
کیفیت تحقق عالم ذر و حقیقت ربوبیت
بررسی تطورات تکوینی انسان و نسبت آن با عالم اجمال
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تحقق عالم ذر و جایگاه آن در نظام خلقت میپردازند. بحث با نقد دیدگاههایی آغاز میشود که عالم ذر را صرفاً به معنای عالم اجمال و استعداد میدانند و بر این نکته تأکید میشود که این عالم دارای هویت و تشخص تکوینی است. در ادامه، با استناد به آیه میثاق، به این پرسش پاسخ داده میشود که آیا این اعتراف به ربوبیت، حقیقتی مکنون در نهاد همه موجودات است یا جریانی مختص به عالم پیش از دنیا. استاد با تحلیل رفتار شخصیتهای تاریخی و تبیین نمودهای حق و حقیقت، نشان میدهند که چگونه ودیعه الهی در درون انسانها قرار داده شده است. در نهایت، با بررسی اشکالات تفسیری پیرامون آیه میثاق، بر لزوم توجه به ظاهر آیات و روایات معصومین در فهم حقایق تکوینی تأکید میگردد تا مسیر بحث برای درک دقیقتر جایگاه انسان در عوالم هستی روشن شود.
کیفیت تحقق عالم ذر و حقیقت ربوبیت
5نمودار حق و نمودار حقیقت
اگر امیرالمؤمنین علیهالسّلام مثل خودش با سیاست عمل میکرد، اشکش درمیآمد؟! هیهات! هیهات! این چه از علی دیده است؟! این چه صداقتی از علی دیده است؟! این چه مردانگیای از علی دیده است؟! این چه کرامت و بزرگمنشیای از علی دیده که در مقابل علی تا روز مرگش سرش پایین است و نمیتواند سر بلند کند؟! دیده دیگر!
خب شما ما را هم میبینید! بنده را عرض میکنم! دارید ما را میبینید! خب چه؟! خب دیدیمش دیگر! داریم میبینیم؛ روز و شبش را دیدیم و کارهایش را دیدیم و مسائل و اینها را همه داریم مشاهده میکنیم. اینها چه هستند؟! اینها هستند که نمودار حق و نمودار حقیقت هستند و اینها را باید در جلوی چشم گذاشت و به آنها نگاه کرد؛ این افراد و این اسوهها و این خصوصیات را [باید نگاه کرد]. این را باید انسان انجام بدهد.
علیٰکلِّحال این مسئلۀ عالم ذر چیست؟! صحبت در این است که در این عالم که عالم اعیان است این آیه همانطوریکه در جلسۀ گذشته عرض کردیم دلالت میکند که ما این اعتراف را در درون افراد گذاشتهایم! همین در درون معاویه هم گذاشته شد، اگر این در درون معاویه نبود که گریه نمیکرد. اگر در درون عمروعاص معیار حق و باطل نبود که دیگر برای علی گریه نمیکرد. اگر در سینه و قلب و نفس مأمون خبیث این ودیعۀ الهی قرار داده نشده باشد که او بر فقدان امام رضا گریه نمیکرد! پس معلوم است که هست ولی آن را بهکار نمیگیرد. از او برای رشدش استفاده نمیکند و آن را برای ترقی استعمال نمیکند. ولی همان را امام رضا گرفته و امام رضا شده است ولی مأمون رد کرد و قبول نکرد لذا خَسِرَ الدنیا و الآخرة شد. همان را دارد، همان معیار را دارد. همان کیفیت در درونش هست.
لذا اقرار به ربوبیت و اقرار به توحید همانطوریکه در برخی از روایات هست،1 این در درون همه هست. آیه در اینجا دلالت بر این مسئله میکند، بنا بر رأی بعضی از بزرگان، این در همین تفسیر المیزان هست که آیه دلالت بر این میکند و این را هم رفقا بدانند که من جسارت نمیخواهم بکنم و ما کوچکتر از آن هستیم که بخواهیم نسبت به بزرگان، خدای نکرده، خدای نکرده [جسارت کنیم] ولی علیٰکلِّحال، فهم قاصر خودمان را عرض میکنیم.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به المیزان، ج 8، ص 338؛ بحث روائی ذیل آیه 172 تا 174 سوره أعراف و ج 16 ص 194 و 195 بحث روائی ذیل آیه 27 تا 39 سوره روم.
