
وحدت مقام اجمال و تفصیل در علم الهی
تبیین نسبت علم حضوری حق تعالی با تعینات خلقی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی و عرفانی پیرامون کیفیت علم باریتعالی به مخلوقات میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج در تفکیک میان مقام اجمال و مقام تفصیل در علم عنایی آغاز میشود. ایشان با ردّ انگارههای عامیانه که برای خلقت، زمان و سابقه عدم قائل هستند، تبیین میکنند که علم خداوند به آثار و تعینات خلقی، علمی حضوری و عین ذات اوست. در این نگاه، میان ماده و مجرد عدم سنخیتی وجود ندارد، بلکه هر دو ظهورات یک حقیقت واحده هستند که در تجلی واحد الهی پدید آمدهاند. در نهایت، با تأکید بر اینکه علم حق تعالی به ماسوی، علمی حصولی و متأخر از ذات نیست، این نتیجه حاصل میشود که تمامی عوالم در عین کثرت، در مقام وحدت هوهویه با ذات ربوبی مرتبط بوده و هیچگاه از احاطه قیومی حق تعالی خارج نبودهاند.
وحدت مقام اجمال و تفصیل در علم الهی
5وجود دو راه برای عالم شدن
ما [برای عالم شدن] دو راه که بیشتر نداریم؛ یا باید یك چیزى را ببینیم و بعد عالم بشویم یااینکه نیاز به دیدن نداریم. آنچه را که باید ببینیم این است که فرض كنید الآن چه کسی در این حیاط میرود؟ این آقا الآن از حیاط رفت تا من نبینم خب [عالم نمیشوم]! این علم حصولى میشود. چطور برای شما [معلوم نبود]؟! چون شما دارید به من نگاه مىكنید لذا ندیدید، من دیدم! خب این وسیلهاش چشم است. من تا چشمم را باز نكنم آیا مىدانم که چه کسی میآید و میرود؟! نه، نمىدانم! خب این علم حصولى مىشود. یک علم هم هست که نیاز به دیدن ندارد؛ شما نگاه به خودتان بكنید آیا شما بر وجود خودتان عالم هستید یا نه؟! عالم نیستید؟! خب این نیاز به فكر كردن دارد؟! من بنشینم فكر كنم كه من اصلاً هستم یا نیستم؟! یك ساعتى فكر آن را بكنم که اگر من منم پس كو كدوى گردنم.1 بنشینم و یك ساعتى فكر كنم تا شاید به این نتیجه برسم كه نه من نیستم!! چون نتیجه دو طرف دارد دیگر! ممکن است من بعد از یك ساعت فكركردن به این نتیجه رسیدم كه نه، اصلاً ما كشك هستیم و ما «همه شیران ولى شیر علم»!2 این طور نیست؟! آنها بعد از فكر كردن به این رسیدند که نیستند، ما نه! فكر نكرده مىگوییم که هستیم، بین ما و آنها فرق در این است که ما فكر نكرده مىگوییم که هستیم! صحبت كردنهایمان را پشت تریبونها و بین جمعیتها ببینید، اوه اوه اوه! یعنى ما هستیم دیگر! حرف ما! فكر نكرده هستیم ولی آن بزرگان فكر كردند، ذكر گفتند، مراقبه كردند، تهذیب و تزكیه داشتند و تحت تربیت قرار گرفتند و بعد از سالها و دهها سال فهمیدند که [نیستند]! مرحوم ملا حسینقلى همدانى 22 سال زحمت كشید تازه فهمید كه نیست. 22 سال مىگفت كه هستم! بله این وجود شریف، شخیص، مستقل و غنى بالذات هست! ما همین هستیم دیگر! او كه وجودش وجود عرضى است خداست نه ما! وجود ما ذاتى هست! ما هستیم و آثار داریم و آسمان و زمین به حیات ماست و ما اگر بمیریم آسمان و زمین ازبین مىرود لذا آنقدر خرج مىكنیم تا زنده بمانیم، اینهمه كرور كرور كه بنده براى وجود مبارك خودم خرج مىكنم بهخاطر این است كه اگر خداى نكرده خداى نكرده صدهزار مرتبه زبانم لال اگر من سرم را بر زمین گذاشتم عالم کُن فَیکون مىشود! تمام عالم زیرورو مىشود! لذا باید بمانم! دیگر نه از جبرئیل و نه از میكائیل اثری مىماند لذا باید بمانم! باید خرج كنم! باید پولها را براى بقاء و حیات خودم بردارم! مجبورم میلیارد میلیارد خرج كنم كه بمانم تا خلاصه مشكلى پیش نیاید. اما آنها نه! آنها نشستند و مدام فكر كردند؛ «فکرةُ ساعةٍ خیرٌ مِن عِبادةِ سِتّینَ سَنَةً»3 این فكرهاست! انسان باید بنشیند و فكر كند تا مثل خر نفهمد و از خریّت دربیاید! حضرت خر را كه مىدانید:
- . هفت اورنگ، سلامان و ابسال، بخش دوم.
- . مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 17.
- . جامع الصغیر، ج 2، ص 219؛ المیزان، ج 4، ص 90.
«قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”فکرةُ ساعةٍ خیرٌ مِن عِبادةِ سِتّینَ سَنَةً“.» مطلع انوار، ج 12، ص 39:
«رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: ”یک ساعت تفکر کردن، از شصت سال قیام به عبادت بهتر است.“» (محقق)
