اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وحدت مقام اجمال و تفصیل در علم الهی

تبیین نسبت علم حضوری حق تعالی با تعینات خلقی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی و عرفانی پیرامون کیفیت علم باری‌تعالی به مخلوقات می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج در تفکیک میان مقام اجمال و مقام تفصیل در علم عنایی آغاز می‌شود. ایشان با ردّ انگاره‌های عامیانه که برای خلقت، زمان و سابقه عدم قائل هستند، تبیین می‌کنند که علم خداوند به آثار و تعینات خلقی، علمی حضوری و عین ذات اوست. در این نگاه، میان ماده و مجرد عدم سنخیتی وجود ندارد، بلکه هر دو ظهورات یک حقیقت واحده هستند که در تجلی واحد الهی پدید آمده‌اند. در نهایت، با تأکید بر اینکه علم حق تعالی به ماسوی، علمی حصولی و متأخر از ذات نیست، این نتیجه حاصل می‌شود که تمامی عوالم در عین کثرت، در مقام وحدت هوهویه با ذات ربوبی مرتبط بوده و هیچ‌گاه از احاطه قیومی حق تعالی خارج نبوده‌اند.

وحدت مقام اجمال و تفصیل در علم الهی

2
  • در اینجا حرف‌هاى عجیبى هست که باید اینها را در مباحث شهودى بزرگان و عرفاء و روایاتى كه از ائمه علیهم‌السّلام در این باب رسیده جستجو كرد كه چطور نفس ولىّ الهى ـ چه پیامبر باشد و چه امام علیه‌السّلام باشد و چه عارف كامل باشد ـ از نقطه‌نظر ثبوت به مرتبۀ ثبوت تام و به مرتبۀ فعلیت محضه رسیده است ولى همین نفس در مراتب تعیّن خارج، منطبق با تعیّن خارج عمل مى‌كند. در بعضى از موارد اتفاق مى‌افتد كه آنها همین شهود و همین احساس را براى سایر افراد نیز به مرحلۀ بروز و ظهور درمى‌آورند که آن دیگر مواردى هست كه باید آنها را در كتب مفصّلات جستجو كرد.

  • علىٰ‌كلّ‌حال اینكه صحبت مى‌شود كه در مقام علم عنائى، علم اجمالى نسبت به عینیّت اشیاء است اما در مقام تفصیل آن علم متبدل به علم تفصیلى در نشئۀ ظاهر و عالم شهادت مى‌شود، عرض شد كه این مطلب چندان دقیق و قابل تأمل نیست بلكه مقام اجمال و مقام تفصیل در یك مرتبه و در یك رتبه قرار گرفته است؛ یعنى در عین اجمال تفصیل است و در عین تفصیل اجمال است. این همان نكته‌اى است كه بسیارى از بزرگان مثل‌ مرحوم میرداماد و همین‌طور خود مرحوم صدرالمتألهین ـ رضوان الله تعالی علیهم ـ كه یك اشاراتى به این قضایا دارند، خب آنهایى كه مقام كشف دارند كه جاى خود دارند، با اینكه تا حدودى مطلب را فهمیده‌اند و انسان از لابلاى كلمات و عباراتشان احساس مى‌كند كه به این مسئله رسیدند ولى ما در عبارات آنها اضطراب مى‌بینیم و این به‌خاطر همین مسئله است كه نتواستند بین اجمال و تفصیل جمع كنند. وقتى که به اجمال مى‌رسند مى‌گویند كه این عنوان اجمال با تفصیل منافات دارد و وقتى به تفصیل نگاه مى‌كنند مى‌گویند که این تغییر و تحول در اجمال پیدا شده است. پس این دو باهم چطور جمع مى‌شوند؟! از یك طرف از هیچ‌كدام هم نمى‌توانند دست بردارند! نه مى‌توانند اجمال را كنار بگذارند و نه تفصیل را كنار بگذارند! اجمال را نمى‌توانند كنار بگذارند چون بالأخره این عالم در مقام تعینات خودش و در ظهورات و تقیّدها و قیدهاى خودش دیگر معنا ندارد که در آن وجود منبسط، مجرد، بسیط، صرف الحقیقه و صرف الوجود به همین قیود، شكل، كم، عرض و جوهر وجود داشته باشد پس باید یك تغییر و تحولاتى پیدا شود كه بتواند با آن وجود بحت و بسیط و صرف الوجود سنخیت پیدا بكند.