
حقیقت عالم ذر و اقرار به ربوبیت
تبیین جایگاه عالم ملکوت در تفسیر آیه میثاق
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق معنای عالم ذر و تفسیر آیه شریفه «أَلَستُ بِرَبِّكُم» میپردازند. بحث با نقد دیدگاههایی آغاز میشود که حقایق وحیانی و عوالم غیبی را به مجاز و استعارههای دنیوی تقلیل میدهند. ایشان با استناد به روایات صحیحالسند، بر وجود عالمی پیش از عالم ماده تأکید کرده و تبیین میکنند که اقرار به ربوبیت الهی، حقیقتی تکوینی و نهادینه در ذات انسان است که در عالم ملکوت تحقق یافته است. در ادامه، ضمن نقد تفسیر برخی مفسران که این آیه را صرفاً به جریانهای دنیوی محدود میکنند، بر ضرورت تفکیک میان عالم ملک و عالم ملکوت تأکید میشود. در نهایت، استاد با اشاره به مراتب مختلف ایمان و تفاوت در ظهور این حقیقت فطری در افراد، بر لزوم بصیرت و تمرکز بر توحید حقیقی در مسیر سلوک تأکید میورزند.
حقیقت عالم ذر و اقرار به ربوبیت
4نفهمیدن حقیقت ولایت، علت جدایی انداختن بین فعل ملائکه و خداوند
حالا چون ما حقیقت ولایت را نفهمیدیم و چون حقیقت سریان ولایت را در علل واسطه و در علل مجریه و در علل منزّلۀ این اراده و مشیت درنیافتیم لذا خدا را در یک مرتبه قرار دادیم و ملک مقرّبش را در مرتبۀ مادون [تصور میکنیم] و بعد ملائکهای که هستند در مرتبۀ پایینتر هستند و آنها [کار] را انجام میدهند درحالیکه خودِ آن ملائکه هم مراتب دارند و اینطور نیست که سه مرتبه باشد، ممکن است هزار مرتبه وجود داشته باشد، این ملِک در تحتش یک ملائکه و آن در تحتش یک ملائکه و هَلمَّ جَرّاً.
این از یک طرف [قضیه است]! از طرف دیگر مگر ما روایات نداریم بر اینکه شخص، خود جناب ملکالموت را میبیند؟! با این روایات چه میکنید؟! و همینطور شهود؛ شهود عینی و شهود خارجی که اینها همه عین ملکالموت در اینجا حضور و وجود دارد. در روایاتی که در آنجا دارد که در بعضی از موارد خود ذات ربوبی بلاواسطه روح مؤمن را قبض میکند1 چطور؟! مگر نداریم؟! همۀ اینها مجاز است!
خیلی عجیب است ها! آدم تعجب میکند که چطور یک همچنین حرفهایی و یک همچنین مطالبی گفته شده است بااینکه اینها اهل فلسفه و اهل درس و اهل تحقیق بودند. علیٰکلّحال چه عرض کنیم!
این روایت هم در اینجا مسئله به همین کیفیت است و وقتی که در اینجا دارد: ﴿وَإِذۡ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِيٓ ءَادَمَ﴾ کلام در اینجا مطرح است! ﴿وَأَشۡهَدَهُمۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَلَسۡتُ بِرَبِّكُمۡ قَالُواْ بَلَىٰ﴾،2 ﴿قَالُواْ﴾ همان ﴿قَالُواْ﴾ است و ﴿بَلَىٰ﴾ همان ﴿بَلَىٰ﴾ است. ﴿أَلَسۡتُ بِرَبِّكُمۡ﴾ ﴿أَلَسۡتُ بِرَبِّكُمۡ﴾ است و ألستَ بربِّنا نیست! واقعاً همان ﴿أَلَسۡتُ بِرَبِّكُمۡ!﴾ اینها همین الفاظی است که حکایت از یک محکیِّ خارجی دارد. همۀ این مفاهیم در جای خودش محفوظ است و باید در کیفیت تصور این صحبت کرد نهاینکه در اصل و کینونیت و تبدّل یک معنای حقیقی به معنای مجازی بهخاطر بیسوادی خودمان صحبت کنیم!
- . الکافى، ج 1، ص ٣٨؛ معاد شناسی، ج 1، ص 234.
- . سوره اعراف (7) آیه 172.
