اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین چرایی عدم تصریح به نام اولیای الهی در قرآن کریم می‌پردازد. ایشان با تأکید بر اینکه فهم آیات قرآن بدون بهره‌گیری از روایات اهل‌بیت علیهم‌السّلام ممکن نیست، به این نکته اشاره می‌کنند که ولایت، باطنِ تشریع است و برای تحقق بستر امتحان و رشد انسان، باید در لفافه و کنایه باقی بماند. در ادامه، این بحث با ذکر خاطراتی از دقت‌نظر استاد ایشان، به این نتیجه می‌رسد که اگر حقیقت ولایت به‌صورت آشکار و بدون پرده بیان می‌شد، زمینه برای بروز حقایق درونی افراد و تمایز میان حق و باطل از میان می‌رفت. در نهایت، ایشان تأکید می‌کنند که کمال انسان در گروِ حس کردن حضور امام در غیبت و عمل به وظایف، پیش از دستور مستقیم است؛ چرا که این نوع از سلوک، نفس را از مرتبه ظاهر به مرتبه حق عبور می‌دهد و موجب تقرب حقیقی می‌گردد.

فلسفه اختفای ولایت در قرآن

2
  • حالا اگر روایات در اینجا آمدند و یک معنایی را برای این آیات قرآن اثبات کردند قطعاً ما باید آن را یا به معنای ظاهر یا به همان معنای باطن اخذ کنیم زیرا تشخیص مفاهیم و مبانی آیات با اهل‌بیت علیهم‌السّلام و با افرادی است که مهبط وحی هستند و آنها فقط اهل‌بیت هستند. پس اینکه می‌گویند که نیازی به روایات نیست، غلط است. ما بدون روایات نمی‌توانیم معنای این آیات را بفهمیم. مثلاً یک آیه‌ای دربارۀ وضو هست که اگر روایات نباشد خود آیه معنای دیگری می‌دهد و من کسی از شیعه را ندیده‌ام که بدون استفاده و استناد به روایات بخواهد معنایی را تفسیر کند و تفسیر آیه‌ای بکند. حتی در تفسیر المیزان که معروف به این است که تفسیر آیه به آیه است، بالأخره ایشان روایاتی را در جهت تأیید یا نفی بعضی از آراء نقل می‌کنند و بدون این مسئله اصلاً به‌نظر می‌رسد تفسیر آیات جای ضعف و نقص دارد و باید با استفاده از روایات باید باشد و واقع مسئله هم همین است. ما این‌‌همه روایات از ائمه علیهم‌السّلام داریم که معانی آیات را از ما بپرسید، این وحی در منزل ما آمده و محلّ و مهبطش قلوب ما هست،1همۀ اینها وحی همین آیات است؛ همین آیاتی است که هم در مورد شأن نزول و مصادیق و همین‌طور نسبت به خود مفهوم آن باید به آنها نظر بدهیم و معانی را در آنجا ادراک بکنیم.

  • مضامین و مراتب مختلفه داشتن آیات قرآن

  • چون معانی آیات قرآن معانی‌ای نیست که برای همۀ افراد در هر سطحی باشد. گرچه مخاطبین قرآن همۀ افراد هستند ولی اینها دارای مضامین مختلفه و مراتب مختلفه‌ای هستند. بدون توجه به روایات کجا ما می‌توانیم حروف مقطّعۀ قرآن را خودمان بفهمیم؟ امکان ندارد! خب این باید از طرف آنها باشد! حالا بعضی از آن مطالب را برای ما نقل کرده‌اند و بعضی‌هایش که مربوط به اسرار است نقل نشده و خود انسان به آن می‌رسد و بعضی‌ها رسیده‌اند؛ همان‌ها رسیدند منتها مُجاز به ابراز و اظهار آن نیستند. اینکه فقط هرچه ملقای به مخاطب هست همان فهم عادی و فهم عرفی هست که بر این قضیه دلالت ندارد و لذا مثلاً در آیۀ شریفه که مربوط به طعام است ﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓأَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا * ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا﴾.2 در اینجا یک معنا معنای ظاهری هست که ﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ﴾ کیفیت نزول رحمت و برکات را در این آیه بیان می‌کند که چطور به یک زمینِ میّت این برکات خدا و رحمت نازل می‌شود و سبز می‌شود و آب‌ها جاری می‌شود و طبعاً وسیلۀ برای استمرار حیات و بقاء حیات در اینجا جاری می‌شود. از آن‌طرف امام صادق می‌فرماید: «فلیَنظُر الإنسان إلیٰ علمِه ممَّن تعَلمه».3 خب اینکه [ انسان نگاه کند ببیند] از چه کسی دارد این علم را تعلم می‌کند، این معنایی است که اینجا باید امام بیاید و این معنا را بیان کند. ما اگر صد سال هم می‌نشستیم هیچ نمی‌فهمیدیم که منظور پروردگار از این آیه این هست که فلیَنظُرِ الإنسان إلیٰ علمِه ممَّن تعَلمه یا ممَّن یتعلمه. این معنایی است که وقتی انسان نگاه می‌کند می‌بیند که این قضیه خیلی عجیب است!

    1. عیون أخبار الرّضا علیه‌السّلام، ج ٢، ص ٢٧٢؛ من لایحضره الفقیه، ج ٢، ص ٦١٠؛ اسرار ملکوت، ج 1، ص 269.
    2. . سوره عبس (80) آیه 24 ـ 26. امام شناسى، ج ‌11، ص 211:
      «باید انسان نظرى به طعام خود كند؛ كه ما آب باران را از آسمان فرو ریختیم؛ و سپس زمین را براى رشد نباتات شكافتیم‌.»
    3. تفسیر البرهان, ج 5 , ص 5۸4:
      «عَن زَیدٍ الشَّحام، عَن أبی‌عَبدِالله علیه‌السّلام: فی قول الله عزَّوجَلَّ: ﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ﴾ قُلتُ: ما طَعامُهُ؟ قالَ:عِلمُهُ الّذی یَأخُذُهُ عَمَّن یَأخُذُهُ.“»