
کیفیت تحقق عالم ذر و حقیقت ربوبیت
بررسی تطورات تکوینی انسان و نسبت آن با عالم اجمال
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تحقق عالم ذر و جایگاه آن در نظام خلقت میپردازند. بحث با نقد دیدگاههایی آغاز میشود که عالم ذر را صرفاً به معنای عالم اجمال و استعداد میدانند و بر این نکته تأکید میشود که این عالم دارای هویت و تشخص تکوینی است. در ادامه، با استناد به آیه میثاق، به این پرسش پاسخ داده میشود که آیا این اعتراف به ربوبیت، حقیقتی مکنون در نهاد همه موجودات است یا جریانی مختص به عالم پیش از دنیا. استاد با تحلیل رفتار شخصیتهای تاریخی و تبیین نمودهای حق و حقیقت، نشان میدهند که چگونه ودیعه الهی در درون انسانها قرار داده شده است. در نهایت، با بررسی اشکالات تفسیری پیرامون آیه میثاق، بر لزوم توجه به ظاهر آیات و روایات معصومین در فهم حقایق تکوینی تأکید میگردد تا مسیر بحث برای درک دقیقتر جایگاه انسان در عوالم هستی روشن شود.
کیفیت تحقق عالم ذر و حقیقت ربوبیت
4در نوشتهجات هم همینطور. شما یک مقاله میخوانید، وقتی از آن اول نگاه به مقاله میکنید میفهمید این نویسنده یک چیزی در او هست یا نه! قشنگ نشان میدهد که وقتی دارد یک قضیه نقل میکند چگونه دارد نقل میکند و وارد میشود ...
من یک کتابی بود که یک وقتی به دستم رسیده بود و آن کتاب را خواندم، تصورم این بود که این مؤلفش یک آدم بی غل و غشی است، اینطور شنیده بودم. باور کنید که پاراگراف اول را که خواندم، بستم! صاف کنار گذاشتم! تا حالا هم دیگر نگاه نکردم! یک پاراگراف؛ پنج خط، شش خط است، دیدم این کتاب دیگر حجیت ندارد. آن اول شروع کرده به إعمال غرض. وقتی مورخ و مؤلف بخواهد إعمال غرض بکند دیگر کتابش چه حجیتی میتواند پیدا کند؟! چه حجیتی؟! اینها همه درس داردها! دانشگاه دارد! بیا برو دارد! حرف را چطور برگردان، صحبت را چطوری برگردان، مسئله را برگردان!
آن پدرسوختهها [امثال] عمروعاص که در کلک و این حرفها استاد معاویه بود علی را میشناختند! آنها میدانستند! بیخود نیست وقتی بعد از شهادت امیرالمؤمنین اسمش که میآید، معاویه اشکش درمیآید!1 معاویه با این سنگدلی! با این سیاهی دل و با این قساوت از شنیدن این [مطالب] چه حالی پیدا میکند! این بالأخره یک چیزی دیده دیگر! یک چیزی دیده است. چه احساسی پیدا میکند؟! مأمون وقتی بعد از شهادت امام رضا میگوید که بیایید از امام رضا بگویید و روضه بخوانید و خودش گریهاش درمیآید،2 بهدروغ که گریه نمیکند! بالأخره این گریه درمیآید دیگر! حالا بعضی هنرپیشهها هستند وقتی گریه میکنند آدم میگوید: اِ اِ اِ واقعاً دارد گریه میکند! آنقدر خوب بلد هستند! ماشاءالله به این قریحه و استعداد که چطور نقش عوض میکند! چقدر خوب است انسان همیشه در نقش خودش باشد، نه در نقش این و آن که نقش خودش را فراموش کند!
آنها علی را به چه نحوی دیدند که وقتی صعصعه بن صوحان به شام میرود بعد معاویه میگوید: رحم الله أباتراب لقد کان ...؛ همینطوری که میگویی بوده! و اشکش درمیآید.3
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به انوار ملکوت، ج 2، ص 248 ـ 250.
- . الغیبة، شیخ طوسی، ص 74؛ جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به روح مجرد، ص 220 و 221.
- . المحاسن و المساوی، ج 1، ص 41؛ سفینة البحار، ج 6، ص 185؛ انوار ملکوت، ج 2، ص 249؛ در این مصادر شخصی که بر معاویه وارد شد و این کلمات را بیان کرد عدی بن حاتم است. (محقق)
