
معنای بداء و نقش آن در تقدیر الهی
تبیین حقیقت بداء در پرتو علم و مشیت پروردگار
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «بداء» و جایگاه آن در نظام هستی و قانون علیت میپردازند. ایشان با نقد نگاههای سطحی و عامیانه که بداء را به معنای تغییر در علم یا اراده الهی میدانند، آن را به معنای تبدل در صورتهای تحقق خارجیِ تقدیرات غیرمبرم معرفی میکنند. در این مسیر، با بهرهگیری از مثالهای عرفی و روایی، نشان داده میشود که چگونه اموری مانند صدقه، صلهرحم و استغاثه در شب قدر، میتواند مسیر حوادث را تغییر دهد و به اصطلاح، بداء حاصل شود. استاد با تأکید بر اینکه بداء یک واقعیتِ جاری در سنتهای الهی است، به تحلیل نمونههای تاریخی و اجتماعی میپردازند و تفاوت میان نگاه ظاهری و باطنی به وقایع را گوشزد میکنند. در نهایت، این بحث به مخاطب کمک میکند تا نسبت میان اختیار انسان، دعا و قضا و قدر الهی را در چارچوب توحید افعالی به درستی درک کند.
معنای بداء و نقش آن در تقدیر الهی
9حضرت هادی علیهالسّلام میتوانستند بگویند که او امام نیست اما هر کسی میآمد حضرت سکوت میکردند، میخندیدند، تبسم میکردند و یا جواب نمیدادند. فقط شاید یک عدۀ خاصی میدانستند. چون بالأخره همه قبلاً اسماء ائمه را میدانستند، یعنی شیعیان خالصِ اینها حداقل اطلاع داشتند.
آن کیفیت خود تصرّفات و ارتباط و معاشرت امام علیهالسّلام با افراد هم، بر این شبهه و بر این تصور اضافه میکرد که حضرت سید محمد [امام] هست
اما یکمرتبه حضرت سید محمد در اینجا فوت میکنند و به رحمت خدا میروند. افراد همه شوکه میشوند! عجب! مگر قرار نبود ما دوازدهتا امام داشته باشیم؟! مگر قرار نبود؟! پس چه شد؟! در ظاهر این [امام] بود، این بهنظر میآمد، اینطور جلوه داده شده بود، اینطور تظاهر شده بود و به این کیفیت بود که [سید محمد امام بعدی است]!
کیفیت تحقق بداء
این نحوه حالی که برای افراد، اصحاب، حواریون و اشخاص مختلف پیدا شد و این فضایی که بر این جمع حاکم بود ـ دقت کنید! میخواهم در اینجا آن کیفیت بداء را خوب واضح روشن کنم که اصلاً بداء چطور تحقق پیدا میکند ـ و این فضایی که غلبۀ بر اصحاب و بر اشخاص و بر شیعیان حتی شاید شیعیان در اطراف بلاد [حاکم بود] و تصور آنها هم این بود که بعد از امام هادی، حضرت سید محمد است یا بعد از امام صادق بهجای موسی بن جعفر، حضرت اسماعیل امام است که او هم خیلی جلالت قدر و امثالذلک داشت. آن فضا خودش جزو تقدیر الهی است که همین فضای غالب بیاید و نگرش افراد و اصحاب و اطرافیان را نسبت به این مسئله متحوّل کند برای آن امر مخفی که نباید الآن رو بشود! نباید امر امام عسکری الآن رو بشود. قضیه قضیۀ حضرت موسی است و نباید آن مسئله الآن ظهور بکند. این فضا میآید و شواهد با خودش میآورد، قرائن با خودش میآورد، کرامات با خودش میآورد، حضرت سید محمد از خودش خوارق عادات نشان میدهد و امام هادی هم جلوی او را نمیگیرد بعد یکدفعه میبینیم که عجب! آنوقت وقتش که رسید که باید حضرت سید محمد به رحمت خدا برود، میبینید آنجا مریض میشود و قبل از اینکه حتی بیاید و به پدر در سامراء برسد در بین راه وقتی که از مدینه میآید در آن بلد فوت میکند و به رحمت خدا میرود و افراد نمیگذارند که جنازه به سامراء برسد و از حضرت تقاضا میکنند که در همینجا دفن بشوند و حضرت همانجا را قبول میکنند و میگویند که در همانجا در بلد دفن بشود که الآن محل رفت و آمد و زیارت افراد است.1
- . المجدی فی أنساب الطالبیین، ج 1، ص 325.
