
حقیقت عالم ذر و اقرار به ربوبیت
تبیین جایگاه عالم ملکوت در تفسیر آیه میثاق
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق معنای عالم ذر و تفسیر آیه شریفه «أَلَستُ بِرَبِّكُم» میپردازند. بحث با نقد دیدگاههایی آغاز میشود که حقایق وحیانی و عوالم غیبی را به مجاز و استعارههای دنیوی تقلیل میدهند. ایشان با استناد به روایات صحیحالسند، بر وجود عالمی پیش از عالم ماده تأکید کرده و تبیین میکنند که اقرار به ربوبیت الهی، حقیقتی تکوینی و نهادینه در ذات انسان است که در عالم ملکوت تحقق یافته است. در ادامه، ضمن نقد تفسیر برخی مفسران که این آیه را صرفاً به جریانهای دنیوی محدود میکنند، بر ضرورت تفکیک میان عالم ملک و عالم ملکوت تأکید میشود. در نهایت، استاد با اشاره به مراتب مختلف ایمان و تفاوت در ظهور این حقیقت فطری در افراد، بر لزوم بصیرت و تمرکز بر توحید حقیقی در مسیر سلوک تأکید میورزند.
حقیقت عالم ذر و اقرار به ربوبیت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق معنای عالم ذر و تفسیر آیه شریفه «أَلَستُ بِرَبِّكُم» میپردازند. بحث با نقد دیدگاههایی آغاز میشود که حقایق وحیانی و عوالم غیبی را به مجاز و استعارههای دنیوی تقلیل میدهند. ایشان با استناد به روایات صحیحالسند، بر وجود عالمی پیش از عالم ماده تأکید کرده و تبیین میکنند که اقرار به ربوبیت الهی، حقیقتی تکوینی و نهادینه در ذات انسان است که در عالم ملکوت تحقق یافته است. در ادامه، ضمن نقد تفسیر برخی مفسران که این آیه را صرفاً به جریانهای دنیوی محدود میکنند، بر ضرورت تفکیک میان عالم ملک و عالم ملکوت تأکید میشود. در نهایت، استاد با اشاره به مراتب مختلف ایمان و تفاوت در ظهور این حقیقت فطری در افراد، بر لزوم بصیرت و تمرکز بر توحید حقیقی در مسیر سلوک تأکید میورزند.
حقیقت عالم ذر و اقرار به ربوبیت
16خب معلوم میشود این شخص از آن بقیه یکخرده جلوتر است ولی باز به پای اصحاب امام حسین نمیرسد، آنها میگفتند که شکست یعنی چه؟ ما اصلاً شکست نمیفهمیم! تو یک شکستی میبینی ولی ما هیچ چیزی نمیبینیم، شکست نمیبینیم! مگر مردن شکست است؟! شکست نیست! تازه اول تجارت است! اول ربح است، اول فوز است! ما اصلاً برای یک همچنین روزی لحظهشماری میکردیم! اینها که قبول داشتند، این عمر سعد که قبول داشت پس چرا میآید میجنگد؟! این شخص یک ایمان در دلش دارد اما یک ایمان دیگر میخواهد که آن ایمانی که در دل هست را ظاهر کند و پابندش کند و بهدنبالش برود. آن ایمان دومی را ندارد! اوّلی را دارد بهجای اینکه یک ایمان دیگر بیاید، یک باور دیگر بیاید، یک عشق دیگر بیاید، یک علاقۀ دیگر بیاید و یک نگرش دیگر بیاید آن ایمان باطنی را [شکوفا کند!] خب حالا که تو ایمان داری پس بیا، تو که میگویی: [با این کار] جهنم میروم، خب یا علی بسم الله!
مىگوید که نه! از ملك رى نمىتوانم بگذرم!1 چه آمده جایش را گرفته است؟! ایمان اوّلى ازبین نرفته است! ملك رى و سلطنت رى آمده جاى ایمان دومى را گرفته است و این [ایمان در درون او] در این صندوق همینطور حبس شده و نمىگذارد درِ صندوق باز بشود تا آن ایمان باطن ظهور پیدا كند و او را نجات بدهد و به سعادت برساند.
همۀ اشخاص و افراد همین هستند منتها هر كسی یك درجه دارد؛ این یك درجه دارد، آن یك درجه دارد، این یک جا و آن یک جای دیگر و این یكخرده سفت بشود عقب مىزند و همینطور خلاصه این مراتب، وجود دارد تا آن كسى كه ... به قول خواجه:
رند عالمسوز را با مصلحتبینى چه كار؟! *** كار مُلك است آنكه تدبیر و تأمل بایدش2 [رند عالمسوز] دستش را در گوشش كرده، حالا هرچه مىخواهى برای ما ترانه بخوان و غزل بخوان! ما كار خودمان را مىكنیم! آدم باید به اینجا برسد که گوشش را از هرچه ماسوىالله است، كر كند. به قول سید احمد كربلائى در آن [نامهای] كه به مرحوم كمپانى نوشت، گفت: خدا چشم ما را از ماسوىالله كور كرده است، كورتر بگرداند!3
- . مقتل الحسین علیهالسّلام، خوارزمی، ج ١، ص ٣٤٧؛ الفتوح، ج ٥، ص ٩٢؛ مدینة معاجز الأئمة، ج ٣، ص ٤٨١؛ عنوان بصری، ج ۳، ص 23.
- . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل ٢٨٦.
- . توحید علمی و عینی، ص ١٥٦:
«از تکرّر بیانات و اصرار آن بزرگوار بر براهین اثبات کثرت حقیقیّه، بحمداللَه بر این حقیر واضح و آشکار شد که آن شخص که کلام بر طریقۀ ذوق المتألّهین تا حال میداشت، اشتباه کرده بود؛ و این براهین و لزوم شناعتی که فرموده بودید، در او اثر نمیگذارد. گویا خداوند متعال چشم او را از غیر خود کور کرده بود؛ خداوند کورترش کند!»
