را گوشزد می‌کنند. در نهایت، این بحث به مخاطب کمک می‌کند تا نسبت میان اختیار انسان، دعا و قضا و قدر الهی را در چارچوب توحید افعالی به درستی درک کند.

معنای بداء و نقش آن در تقدیر الهی

13
  • بعد می‌فرمودند: وقتی یک مدت گذشت، متوجه شدیم تنها کسانی که چوب لای چرخ ما می‌گذارند و سنگ جلوی پای می‌اندازند طایفۀ اهل علم هستند! هیچ کسی جلوی ما سنگ نینداخت حتی ارتشی‌ها، نظامی‌ها، پاسبان‌ها و بی‌حجاب‌ها! حتی افرادی که خیلی نسبت به مسائل التزام ندارند و چه ندارند اما این افراد آمدند و کمر ما را شکستند! عبارت ایشان بود: کمر ما را شکستند!

  • البته چیزهای دیگر هم هست که حالا سر وقتش [می‌گویم] بله! خب ببینید! ما داریم مسجد می‌رویم و نماز می‌خوانیم، چه‌کار می‌کنیم، منبر می‌رویم، صحبت می‌کنیم، این، این، این، اما هنوز قضیه پا نداده است و هنوز پایش نیفتاده و هنوز مسئله گیر پیدا نکرده است.

  • می‌گفتند که یک‌دفعه می‌دیدیم اقتضا می‌کرد این مساجد همه تعطیل کنند و با این جریانات و با این مسائل مخالفت کنند. اما فلان آقا می‌آمد، مخالفت داشت که نه‌خیر! چه کسی گفته است؟ مسجد باید باز باشد!

  • آن یکی می‌گوید، آن یکی می‌گوید! آن‌وقت همان زمان شاه، می‌آمدند از این قضیه سوءاستفاده می‌کردند و [می‌گفتند که] اینها خودشان باهم اتفاق ندارند پس خیلی مهم نیست و قضیه خیلی جدی نیست! می‌گفتند: خون‌ِدلی که ما برای این راه و برای این مسیر از این طائفه خوردیم، از هیچ کسی نخوردیم! خونِ‌دلی که خوردیم از هیچ کسی نخوردیم!

  • آن‌وقت شما خیال می‌کنید اشقیاء [چه کسانی هستند]! وقتی ما بچه بودیم یک تابلوهایی می‌کشیدند که نمی‌دانم الآن هم هست یا نه! روز عاشورا در محلات می‌بردند شمر را می‌آوردند یک دانه عاج فیل برایش می‌گذاشتند و یک دم خرس هم برایش درست می‌کردند و یک شاخ گوزن هم می‌گذاشتند و این شمر می‌شد!

  • خولی هم یک‌طور دیگر! از آن زمان در ذهنمان بود که اشقیاء اینها هستند؛ دُم دارند، سُم، انیاب، اغوال و امثال‌ذلک دارند!

  • نه بابا! اینها یک طائفه‌‌اش هستند! طائفه‌های دیگر هم دارند که چنان مظلوم و هم‌چنین تبسم می‌کنند که... بله! با انسان تبسم می‌کنند و آدم خیال می‌کند که ﴿رَحۡمَةٗ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾1 دارد با آدم حرف می‌زند! ﴿وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٖ﴾2 جلوی آدم ایستاده است!

    1. . سوره انبیاء (21) آیه 107. انوار الملكوت، ج ‌2، ص 21:
      «رحمت براى تمام عالمیان.‌»
    2. . سوره قلم(68) آیه 4. امام شناسى، ج‌ 14، ص: 199
      «و حقّاً و حقیقةً تو بر اخلاق عظیمى استوار مى‌باشى!»