اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین جایگاه رب‌النوع در تکون موجودات

نقش عقل مجرد در تحقق و تمایز انواع مادی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه شیخ اشراق پیرامون حقیقت «مُثل افلاطونی» یا «ارباب انواع» می‌پردازند. بحث با بررسی ضرورت وجود یک حقیقت علّیِ مجرد برای تحقق و صورت‌بندی انواع مادی آغاز می‌شود؛ حقیقتی که به هر نوع، هویت و تمایز می‌بخشد. در ادامه، ضمن اشاره به دیدگاه مشائیین و نقد علامه طباطبایی، این پرسش مطرح می‌شود که آیا عقل مجرد تنها مسئول ایجاد نوعیت است یا در جزئیات و عوارض مادی نیز نقش دارد. استاد با تحلیل رابطه میان ماده و مجرد، تبیین می‌کنند که چگونه وجود بسیط در مسیر تحقق و شکل‌گیری، نیازمند سلسله عللی است که در نهایت به آن حقیقت مجرد بازمی‌گردد. در پایان، با نگاهی به حقیقتِ وجود و سیر انسان به سوی فعلیت، بر اهمیت بهره‌گیری از فرصت‌های عمر پیش از رسیدن به مرحله «حساب و بدون عمل» تأکید شده است.

تبیین جایگاه رب‌النوع در تکون موجودات

2
  • خب إن‌شاءلله كه راجع به مطالبى كه عرض شد سؤال و ابهامى نمانده است. حالا راجع به این مطالب یك تتمه‌هایى هست كه آنها را هم طبعاً باید متعرّض بشویم و دیگر لبّ مطلب همانى بود كه تا جلسۀ قبل صحبتش گذشت.

  • و ذَهبَ الشیخُ المُتألهُ المُتعصِّبُ لِأفلاطون و مُعلمیهِ و حُکماءِ الفُرس موافقاً لَهم ـ إلى أنَّهُ یَجبُ أن یَکونَ لِکلِّ نَوعٍ مِنَ الأنواعِ البَسیطةِ الفَلکیةِ و العُنصریةِ و مُرکباتِها النَباتیةِ و الحیوانیةِ عقلٌ واحدٌ مُجردٌ عَنِ المادةِ مُعتن فی حَقِّ ذلکَ النّوعِ ـ و هوَ صاحبُ ذلکَ النّوعِ و رَبُّه‌.

  • و قَد استدلَّ عَلى إثباتِها بِوجوه.1

  • مطلب شیخ اشراق راجع به کلام افلاطون

  • مرحوم شیخ اشراق راجع به كلام افلاطون و تفسیر و توضیح كلام ایشان مطلبى دارند و مطلب ایشان هم مطلب قابل توجهى است. ایشان مى‌فرمایند كه اگر شما هر عنصرى را از عناصر و هر نوعى را از انواع چه انواع بسیطه و یا انواع ممتزجۀ مركبۀ نباتى یا حیوانى درنظر بگیرید یك قوایى دارد و باید استناد به یك عقل مجرد داشته باشد كه آن عقل مجرد این نوع را صورت‌بندى كند و عوارض این نوع را بر او عارض كند، چه این نوع از انواع مجرده باشد یااینكه از انواع مادى باشد، نباتى باشد یا از فلكیات باشد روى آن هیئت قدیم یااینكه از مادیات باشد و عناصر مادى باشد و خود این عناصر مادى بسیط باشند كه همان عناصر اربعۀ آب، آتش، هوا، خاك و اینها را مى‌گفتند عناصر بسیطۀ‌ مادیه یا ممتزجه كه نباتى و حیوانى و امثال‌ذلك باشد، خب هركدام از اینها به یك عقلى استناد دارد كه آن عقل، عقل بسیط است و آن مكمل و مقوِّم این نوع هست و همان عقل باعث مى‌شود كه این نوع به این كیفیت خاص تحقق پیدا كند و با سایر انواع فرق داشته باشد، این قضیه مربوط به این نوع مى‌شود.

  • ما اسم این عقل را رب‌النوع و مثال مى‌گذاریم. در مثال و تسمیه هم كه مناقشه نیست. به این عقلى كه موجب یك هم‌چنین پدیده‌اى است و موجب یك هم‌چنین نوعى است و موجب یك هم‌چنین واقعیتى است، مثال گفته مى‌شود. حالا شما مى‌خواهید مثال افلاطونى بگویید یااینكه رب‌النوع، مثل آنچه كه قدماء قائل بودند که براى هر چیزى رب‌النوعی وجود دارد. البته الآن هم در بین سایر ادیان و سایر ملل و نحل یك هم‌چنین مسائلى وجود دارد حتى بودایى‌ها كه پرستششان به همین ارباب انواع هست، آنها هم داراى یك هم‌چنین مكتبى هستند. الآن در عبادتگاه‌هاى بودایى‌ها ارباب انواعشان را مشاهده مى‌كنید؛ رب‌النوع باران، رب‌النوع صاعقه، رب‌النوع آتش، رب‌النوع زلزله، رب‌النوع گیاه، رب‌النوع انسان، رب‌النوع جماد، رب‌النوع خشونت و رب‌النوع عطوفت. خلاصه ارباب انواع را به‌صورت مجسمه‌هایى مشاهده مى‌كنید. در یكى از همین عبادتگاه‌ها كه یك وقتى بنده رفته بودم اینها هركدام جایگاه خاصّ خودشان را داشتند و افراد برحسب نیاز خودشان و مشكلات خودشان سراغ آن قسمت و آن رب‌النوع ‌می‌آمدند و هدایایى مى‌آوردند و عود مى‌آوردند! دسته‌دسته و کیلوکیلو عود مى‌آوردند نذر مى‌كردند. یك كیلو عود روى آتش مى‌گذاشتند که اصلاً كلّ محل [دودش] به هوا می‌رفت و آنها هم مى‌آمدند با بیل این خاكسترها را برمی‌داشتند و مى‌ریختند. نذر مى‌كردند و... توجه مى‌كردند!

    1. الحكمة المتعالیة، ج 2، ص 53.