
فطرت توحیدی و جایگاه آن در عالم ذر
نقش موانع در بروز فطرت و راهکارهای سلوکی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مفهوم عالم ذر و ارتباط وثیق آن با فطرت انسانی میپردازند. ایشان با تکیه بر آیات قرآن و روایات، تبیین میکنند که اقرار به ربوبیت الهی، حقیقتی است که در نهاد هر انسانی به ودیعه گذاشته شده و همگان با این اعتراف باطنی به دنیا میآیند. در ادامه، بحث به این سمت هدایت میشود که چرا انسانها در مسیر زندگی دچار شرک و کفر میشوند و چگونه این موانع، مانع از بروز و ظهور فطرت پاک انسانی میگردند. استاد با تأکید بر اینکه سلوک الیالله نه رفع موانع، بلکه جلوگیری از ایجاد عوائق است، به تحلیل رفتارهای اخلاقی و چگونگی حفظ این فطرت در برابر طوفانهای زندگی میپردازند. در پایان نیز به پرسشی فقهی پیرامون راهکارهای محرمیت برای فرزندخواندگی پاسخ داده شده و مرز میان علقه نکاح و آثار آن تبیین میگردد.
فطرت توحیدی و جایگاه آن در عالم ذر
1درس هفتصد و شصت و هشتم
بررسی مسئلۀ عالم ذر در روایات
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
مسئلۀ ذر و عالم ذر مسئلهای است که در روایات نسبت به این قضیه مطالبی آمده و ادراک آن روایات قدری مشکل است.
از آنطرف میبینیم بزرگان نسبت به مسئلۀ ذر تعبیر دیگری دارند که آن تعبیر شاید در راستای توجیه روایات هست ولی باز نسبت به آنچه را که مفهومِ برای اذهان هست، نسبت به آن مطلب هنوز بهطور دقیق بیان نشده و بهطورکلی قضیۀ عالم ذر با قضیۀ لوح محفوظ و عالم تقدیر و مشیت باهم پیوند خورده و ارتباط و علقۀ وثیق دارد و بدون التفات به آن قضیه، مسئلۀ عالم ذر را نمیتوانیم جداگانه مورد بررسی قرار بدهیم.
آیهای که در قرآن نسبت به این مسئله دلالت میکند ـ البته تا آنجایی که یادم هست ـ مرحوم علامه در تفسیر المیزان به یک نحوی معنا کردهاند که شاید با بعضی از تعابیر این نحوه صحبت فیالجمله منافاتی داشته باشد. در آنجایی که میفرماید:
﴿وَإِذۡ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِيٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمۡ ذُرِّيَّتَهُمۡ وَأَشۡهَدَهُمۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَلَسۡتُ بِرَبِّكُمۡ قَالُواْ بَلَىٰ شَهِدۡنَآ أَن تَقُولُواْ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ إِنَّا كُنَّا عَنۡ هَٰذَا غَٰفِلِينَ﴾.1
این اقرار در آنجا تعبیر شده به همان کیفیت خلقت انسان که چگونه انسان در فطرت خودش و در وجدان خودش اقرار به مقام توحید و ربوبیت دارد. در قرآن نسبت به این مسئله آیات دیگری هم هست؛ ﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَسَخَّرَ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ لَيَقُولُنَّ ٱللَهُ فَأَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ﴾؛2 بااینکه اینها مشرک و یا کافر هستند ولی درعینحال وقتی به فطرت خودشان مراجعه میکنند مطلب را طور دیگری ارزیابی میکنند.
اصل مودَع در فطرت انسانی حاکم به مقام ربوبیت و مقام توحید
مرحوم علامه ـ تا آنجایی که یادم هست. حالا من دوباره برای بحث جلسۀ بعد مراجعه میکنم تااینکه بهطور دقیقتر بگویم رفقا هم خوب است این بحث را در تفاسیر ببینند بالأخره این یک مسئلهای است که مربوط به آیات میشود، روایاتش هم که باید بررسی بشود ـ این مسئله را به یک نوع اعتقاد قلبی و به یک نوع قضاوت فطری و وجدانی و حسّی تعبیر میکردند.3 صحبت از ذرّ نیست، صحبت از همان اصولی است که خدای متعال در فطرت هر انسانی به ودیعه گذاشته و همان اصل مودَع در فطرت انسانی حاکم به مقام ربوبیت و مقام توحید است که ﴿وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ﴾ اشاره به همین قضیه است.
- . سوره اعراف (7) آیه 172. الله شناسی، ج 2، ص 167:
«و یاد بیاور زمانى را كه پروردگار تو از بنىآدم از پشتهایشان ذریه و نسل آنها را خارج ساخت و ایشان را بر خودشان گواه گرفت كه آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آرى ما گواه بودهایم اینكه شما در روز قیامت مىگویید: حقاً ما از این پیمان غافل بودهایم.» - . سوره عنکبوت (29) آیه 61؛ سوره لقمان (31) آیه 25؛ سوره زمر (39) آیه 38؛ سوره زخرف (43) آیه 9. رساله طهارت انسان، ص 18، تعلیقه:
«و ای پیامبر، اگر تو از این مردم شرکپیشه بپرسی که چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است و خورشید و ماه را مسخّر نموده است؟ میگویند: ”البتّه و البتّه الله آفریده است!“ پس اینها از حق به کجا منصرف میشوند؟!» (محقّق) - . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به المیزان، ج 8، ص 306.
- . سوره اعراف (7) آیه 172. الله شناسی، ج 2، ص 167:
