اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فطرت توحیدی و جایگاه آن در عالم ذر

نقش موانع در بروز فطرت و راهکارهای سلوکی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مفهوم عالم ذر و ارتباط وثیق آن با فطرت انسانی می‌پردازند. ایشان با تکیه بر آیات قرآن و روایات، تبیین می‌کنند که اقرار به ربوبیت الهی، حقیقتی است که در نهاد هر انسانی به ودیعه گذاشته شده و همگان با این اعتراف باطنی به دنیا می‌آیند. در ادامه، بحث به این سمت هدایت می‌شود که چرا انسان‌ها در مسیر زندگی دچار شرک و کفر می‌شوند و چگونه این موانع، مانع از بروز و ظهور فطرت پاک انسانی می‌گردند. استاد با تأکید بر اینکه سلوک الی‌الله نه رفع موانع، بلکه جلوگیری از ایجاد عوائق است، به تحلیل رفتارهای اخلاقی و چگونگی حفظ این فطرت در برابر طوفان‌های زندگی می‌پردازند. در پایان نیز به پرسشی فقهی پیرامون راهکارهای محرمیت برای فرزندخواندگی پاسخ داده شده و مرز میان علقه نکاح و آثار آن تبیین می‌گردد.

فطرت توحیدی و جایگاه آن در عالم ذر

8
  • امام باقر علیه‌السّلام داشتند از بیرون مدینه به‌سمت مدینه می‌آمدند و یک عده از شیعیان اطراف حضرت بودند. نزدیک‌های مدینه که رسیدند، یک‌دفعه یک گرگی از آن بالا به‌سمت حضرت آمد. تمام اینها فرار کردند!

  • تو که داری درمی‌روی آیا به فکر این نیستی که اگر قرار است آن گرگ حمله کند سراغ امام باقر یا امام صادق می‌آید؟! البته در مورد هردو نوشته‌اند. در مناقب ابن شهرآشوب هم هست.1

  • کجا داری می‌روی؟! تو می‌خواهی فرار کنی یعنی امام را در اینجا تنها می‌گذاری و خودت در جایی پناه می‌بری؟! بعد وقتی که کنار رفتند از آن دور داشتند با دوربین ـ نمی‌دانم دوربین آن موقع بود یا نه! ـ نگاه می‌کردند که این امام با این جناب گرگ دارد چه‌کار می‌کند؟! دیدند گرگ آمده و دستش را بالا به آن اسب و استر حضرت آورده و انگار دارد صحبت می‌کند. یک نفسی کشیدند و کمی دلشان آرام شد و یک آرامشی برایشان پیدا شد و بعد آرام و آهسته ـ تند هم نه‌! ـ جلو آمدند آمدند آمدند تا به حضرت رسیدند و نزدیک شدند و باز هم دور ایستادند و دیدند گرگ بیچاره سرش را پایین انداخت و باز بالای کوه رفت. حضرت یک نگاهی کردند و [فرمودند:] بلند شوید بیایید! بلند شوید بیایید، بابا خبری نیست! عجب شیعیانی ما داریم!

  • البته حضرت این را نگفتند! من دارم می‌گویم! زبان حال است! گفتند: عجب شیعیانی! درمی‌روند! اقلاً نمی‌ایستند اگر این گرگ خواست به ما بپرد دفاع کنند! چون بالأخره یا می‌پرد یا نمی‌پرد دیگر! اگر نپرد چرا درمی‌روی؟! اگر می‌پرد خب بایست از امامت دفاع کن! این را من می‌گویم! یا ابن‌رسول الله! یا ابن‌رسول الله! عجب چیز عجیبی دیدیم! دیدیم گرگ داشت با شما صحبت می‌کرد!

  • ـ بله بله! از این چیزهای عجیب زیاد می‌بینید ولی آدم‌بشو نیستید! از این چیزهای عجیب هرچه می‌بینید [آدم نمی‌شوید]!

  • این زبان حال است! یک وقت نیایید بگویید که امام گفته است! امام صادق که نمی‌آید بگوید: شما آدم‌بشو نیستید! بنده می‌گویم! ما از این چیزهای عجیب هرچه ببینیم آدم‌بشو نیستیم! چون خیلی کار خراب است لذا به این زودی درست بشو نیستیم و آدم نمی‌شویم!

    1. مناقب آل ابی‌طالب علیهم السلام، ج 4 ص 383.