اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مبانی کلیدی عرفان نظری و فلسفه، یعنی رابطه میان «وجود بالصرافه» و «اعیان ثابته» می‌پردازد. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که چگونه وجود مطلق و نامحدود حضرت حق می‌تواند با تعینات و تشخصات محدودِ موجودات (اعیان ثابته) جمع شود، بدون آنکه اطلاق ذات الهی دچار تقیید یا نقص گردد. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، نشان می‌دهد که همان‌گونه که آب در عین حفظ حقیقتِ مایع بودن، می‌تواند به اشکال مختلفی همچون یخ یا بخار درآید، وجود حق نیز در عین حفظ اطلاق و بساطت، در مقام مشیت و اراده به تعینات مختلف ظهور می‌یابد. در ادامه، این قاعده در تحلیل حقیقت ملائکه و خلیفة‌اللهی انسان به کار گرفته شده و تبیین می‌شود که چگونه کثرات عالم، همگی در وجود واحد حق محوضت دارند و هیچ‌گونه دوئیتی میان خالق و مخلوق در مرتبه ذات وجود ندارد.

اثبات عدم تنافی عین ثابت با وجود حق

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مبانی کلیدی عرفان نظری و فلسفه، یعنی رابطه میان «وجود بالصرافه» و «اعیان ثابته» می‌پردازد. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که چگونه وجود مطلق و نامحدود حضرت حق می‌تواند با تعینات و تشخصات محدودِ موجودات (اعیان ثابته) جمع شود، بدون آنکه اطلاق ذات الهی دچار تقیید یا نقص گردد. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، نشان می‌دهد که همان‌گونه که آب در عین حفظ حقیقتِ مایع بودن، می‌تواند به اشکال مختلفی همچون یخ یا بخار درآید، وجود حق نیز در عین حفظ اطلاق و بساطت، در مقام مشیت و اراده به تعینات مختلف ظهور می‌یابد. در ادامه، این قاعده در تحلیل حقیقت ملائکه و خلیفة‌اللهی انسان به کار گرفته شده و تبیین می‌شود که چگونه کثرات عالم، همگی در وجود واحد حق محوضت دارند و هیچ‌گونه دوئیتی میان خالق و مخلوق در مرتبه ذات وجود ندارد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اثبات عدم تنافی عین ثابت با وجود حق

11
  • چنین است رسم سرای درشت***گهی پشت به زین و گهی زین به پشت1
  • یك روز بالا مى‌روى و یك روز پایین مى‌آیى! روزى كه بالا می‌روی مى‌خندى! به همه می‌گویی که بله، الحمدلله دیگر خیلى اوضاع خوب است! اما روزی که پایین هستى هم‌چنین این ابروها هفت مى‌شود اوه اوه اوه! به زمین و آسمان و بالا و پایین فحش می‌دهی!

  • یك دفعه در یک جایی مى‌شنیدم که یك بنده خدایى نفر اول شده بود و مى‌گفت كه [با این انتخابتان] قلب رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم را شاد كردید! چون تو نفر اول شدى [قلب رسول الله شاد شد]؟! خودم می‌شنیدم! چند سال بعد كه رفت نفرهاى آخر شد، رسول الله عزادار شد!! رسول الله عزادار شد!! رسول الله كه سر جایش هست، تو بالا رفتی و پایین آمدى! رسول الله نه آن موقع قلبش خوشحال شد و نه الآن عزادار شد! اتفاقاً آن موقع که تو بالا رفتی عزادار شد، حالا تو عوضى فهمیدى! الآن شاد شده است كه تو آخر شدی! دنیاست! در این دنیا نفر اول مى‌شویم و از حساب رسول الله خرج مى‌كنیم! وقتى ما نفر اول مى‌شویم مى‌آییم از حساب رسول الله خرج مى‌كنیم! می‌گوییم: الحمدلله! بعد که یك‌خرده كمتر آمدند و ... دیگر حرف زیاد است آقا! خودتان بهتر از من مى‌دانید! فقط سر ما كلاه نرود! همۀ این حرف‌ها براى این است که سر من و شما كلاه نرود! حالا سر بقیه رفت، رفت رهایش كنید اما سر ما كلاه نرود!

  • خدا مرحوم پدر ما ـ رضوان الله تعالی علیه ـ را رحمت كند همیشه مى‌گفتند که دنیا را به اهلش بسپارید و اعتناء نكنید، بگذارید بروند خوش باشند بالأخره دنیا هم یك آدم‌هایى را مى‌خواهد! من كه عُرضه ندارم بیایم این دنیا را بگردانم، این دنیا این‌طور است. خب این دنیا نمى‌خواهد که یكى بیاید او را بگرداند؟! خیلی خب خدا جور كرده است حالا تو غصۀ چه چیزی را مى‌خورى؟! خیلى از خدا هم تشكر كن که در دل یک عده‌ای چنان محبت دنیا را گذاشته كه اگر خون از او درآید این محبت دنیا از او درنمى‌آید، خیلى ممنون خدایا! خیلى ممنون!

    1. . منسوب به فردوسی.
/ 260