اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت عالم ذر و جایگاه آن در خلقت انسان

تبیین پیوند وجودی انسان با پروردگار در عوالم پیشین

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت عالم ذر و جایگاه آن در نظام خلقت می‌پردازند. بحث با نقد تصورات نادرست درباره زمان و مکان آغاز شده و با تفکیک میان عالم ماده، عالم مثال و عوالم مافوق، روشن می‌شود که زمان امری اعتباری است که در عوالم پایین‌تر جریان دارد. محور اصلی بحث، اثبات این نکته است که عالم ذر نه یک واقعه تاریخی در گذشته، بلکه حقیقتِ ربطی و وجودی انسان با پروردگار است که در علم عنایی الهی تحقق یافته است. استاد با استناد به آیات و روایات، توضیح می‌دهند که اقرار به ربوبیت، امری فطری و نهادینه در ذات انسان است که حتی کافران و مشرکان نیز در باطن خود به آن معترف‌اند. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که تمامی عوالم و مراتب وجودی انسان، در آن حقیقتِ واحدِ ربطی مستتر بوده و سیر کمالی سالک، در واقع پرده‌برداری از این حقیقتِ ازلی و آگاهی یافتن به آن است.

حقیقت عالم ذر و جایگاه آن در خلقت انسان

3
  • اختصاص زمان به عالم ماده و مثال، نه عوالم بالاتر از آن

  • و همین‌طور راجع به خصوصیات دیگر؛ مثلاً احساسى كه در آنجا دارید، وقتى كه از خواب بیدار مى‌شوید مى‌بینید همان حالتى كه از گذشت زمان و از گذشت ماده و بقاء ماده براى شما پیدا شده همان حالت را در خواب داشتید. این‌طور نیست كه زمانى را كه در خواب مى‌بینید از نقطه‌نظر جوهرى و از نقطه‌نظر مفهومى و هویتى با آن ادراكى را كه دارید در اینجا می‌کنید متفاوت‌ باشد، نه! بلکه یك احساس دارید؛ آن یك احساس هم در ماده و هم در غیر ماده سریان دارد كه به آن جنبۀ مثالى مربوط مى‌شود. از مثال كه بالا رفتید دیگر در آنجا زمان نیست.

  • لذا ممكن است سالك حقائقى را در عالم ملكوت ادراك كند ولى حالت زمان را نفهمد! اصلاً در زمان نیست! لذا مى‌گویند: «خارج از زمان و مكان»، نشنیده‌اید؟! انسان از زمان خارج و از مكان خارج مى‌شود و در یك واقعیاتى قرار مى‌گیرد که در آن واقعیات گذشت را نمى‌فهمد، مرور را حس نمى‌كند، استمرار را در آن گذشت نمى‌فهمد. معلوم مى‌شود از مثال رد شده و از عالم صورت گذشته كه دیگر آن حركت را نمى‌فهمد چون هر حركت یك ابتدا و انتهایى دارد. مابین ابتدا و انتهایش مى‌شود زمان؛ حالا هرچه مى‌خواهد باشد. این ابتدا و انتها چه در عالم خارج باشد، زمانش یك جور است، چه در مكاشفه و در خواب و مثال و برزخ باشد زمانش یك جور است ولى در هردو زمان است. این حالت و این ادراك را زمان مى‌گویند.

  • عالم ماده؛ أدنى‌العوالم

  • حالا این قبلیتى كه ما مى‌گوییم كه قبلیت قبل از عالم ماده است، در عالم ذر، آیا این قبلیت، قبلیت زمانى است؟ خب این اصلاً غلط است كه شما بگویید: قبلیت زمانى. چون عالم ماده أدنى‌العوالم معلولى و علی نسبت به عالم مافوق است یعنى پایین‌ترین عالم كه همان عالم ماده و عالم شهادت است، این عالم نسبت به آن عوالم مافوق أدنى‌العوالم مى‌شود و این أدنى‌العوالم نسبت به آن عالم مافوق جنبۀ معلولى دارد. این گفتگو و این حیثیتى كه الآن در این فرد پیدا شده همان‌طوری‌كه عرض كردیم، این یك جهتى نیست كه براساس تجربۀ حسى ـ چنانچه مرحوم علامه در المیزان‌ فرموده‌اند1 ـ در این عالم پیدا بشود؛ نه! یك واقعیتى است كه آن واقعیت، حقیقت است؛ یک حقیقت خارجى است منتها آن حقیقت خارجى قبل از تحقق ماده و در همان تحقق انسانیتِ انسان است كه ﴿وَإِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّي خَٰلِقُۢ بَشَرٗا مِّن صَلۡصَٰلٖ مِّنۡ حَمَإٖ مَّسۡنُونٖ﴾؛2 وقتى كه آن خلقت آدم مى‌خواهد تشكّل پیدا بكند، در آن كیفیت و در آن زمان این واقعیت تجسم پیدا كرده و در آنجا این واقعیت خلق شده است.

    1. تفسیر المیزان، ج 8، ص 306.
    2. . سوره حجر (15) آیه 28. نور ملکوت قرآن، ج 4، ص 11:
      «و یاد بیاور زمانی را که پروردگار تو به فرشتگان گفت: من آفرینندۀ بشری هستم که از گِل خشک‌شدۀ از لجن متعفّن و بدبو می‌باشد.»