
حقیقت عالم ذر و میثاق الهی
تبیین روایات پیرامون عالم پیش از خلقت و توحید
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی روایات اهلبیت علیهمالسّلام پیرامون آیه شریفه «أَلَستُ بِرَبِّكُم» و حقیقت عالم ذر میپردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز میشود که عالم ذر، حقیقتی عینی و مافوق عالم دنیاست که در آن، تمامی انسانها به توحید و ولایت اقرار کردهاند. استاد با نقد تصورات عوامانه از مفهوم «مستضعفین»، به این حقیقت اشاره میکنند که بسیاری از انسانها در این دنیا به دلیل عدم دسترسی به معارف حقه، در نوعی استضعاف فکری به سر میبرند. در ادامه، با استناد به روایات صحیحالسند، سیر نزول حقایق از عوالم ربوبی به عالم ظاهر تشریح شده و بیان میشود که آنچه در این دنیا به عنوان اختیار و ایمان رخ میدهد، در واقع ظهور و نسخهای از حقیقتی است که پیشتر در عالم میثاق محقق شده است. جلسه با تأکید بر اینکه انس انسان با حقایق معنوی، ریشه در همان معرفت پیشین دارد، به پایان میرسد.
حقیقت عالم ذر و میثاق الهی
8و به قول خواجه عبدالله که میفرماید: «الهی همه از آخر ترسند و ما از اول!»1 که در اول چه گذشته است! منتها چیزی که هست را به ما نشان نمیدهند چون ضعیف هستیم! و یک وقتی هنگ میکنیم و قاطی میکنیم. مثلاً اگر بگویند که آقا شما یک ماه دیگر إنشاءالله ریق رحمت را سرمیکشی، بهجای یک ماه دیگر همین الآن غش میکنی و میافتی و میمیری! تازه یک ماه زودتر از موعد خدا [میمیری!]
در مشهد یک بنده خدایی از همین آقایان بود که سرطان گرفته بود. به او گفتند که شش ماه دیگر میمیری. این بدبخت چنان دق کرد که یک ماهه مرد! یعنی مرگش را از آن زمانی که دکترهای بیچاره گفتند، پنج ماه جلو انداخت! در را بسته بود و کسی را راه نمیداد! [میگفتند که] بابا به عیادتت آمدهایم! [میگفت که] پی کارتان بروید! من دارم میمیرم، اینها عیادت من آمدهاند! عیادت در سرتان بخورد! اگر میتوانید، بیایید من را خوب کنید. عیادت میخواهم چهکار کنم؟!
یک ماهه مرد! پنج ماه زودتر! دکترها گفتند که بابا این بیچاره میتوانست شش ماه دوام بیاورد! اما او پنج ماه زودتر رفت!
مصلحت مخفی ماندن حقایق عالم ربوبی
بنابراین اگر آن موقع قضیه معلوم بشود که چه بوده است؛ خلق خدا میگوید که برو بابا پی کارت! ما که معلوم است آخرمان به کجا میرسد، رهایش کن بگذار هرچه میخواهد بشود! لذا مصلحت بر این است که فعلاً مسئله مخفی بماند تااینکه این نظام بههم نخورد و همین نظام بر حال خودش و بر کیفیت خودش باقی بماند خلاصه این مسئله در آنجا شکل گرفته و همهاش در آنجا بوده است منتها برای بعضیها روشن میشود و برای بعضیها معیّن میشود.
گاهی اوقات در صحبتهای مرحوم آقا شنیده میشد وقتی که مثلاً برای یکی از افرادی که اطرافشان بودند، میگفتند: فعلاً از رفقا هستند!
میگفتیم که اوه اوه اوه! چون میگویند که «فعلاً» یکدفعه گوشمان تیر میکشید! بعد از یک مدت معلوم میشد که سرّ این تعبیر خلاصه چون بوده است! یا میگفتند: فعلاً که ما با ایشان هستیم یااینکه مثلاً یک تأملی میکردند یااینکه گاهی اوقات میگفتند: خدا عاقبت همهمان را ختم به خیر کند!
- . در مجموعه رسائل فارسى خواجه عبدالله انصارى، ج 2، ص: 487 اینگونه آمده: «الهى، همه مىترسند كه فردا چه خواهد بود عبدالله مىترسد كه دى چه رفت» و در مجموعه رسائل فارسى خواجه عبدالله انصارى (16 الهىنامه)، ج 2، ص: 663 به این شكل وارد شده: «الهى، همه از روز پسین مىترسند و من از روز پیشین، همه مىترسند كه فردا چه خواهد بود، عبدالله مىترسد كه دى چه رفت».(محقق)
