
حقیقت عالم ذر و اقرار به ربوبیت
تبیین جایگاه عالم ملکوت در تفسیر آیه میثاق
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق معنای عالم ذر و تفسیر آیه شریفه «أَلَستُ بِرَبِّكُم» میپردازند. بحث با نقد دیدگاههایی آغاز میشود که حقایق وحیانی و عوالم غیبی را به مجاز و استعارههای دنیوی تقلیل میدهند. ایشان با استناد به روایات صحیحالسند، بر وجود عالمی پیش از عالم ماده تأکید کرده و تبیین میکنند که اقرار به ربوبیت الهی، حقیقتی تکوینی و نهادینه در ذات انسان است که در عالم ملکوت تحقق یافته است. در ادامه، ضمن نقد تفسیر برخی مفسران که این آیه را صرفاً به جریانهای دنیوی محدود میکنند، بر ضرورت تفکیک میان عالم ملک و عالم ملکوت تأکید میشود. در نهایت، استاد با اشاره به مراتب مختلف ایمان و تفاوت در ظهور این حقیقت فطری در افراد، بر لزوم بصیرت و تمرکز بر توحید حقیقی در مسیر سلوک تأکید میورزند.
حقیقت عالم ذر و اقرار به ربوبیت
10اشکال به کلام مرحوم علامه در تفسیر کردن آیۀ ﴿أَلَستُ بِرَبِّكُم قَالُواْ بَلَىٰ﴾ به جریان عالَم مُلک
در اینکه خود ایشان هم اعتراف میکنند بر اینکه عالم ذری وجود دارد و این سؤال و جواب در آن عالم ذر انجام گرفته بحثی نیست و هیچ اختلافی در این قضیه نیست اما آنچه که در این مسئله بهنظر میرسد این است که اگر قرار بر این است که ما این آیه را مربوط به خَلق و جریان عالَم مُلک بدانیم چطور اینکه بر این مسئله اصرار فرمودند، دیگر ضمیمۀ آیات دیگر نمیتواند این را به عوالم ماقبل منتسب کند و این جمع بین متناقضین است یعنی این آیه دلالت بر جریان اقرار و اعتراف به ربوبیت در سرد این عالم دارد و آیات دیگر که دلالت بر ملکوت کلّ شیء میکنند که بهجای خود محفوظ است، آن آیاتی است که دلالت میکند بر اینکه غیر از این عالم مُلک و شهادت، یک عوالم دیگری هم هست و در آن عالم حقایق این عالم بوده، بهصورت ذر بوده، بهصورت حقیقت تجردی بوده، در آنجا ماده نبوده؛ ثقل نبوده و امثالذلک. بسیار خب، هرکدام از این آیهها به جای خود هست و ما نمیتوانیم آیهای که دلالت بر هندوانه میکند را بهخاطر یک نفر دیگر بگیریم و دلالت بر خربزه بکنیم! اگر هندوانه هندوانه است سر جای خودش هست. خربزه هم خربزه است و در یک جای دیگر است.
اگر این آیه مربوط به عالم شهادت میشود، دیگر نمیتوانیم بهواسطۀ آن آیات دیگر که یک ملکوت دیگر را دلالت میکند [تفسیر کنیم] مگر اینکه بگوییم که این آیه از خود الفاظ و عباراتش ناظر به آن عالم ماقبل هم هست که این قابل اثبات نیست.
وقتی شما میگویید که این آیه خلقت انسان را میرساند که چطور پروردگار از ظهور آدم و بنیآدم همینطور نسلها یکدیگر را ایجاد میکند و در آن سیر خارجی، وجودی خارجی، حوادث و پدیدههای خارجی خودشان کمکم کمکم به این مرتبه میرسند، وقتی که حوادث را یکی پس از دیگری میبینند و تجربه میکنند و وقتی با قضایایی برخورد میکنند که نمیتوانند از عهدۀ آنها برآیند و اعتراف به عجز میکنند؛ یعنی نفس قضیۀ خارجی است که آنها را وادار به ربوبیت میکند نه آنچه را که خدا ودیعه گذاشته است! ببینید، اینجا دقیق است ها!
