
کیفیت تحقق عالم ذر و حقیقت ربوبیت
بررسی تطورات تکوینی انسان و نسبت آن با عالم اجمال
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تحقق عالم ذر و جایگاه آن در نظام خلقت میپردازند. بحث با نقد دیدگاههایی آغاز میشود که عالم ذر را صرفاً به معنای عالم اجمال و استعداد میدانند و بر این نکته تأکید میشود که این عالم دارای هویت و تشخص تکوینی است. در ادامه، با استناد به آیه میثاق، به این پرسش پاسخ داده میشود که آیا این اعتراف به ربوبیت، حقیقتی مکنون در نهاد همه موجودات است یا جریانی مختص به عالم پیش از دنیا. استاد با تحلیل رفتار شخصیتهای تاریخی و تبیین نمودهای حق و حقیقت، نشان میدهند که چگونه ودیعه الهی در درون انسانها قرار داده شده است. در نهایت، با بررسی اشکالات تفسیری پیرامون آیه میثاق، بر لزوم توجه به ظاهر آیات و روایات معصومین در فهم حقایق تکوینی تأکید میگردد تا مسیر بحث برای درک دقیقتر جایگاه انسان در عوالم هستی روشن شود.
کیفیت تحقق عالم ذر و حقیقت ربوبیت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تحقق عالم ذر و جایگاه آن در نظام خلقت میپردازند. بحث با نقد دیدگاههایی آغاز میشود که عالم ذر را صرفاً به معنای عالم اجمال و استعداد میدانند و بر این نکته تأکید میشود که این عالم دارای هویت و تشخص تکوینی است. در ادامه، با استناد به آیه میثاق، به این پرسش پاسخ داده میشود که آیا این اعتراف به ربوبیت، حقیقتی مکنون در نهاد همه موجودات است یا جریانی مختص به عالم پیش از دنیا. استاد با تحلیل رفتار شخصیتهای تاریخی و تبیین نمودهای حق و حقیقت، نشان میدهند که چگونه ودیعه الهی در درون انسانها قرار داده شده است. در نهایت، با بررسی اشکالات تفسیری پیرامون آیه میثاق، بر لزوم توجه به ظاهر آیات و روایات معصومین در فهم حقایق تکوینی تأکید میگردد تا مسیر بحث برای درک دقیقتر جایگاه انسان در عوالم هستی روشن شود.
کیفیت تحقق عالم ذر و حقیقت ربوبیت
13مسئلۀ دوم هم اینکه با سیاق آیه نمیخواند؛ یعنی وقتی که شما این آیه را بخواهید نگاه بکنید ـ حالا کاری به روایات نداریم که اصلاً با روایات تنافی دارد ـ به نفس آیه نگاه کنید ﴿وَإِذۡ أَخَذَ رَبُّكَ﴾ در اولین وهله چه به ذهن میآید و تبادر میکند؟! ﴿وَإِذۡ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِيٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمۡ ذُرِّيَّتَهُمۡ وَأَشۡهَدَهُمۡ ...﴾ ببینید همه ماضی است! ﴿إِذۡ أَخَذَ رَبُّكَ﴾، ﴿أَشۡهَدَهُمۡ﴾، ﴿قَالُواْ بَلَىٰ شَهِدۡنَآ﴾، ببینید همۀ این افعالی که در آیه مورد استناد قرار گرفته جنبۀ ماضی دارند. خب نسلی که هنوز به دنیا نیامده، ماضیاش چیست؟! نسل به دنیا نیامده و وجود ندارد و نسل اصلاً نسل تدریجیالحصول است! بله برفرض که مسئله عبارت از یک ودیعۀ الهی و فطرت الهی باشد که در همۀ نفوس است، بسیار خب. این یک مطلب دیگر است، یک وقت شما میخواهید یک مطلب را بر این آیه تحمیل کنید [آن بحثی نیست]!
ما یک وقتی به درس تفسیر بنده خدایی میرفتیم، الآن هم هست، علیٰکلِّحال خدا حفظش کند. آیه دربارۀ قضیۀ حضرت موسی و سحره بود؛ ﴿وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنۡ أَلۡقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلۡقَفُ مَا يَأۡفِكُونَ﴾،1 آیه این است که ﴿أَلۡقِ عَصَاكَ﴾؛ عصایت را بینداز و ﴿تَلۡقَفُ مَا يَأۡفِكُونَ﴾، این إفک آنها را میبلعد و باطل میکند و آن افک آنها را از چشم میاندازد. ایشان این را اثبات میکرد که این مسئله یک مسئلۀ مار و و اژدها و اینها نبود بلکه فقط یک جنبۀ معنوی و حال و صورت و تظاهری بوده که وقتی حضرت موسی عصا را میانداخت، این عصا کاری میکرد که اصلاً این سحر سحره باطل میشد، نهاینکه این تبدیل به یک اژدهایی بشود و چشم داشته باشد و دهان داشته باشد و دُم داشته باشد و سُم داشته باشد و فلان، که این بیاید و این حبال و این چیزها را بلع بکند و اینها را ازبین ببرد.
خب بنا بر ظاهر آیه دو اشکال نسبت به این قضیه وارد میشود؛ یکی اینکه ظهور آیه نسبت به این مار [دلالت] دارد؛ وقتی که به حضرت موسی خطاب آمد که ﴿وَمَا تِلۡكَ بِيَمِينِكَ يَٰمُوسَىٰ * قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّؤُاْ عَلَيۡهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مََٔارِبُ أُخۡرَىٰ﴾2 [عصا] یکدفعه تبدیل به ثعبان شد، این ثعبان شدن یک امر خارجی بود نهاینکه یک حالت تمثل مکاشفه و شهودی برای حضرت موسی پیش آمد بلکه واقعاً این چوب به یک مار و اژدها تبدیل شد و یک مار و افعی بزرگ شد و بهخاطر این ترسید، والاّ خب حضرت موسی بهخاطر چه بترسد؟! تا این تبدیل نشود، برای چه حضرت موسی بترسد؟! یعنی وقتی شما ظاهر آیه را ببینید در این جریان این به مار تبدیل شد و این سحره هم حبال خودشان را پراکنده کردند و انداختند.
- . سوره اعراف (7) آیه 117.
ترجمه: «و ما به موسی وحی نمودیم که عصای خود را بیفکن، (چون عصا انداخت) ناگاه معجزه او هر چه ساحران بافته بودند یکباره همه را ببلعید.» (محقق) - . سوره طه (20) آیه 17 و 18.
ترجمه: «و ای موسی، اینک بازگو تا چه به دست راست داری؟ * موسی عرضه داشت: این عصای من است که بر آن تکیه میزنم و با آن از درختان بر گوسفندانم برگ میریزم و حوائجی دیگر (چون مدد راه رفتن و دفع دشمن و غیره) نیز به آن انجام میدهم.» (محقق)
- . سوره اعراف (7) آیه 117.
