
کیفیت تحقق عالم ذر و حقیقت ربوبیت
بررسی تطورات تکوینی انسان و نسبت آن با عالم اجمال
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تحقق عالم ذر و جایگاه آن در نظام خلقت میپردازند. بحث با نقد دیدگاههایی آغاز میشود که عالم ذر را صرفاً به معنای عالم اجمال و استعداد میدانند و بر این نکته تأکید میشود که این عالم دارای هویت و تشخص تکوینی است. در ادامه، با استناد به آیه میثاق، به این پرسش پاسخ داده میشود که آیا این اعتراف به ربوبیت، حقیقتی مکنون در نهاد همه موجودات است یا جریانی مختص به عالم پیش از دنیا. استاد با تحلیل رفتار شخصیتهای تاریخی و تبیین نمودهای حق و حقیقت، نشان میدهند که چگونه ودیعه الهی در درون انسانها قرار داده شده است. در نهایت، با بررسی اشکالات تفسیری پیرامون آیه میثاق، بر لزوم توجه به ظاهر آیات و روایات معصومین در فهم حقایق تکوینی تأکید میگردد تا مسیر بحث برای درک دقیقتر جایگاه انسان در عوالم هستی روشن شود.
کیفیت تحقق عالم ذر و حقیقت ربوبیت
7همین چندی پیش به بعضی از رفقا و دوستان میگفتم: ـ خیلی عجیب بود ـ وقتی که والدۀ ما دیگر داشت به رحمت خدا میرفت، در همان بیمارستان در طهران بودم و بعضی از رفقا هم آنجا بودند و وقتی به من گفتند که بیماریشان این است، دیدم دیگر قضیه و مسئله صورت دیگری پیدا کرده است و البته از چند روز قبلش یک آثاری ملموس بود، نه آثار ظاهری، بهاصطلاح یک مسائلی ملموس بود که ... .
بله! بعد خیلی برایم عجیب بود، نشسته بودم، بعد همینکه برانکارد را آوردند و ایشان در آن بود و میخواستند در آسانسور بگذارند و به اتاق عمل ببرند، گفتیم که تکلیف همین است که میگویند و ایشان باید عمل بشود و مسئله دیگر دست ما نیست و باید به همین نحوه انجام بشود، گرچه حالا خواست خدا چه هست دیگر آدم نمیداند. یکمرتبه من احساس کردم که من اصلاً جای ایشان هستم!
اصلاً خیلی برایم عجیب بود! یعنی احساس کردم آن کسی که الآن در این تخت خوابیده [من هستم] ـ نیمه بیهوش بود، دیگر با همین چیزها میخواستند از همان اورژانس بالا ببرند ـ و من را دارند میبرند! و این بدن بدنِ من است که دارد این الآن میرود و دیگر آخر کار است! در همان موقع احساس کردم، هیچ کسی دور من نیست؛ تمام افراد، تمام اشخاص، تمام سلام و صلواتها، تمام بیابروها، همه رفت، رفت، رفت، خودم تکوتنها شدم، تک! تکوتنها دارم میروم و مسیرم دیگر برگشت ندارد! قضیه دیگر اصلاً برگشت ندارد! اصلاً دیگر مشخص است، یعنی آن قضیهای که برای والده اتفاق افتاد، آن موقع مشخص شد که دیگر برگشت ندارد، منتها به جای او ما داریم خلاصه راه میرویم. یعنی خدا اینطور به آدم نشان میدهد که همه در یک خط هستیم، همه در یک صف هستیم، همه در یک مسئله هستیم، امروز نوبت این، فردا نوبت تو. همین! دیر و زود دارد، این هفته اینطرف، آن هفته اینطرف، یعنی یک سال اینطرف یک سال آنطرف. ولی همه در یک راستا قرار دارد.
