اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اثبات عدم تنافی عین ثابت با وجود حق

تبیین چگونگی جمع میان اطلاق ذات الهی و تعینات خلقی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مبانی کلیدی عرفان نظری و فلسفه، یعنی رابطه میان «وجود بالصرافه» و «اعیان ثابته» می‌پردازد. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که چگونه وجود مطلق و نامحدود حضرت حق می‌تواند با تعینات و تشخصات محدودِ موجودات (اعیان ثابته) جمع شود، بدون آنکه اطلاق ذات الهی دچار تقیید یا نقص گردد. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، نشان می‌دهد که همان‌گونه که آب در عین حفظ حقیقتِ مایع بودن، می‌تواند به اشکال مختلفی همچون یخ یا بخار درآید، وجود حق نیز در عین حفظ اطلاق و بساطت، در مقام مشیت و اراده به تعینات مختلف ظهور می‌یابد. در ادامه، این قاعده در تحلیل حقیقت ملائکه و خلیفة‌اللهی انسان به کار گرفته شده و تبیین می‌شود که چگونه کثرات عالم، همگی در وجود واحد حق محوضت دارند و هیچ‌گونه دوئیتی میان خالق و مخلوق در مرتبه ذات وجود ندارد.

اثبات عدم تنافی عین ثابت با وجود حق

9
  • دلیل خلیفة اللهی انسان

  • با توجه به این قضیه، اعیان ثابته متشخصاتى هستند كه هركدام از اینها یك حقیقت فردیۀ در تحت نوعیت انسان هستند كه هركدام از اینها یك حقیقت فردیۀ منحصربه‌فرد از باب لا تکرارَ فِى التَّجلى هستند كه خود آن حقیقت فردیه عبارت از یك‌یك آن افراد و اشخاص خارجى است. آن اشخاص و همۀ اشیاء خارجى در یك هم‌چنین مسئله‌اى هستند منتها خصوصیت آن عین ثابت در انسان، خصوصیتى است كه با سایر اعیان ثابته فرق مى‌كند چون فقط عین ثابت كه اختصاص به انسان ندارد! شیر هم عین ثابت دارد، ببر هم عین ثابت دارد، فیل هم عین ثابت دارد، زرافه هم عین ثابت دارد، حیوان هم عین ثابت دارد، شجر هم عین ثابت دارد، مدر هم دارد، دریا، آسمان و زمین همۀ اینها اعیان ثابته دارند فقط انسان كه نیست! منتها آن نحوۀ تشكّل حقیقت وجود بالصرافه به عین ثابت انسان، به یك نحوه‌اى است كه مستجمع همۀ اسماء كلیۀ الهیه و صفات كلیه است لذا او مى‌تواند مقام خلافة اللهى پیدا كند و بقیه این‌طور نیستند. جبرائیل هم عین ثابت دارد و عزرائیل هم عین ثابت دارد همۀ اینها براى خودشان اعیان ثابته دارند! حضرت جبرائیل یك فرد است نه‌اینكه یك حقیقت نوعیه است یك فرد است منتها آن یك فرد، یك فردى است كه داراى خصوصیات دیگر است.

  • مثلاً یكى از تصوراتى كه ما مى‌كنیم این است كه ملائكه ﴿قُلۡ يَتَوَفَّىٰكُم مَّلَكُ ٱلۡمَوۡتِ ٱلَّذِي وُكِّلَ بِكُمۡ﴾1 در اینجا ملك الموت جناب عزرائیل است، بعد تصور ما این است که یك ملائكه‌اى داریم كه این ملائكه هركدام براى خودشان یك مَلك جداگانه هستند و یك فرد جداگانه هستند و مانند لشکر هستند كه این لشکر یك امیرى دارد و بر هر فوجى یك امیر هست و خلاصه این شخص حالا سرتیپ است یا سرلشکر است هرچه هست بر اُمراء این فوج‌ فوج‌ها امیر است و آن اُمراء هم بر خود افراد در تحت فرمان خودشان امیر هستند. این‌طور تصور ما از ملائكه است و یك هم‌چنین برداشتى داریم. ملائكه هم همین‌طور، هركدام از این ملائكه همه دارای وجود خاص خودشان هستند كه اینها مخلوق پروردگار هستند. خدا به عزرائیل گفته که تو مأمور و مسلط بر این فوج هستى، به جبرائیل گفته كه تو مأمور بر این فوج هستى، به جناب اسرافیل هم همین‌طور گفته است و هركدام از این ملائكۀ مقرّب امیر هستند مثل سرلشکر بر افواجى امیر هستند. آن جان‌ها را مى‌ستاند، آن جان مى‌دهد، آن ارزاق را پخش مى‌كند، آن قهر و غلبه و زلزله و این مسائل را مى‌آورد و آن جبرائیل مَلك علم است و علوم را بر همۀ دنیا افاضه مى‌كند به‌واسطۀ افراد زیردست خودش كه همان ملائكۀ متنازل هستند.

    1. . سوره سجده (32) آیه 11. الله شناسى، ج ‌3، ص 140:
      «بگو اى پیغمبر! شما را قبض روح مى‌كند آن فرشته مرگى كه بر شما گماشته شده است.»