
حقیقت عالم ذر و جایگاه آن در خلقت انسان
تبیین پیوند وجودی انسان با پروردگار در عوالم پیشین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت عالم ذر و جایگاه آن در نظام خلقت میپردازند. بحث با نقد تصورات نادرست درباره زمان و مکان آغاز شده و با تفکیک میان عالم ماده، عالم مثال و عوالم مافوق، روشن میشود که زمان امری اعتباری است که در عوالم پایینتر جریان دارد. محور اصلی بحث، اثبات این نکته است که عالم ذر نه یک واقعه تاریخی در گذشته، بلکه حقیقتِ ربطی و وجودی انسان با پروردگار است که در علم عنایی الهی تحقق یافته است. استاد با استناد به آیات و روایات، توضیح میدهند که اقرار به ربوبیت، امری فطری و نهادینه در ذات انسان است که حتی کافران و مشرکان نیز در باطن خود به آن معترفاند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که تمامی عوالم و مراتب وجودی انسان، در آن حقیقتِ واحدِ ربطی مستتر بوده و سیر کمالی سالک، در واقع پردهبرداری از این حقیقتِ ازلی و آگاهی یافتن به آن است.
حقیقت عالم ذر و جایگاه آن در خلقت انسان
2ما به تندى و كندىاش كارى نداریم كه در یك جا زمان زود مىگردد و در یك جا دیر تحقق پیدا مىكند. نفس ادراك زمان و شعور نسبت به زمان، هم در عالم ماده قابل تصور است [هم در عالم غیر ماده]. همانطور که ما الآن تقریباً نیم ساعت یا بیشتر است در اینجا هستیم و داریم صحبت مىكنیم و همه گذشت زمان را احساس كردهاند و احساس مىكنیم. خب براى تعیینش هم به ساعت نگاه مىكنیم ولى اگر ساعت نباشد اینطور نیست كه ما زمان را نفهمیم؛ مىفهمیم! ممكن است آن كمیّتش را نفهمیم؛ نیم ساعت كم و زیاد [دارد]؛ منبابمثال خیال كنیم كه یك ساعت گذشته است درحالیكه نیم ساعت گذشته است یا اگر خیلى خوش بگذرد آدم خیال مىكند یك ربع گذشته است و اگر خیلى زیاد خوش بگذرد آدم خیال مىكند پنج دقیقه گذشته است! این دیگر بسته به این است كه چطور خوش بگذرد یا بد بگذرد.
فرض كنید آدم نمىخواهد یك نفر را ببیند، اگر پنج دقیقه با او نشسته است انگار دو ساعت نشسته است! اوه چقدر طولانی شد! او نمیتواند [تحمل کند]. با شخصى هم كه خیلى مأنوس است، دو ساعت مىگذرد، تازه مىگوید: اِ چه [زود گذشت]؟! پنج دقیقه است بابا تازه الآن آمدى! مىگوید که آقا به ساعتت نگاه كن خیلى حواست پرت است! دو ساعت است ما اینجا نشستهایم! خلاصه چه عرض كنم.
زمان؛ كیفیتِ ادراكِ گذشت
این مسائل به كیفیت ادراك مربوط مىشود. آن كیفیتِ ادراكِ گذشت را زمان مىگویند و از آنجا كه ادراك، یك امر مجرد است و از مقولۀ تجرّد است بنابراین این كیفیت ادراك در غیر از ماده هم قابل ادراك است یعنى در خودِ جنبۀ مثالى هم این كیفیت ادراك قابل ادراك است.
لذا شما در خواب زمان را احساس مىكنید منبابمثال یك شخصى را خواب میبینید و میبینید که شب است یااینکه مىبینید یك مجلسى هست و در آن مجلس خیلى از گذشتگانتان هستند و مىبینید که در روز است. یك جا مىبینید در شب است، یك جا مىبینید بینالطلوعین است. بعد گذشت زمان را در آنجا احساس مىكنید؛ احساس مىكنید كه این مجلسى كه در اینجا هست یك ساعت طول كشید، درحالیکه شما وقتى كه بیدار مىشوید نگاه مىكنید مىبینید كه پنج دقیقه خوابیدهاید و این پنج دقیقه در آنجا براى شما یك ساعت نمود دارد و منطبق با این مىشود پنج دقیقۀ این [عالم] ماده.
