اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وحدت مقام اجمال و تفصیل در علم الهی

تبیین نسبت علم حضوری حق تعالی با تعینات خلقی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی و عرفانی پیرامون کیفیت علم باری‌تعالی به مخلوقات می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج در تفکیک میان مقام اجمال و مقام تفصیل در علم عنایی آغاز می‌شود. ایشان با ردّ انگاره‌های عامیانه که برای خلقت، زمان و سابقه عدم قائل هستند، تبیین می‌کنند که علم خداوند به آثار و تعینات خلقی، علمی حضوری و عین ذات اوست. در این نگاه، میان ماده و مجرد عدم سنخیتی وجود ندارد، بلکه هر دو ظهورات یک حقیقت واحده هستند که در تجلی واحد الهی پدید آمده‌اند. در نهایت، با تأکید بر اینکه علم حق تعالی به ماسوی، علمی حصولی و متأخر از ذات نیست، این نتیجه حاصل می‌شود که تمامی عوالم در عین کثرت، در مقام وحدت هوهویه با ذات ربوبی مرتبط بوده و هیچ‌گاه از احاطه قیومی حق تعالی خارج نبوده‌اند.

وحدت مقام اجمال و تفصیل در علم الهی

3
  • اینجاست كه ناچار باید اجمالى را پذیرفت كه همین منبسطات در این عوالم مختلفۀ امتزاجات مادى‌ بالأخره از نقطۀ اتصالش به آن عالم بحت و بسیط به چه تغییر و تحوّلی باید بیفتد و به چه كیفیتى باید قرار بگیرد! چگونه ممكن است یك وجود مقید و مادى و محدود بتواند خود را در یك وجود لاحد و لارسم و اطلاقى جاى بدهد؟! خب با همدیگر منافات دارند! خودتان دارید مى‌گویید: قید و ماده، خب آنجا كه ماده‌ و حد و کیف معنا ندارد! اگر بخواهد با حد باشد همین حلول محدود در لامحدود موجب محدودیت لامحدود خواهد شد! چون لامحدود وقتی به این محدود مى‌رسد خودش حد مى‌خورد پس‌ این خُلف است چون از لاحدى و اطلاقى خودش خارج مى‌شود. اینجاست كه گیر كردند؛ یعنى من‌حیث‌المجموع نتوانستند یك برداشت روشن و واضحى را ارائه بدهند. یك چیزى فهمیدند و به قول معروف «این‌قدر هست كه بانگ جرسى مى‌آید»1 ولى نتوانستند این مطلب را در عبارات و كلمات بیان كنند.

  • آثار برداشتن عدم سنخیت بین ماده و مجرد

  • من خیال مى‌كنم با توجه به مطالبى كه ما در گذشته نسبت به این قضیه بیان گفتیم دیگر شك و شبهه‌اى براى این مسئله باقى نمانده باشد كه ما در اینجا عدم سنخیت بین ماده و مجرد را از میان برداشتیم و با برداشتن عدم سنخیت بین ماده و مجرد در اینجا یك حقیقت واحده تشكّل پیدا مى‌كند كه این حقیقت واحده به صور مختلفى در عین تشخّص و در عین تعیّن درمى‌آید. یعنى در عین اینكه این سیاه است در همان عین هم سفید است و در همان عین قرمز است و در همان عین سبز است؛ یعنى در لحظه‌هاى مختلف....

  • ماده و مجرد دو ظهورِ یك حقیقت

  • تلمیذ: عدم منافات؟

  • استاد: بله، عدم منافات. عرض كردم ما عدم سنخیت بین همان ماده و مجرد را برداشتیم و سنخیت ایجاد کردیم. بنابراین عرض شد كه در اینجا دیگر ماده با مجرد در تنافى و تقابل نیست بلكه ماده و مجرد دو ظهور یك حقیقت است؛ هردوى اینها دو ظهور یك حقیقت واحده است منتها از یك دید وقتى انسان به این حقیقت از یك منظر و مرأیٰ نگاه بكند آن را مجرد مى‌بیند و از یك منظر و مرأى دیگر آن را ماده و داراى خصوصیت ماده مى‌بیند. یك تعیّن در اینجا بیشتر نیست.

    1. اشعار منتسب به حافظ، شعر 11:
      كس ندانست كه منزلگه معشوق كجاست***‌قدر هست كه بانگ جرسى مى‌آید