
فطرت توحیدی و جایگاه آن در عالم ذر
نقش موانع در بروز فطرت و راهکارهای سلوکی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مفهوم عالم ذر و ارتباط وثیق آن با فطرت انسانی میپردازند. ایشان با تکیه بر آیات قرآن و روایات، تبیین میکنند که اقرار به ربوبیت الهی، حقیقتی است که در نهاد هر انسانی به ودیعه گذاشته شده و همگان با این اعتراف باطنی به دنیا میآیند. در ادامه، بحث به این سمت هدایت میشود که چرا انسانها در مسیر زندگی دچار شرک و کفر میشوند و چگونه این موانع، مانع از بروز و ظهور فطرت پاک انسانی میگردند. استاد با تأکید بر اینکه سلوک الیالله نه رفع موانع، بلکه جلوگیری از ایجاد عوائق است، به تحلیل رفتارهای اخلاقی و چگونگی حفظ این فطرت در برابر طوفانهای زندگی میپردازند. در پایان نیز به پرسشی فقهی پیرامون راهکارهای محرمیت برای فرزندخواندگی پاسخ داده شده و مرز میان علقه نکاح و آثار آن تبیین میگردد.
فطرت توحیدی و جایگاه آن در عالم ذر
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مفهوم عالم ذر و ارتباط وثیق آن با فطرت انسانی میپردازند. ایشان با تکیه بر آیات قرآن و روایات، تبیین میکنند که اقرار به ربوبیت الهی، حقیقتی است که در نهاد هر انسانی به ودیعه گذاشته شده و همگان با این اعتراف باطنی به دنیا میآیند. در ادامه، بحث به این سمت هدایت میشود که چرا انسانها در مسیر زندگی دچار شرک و کفر میشوند و چگونه این موانع، مانع از بروز و ظهور فطرت پاک انسانی میگردند. استاد با تأکید بر اینکه سلوک الیالله نه رفع موانع، بلکه جلوگیری از ایجاد عوائق است، به تحلیل رفتارهای اخلاقی و چگونگی حفظ این فطرت در برابر طوفانهای زندگی میپردازند. در پایان نیز به پرسشی فقهی پیرامون راهکارهای محرمیت برای فرزندخواندگی پاسخ داده شده و مرز میان علقه نکاح و آثار آن تبیین میگردد.
فطرت توحیدی و جایگاه آن در عالم ذر
10تلمیذ: من گفتم: نظر آقا این است که این عقد بهعنوان محرمیت را قبول ندارند.
عدم وجود عقدی بهنام عقد محرمیت
محرمیت، یکی از آثار علقۀ نکاح
استاد: نه، محرمیت نیست، عقد واقعی! چرا عقد محرمیت؟! عقد محرمیت نداریم، درست است. ما اصلاً عقدی به نام محرمیت نداریم. عقد عقد واقعی است یعنی علقۀ نکاح است که از آثار آن علقۀ نکاح محرمیت است. محرمیت یکی از آن است، استمتاع یکی است، جواز وطی یکی است. حالا اینها همه از آثار است و هرکدام از این آثار قابل رفع با اشتراط در آن است. فرض کنید ممکن است دو نفر با یکدیگر ازدواج کنند و ـ زن یا مرد ـ شرط عدم استمتاع بکنند، آن اشکال ندارد.
تلمیذ: وقتی شخص قابل نباشد بچه یا طفل باشد.
نکاح، امری ورای استمتاع
استاد: احسنت! همین! به همین دلیل که لازمۀ ذاتی عقد که بدون آن لازمه خود عقد منعقد نمیشود، مسئلۀ استمتاع نیست. استمتاع درصورت استعداد ظرف است. مسئلۀ علقه نکاح امری ورای استمتاع است که سائر توالی مترتّب بر عقد است. لذا ممکن است که بچۀ ششماهه را یکی به عقد خودش دربیاورد یا به عقد یکی دربیاورد. مثلاً ولیّای هست که بهخاطر مصالحی عقد میکند درحالیکه این بچه چهارساله است و چیزی نمیفهمد، آنهم اصلاً دختر یکساله است یا امثالذلک.
آیا این عقد باطل است؟! این نفس عقد أمرٌ آخر، یعنی یک مسئله و یک نحوه ارتباط و علقهای است که بین دو فرد بهواسطۀ اجراء عقد و انشاء آن علقه حاصل میشود. لذا میگویند: این زنِ آن است ـ درحالیکه این یکساله است ـ و دیگر کسی نمیتواند روی این حرف بزند، یعنی دیگر مال آن است یا آن دیگر شوهر این است و بر این قضیه مسائلی مترتب میشود مثلاً ارث مترتب میشود و خیلی از امور. اگر این بچه که الآن شوهر او است بمیرد و این بچه املاک و ملک دارد به همین بچه میرسد.
