
حقیقت وجود و کیفیت ارتباط علت با معلول
تبیین بساطت ذات الهی در عین ظهور در کثرات و تعینات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت خلقت اشیاء و نسبت میان علت و معلول میپردازند. ایشان با نقد تصورات رایج که معلول را جدا از علت میپندارند، بر اساس قاعده علیت، حقیقت مخلوق را همان حقیقت نازله و تشؤّن ذات باری در شئون محدود میدانند. در ادامه، بحث ماهیت به عنوان امری موجود و معلولِ وجود مطرح شده و تفاوت آن با عدم تبیین میگردد. استاد با بهرهگیری از اشعار ابنفارض و تحلیل مفاهیم قرآنی، به دشواری ادراک مقام ذات و حقیقت روح میپردازند و با ارائه مثالی ساده از دست انسان، نحوه حفظ بساطت و اطلاقیت وجود را در عین ظهور در قیود و حدود مختلف تشریح میکنند. این جلسه در نهایت به این نتیجه میرسد که حقیقت وجود، حقیقتی مجرد است که با حفظ بساطت، با تمامی قیود و شئون عالم موافقت و همراهی دارد.
حقیقت وجود و کیفیت ارتباط علت با معلول
6بالاتر بودن روح از جنبۀ نفس
اما مسئله این است كه روح از جنبۀ نفس بالاتر است و قضیۀ روح قضیۀ نفس نیست بلکه قضیۀ اطلاقى و قضیۀ لا حد و لا رسمى و قضیۀ ﴿ٱلرُّوحُ مِنۡ أَمۡرِ رَبِّي﴾ و ﴿فَإِذَا سَوَّيۡتُهُۥ وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُۥ سَٰجِدِينَ﴾1 است. خدا كه مؤنث نیست! ﴿وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي﴾ از روح خودم در او دمیدم بنابراین خدا هم باید مؤنث باشد! الله هم باید مؤنث باشد! درحالىكه در آنجا اصلاً تأنیث و تذكیر معنا ندارد و اگر قرار باشد در آنجا صفتى آورده شود قطعاً باید مذكر باشد چون درصورت تأنیث جهت تأنیثى مىخواهد ولى اگر آن جهت تأنیثى لحاظ نشود، بنا بر اصل مذكر است! در اینجا جنبۀ مذكر بودن بدون حیثیت تأنیثی لحاظ شده است.
تعریف روح
روح یك مقام بالاتر از نفس است! روح یعنى همان حیثیت ربطیهاى كه آن حیثیت ربطیه به خود ذات بارى تعلق مىگیرد و لاغیر! حتى أعلىٰ از اسماء و صفات الهى است یعنى روح در حقیقت ذاتِ بارى است كه در عالَم خارج به قیودات و حدود مختلفه برحسب آن مقدارى از اسماء و صفات الهى كه در او بهعنوان سرمایه و رأسالمال قرار داده شده است تشؤّن پیدا مىكند. یكى علمش بیشتر است و یكى كمتر، یكى استعدادش بیشتر است و یكى كمتر، یكى حافظهاش قویتر است، یكى توانش بیشتر است و یكى جنبۀ ربطىاش بیشتر است و دیگری کمتر، خلاصه هر كسى [میزانی] از آن خصوصیات را دارد. روح آنجا در مرتبهای است كه نباید نسبت به آن جنبۀ تأنیث و تذكیر را لحاظ كرد اما وقتى روح به بدن تعلق مىگیرد و مىخواهد با این بدن در این دنیا كاری انجام دهد، نفس میشود و از موقعیتش پایین مىآید و از آن موقعیت پایین با اشیاء ارتباط پیدا مىكند.
آیۀ شریفه كه مىفرماید: ﴿يَٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفۡسُ ٱلۡمُطۡمَئِنَّةُ * ٱرۡجِعِيٓ إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةٗ مَّرۡضِيَّةٗ﴾ خطاب به آن حیثیت ربطیه نیست بلکه خطاب به همین نفسى است كه در این عالم تربیت شده و به مقام تقرب رسیده و این نفس با این خصوصیت در بهشت داخل مىشود و از نعمات الهى بهرهمند میگردد.
- . سوره ص (38) آیه 72. مطلع انوار، ج 13، ص 141:
«زمانى كه از جهت خلقت مادى و معنوى او را استوار نمودم و به مرتبۀ استواء تام رسانیدم و از روح و ذات خود در آن دمیدم، آنگاه در برابر او سجده آرید.»
- . سوره ص (38) آیه 72. مطلع انوار، ج 13، ص 141:
